img

گفتگو با مدیران سایت‌های فروشگاهی موفق – آقای عباس‌نژاد؛ مدیر و مالک سایت آسارایان

/
/
/

سایتهای فروش آنلاین امروزه جزء لاینفک دنیای تجارت و قسمتی از زندگی روز مره ما شده است.شاید زمانی این سایتها فقط یک نوآوری در دنیای آی تی محسوب می گردید اما امروز با رشد روز افزون آنها تقریبا از این محدوده خارج شده و در کنار آن قرار گرفته است.بر همین اساس بر آن شدیم که فعالان موفق ایرانی در این عرصه را به خوانندگان رایانه معرفی نماییم.—-

– لطفاً خودتان را معرفی نمایید.
حسین عباس‌نژاد هستم. متولد سال ۱۳۵۳ در شهر آبادان. در حال حاضر مدیریت سایت آسارایان  را به عهده دارم که امیدوارم بتوانیم خدمات ارزنده‌ای را به هموطنان عزیز ارائه کنیم و هم به عنوان یک کارآفرین و هم به عنوان یک منبع درآمدی خوب و سالم در خدمت کارکنان شرکت باشم.
– لطفاً تاریخچه‌ي مختصری از شروع کارتان و هدفتان در آغاز بگویید.
در مقدمه باید ذهنیت خود را در سال ۷۱ (وقتی دیپلم گرفتم) را بگویم؛ آن موقع وقتی دفترچه شماره دویِ انتخاب رشته را می‌خواندم رشته‌ي مهندسی صنایع نظرم را جلب کرد و با علاقه‌ي بسیار این رشته را انتخاب کردم و شروع به تحصیل نمودم، در آن موقع با کامپیوتر هم آشنا بودم و یک دستگاه کامپیوتر ACER 286 داشتم و کار می‌کردم.
– پس شما جزء طبقه‌ي پولدارها بودید، چون در آن موقع داشتن کامپیوتر چندان رایج نبود.
اتفاقاً خیر. این دستگاه را قسطی خریداری کردم و با دستورات DOS آشنا شدم تا اینکه یکی از آشنایان که در اداره‌ای دولتی بود به من پیشنهاد داد که وارد واحد کامپیوتر آن اداره شوم. من هم با کمال میل پذیرفتم و بصورت پاره وقت کار را شروع کردم. اما خب گفتند پاره‌ وقت برای ما پذیرفته نیست. ولی بالاخره با مشکلات فراوان کار را گذراندیم.  ۵ سال گذشت و همراه درس خواندن، کار هم می‌کردم وخیلی هم خوشحال بودم که مشغول کارم  و حقوق ثابت دارم ولی خوب هرچند مهندسین صنایع در تمام کارها می‌توانند وارد شوند ولی خب کار من با تحصیل سنخیتی نداشت . بعد از مدتی پی بردم که سیستم اداری مناسب کاراکتر من نیست. در سال ۸۱  در پارکینگ یکی از آشنایان دفتر خدمات کامپیوتری راه‌اندازی کردم و بعد از اداره با عجله خود را به دفتر می‌رساندم و البته علاوه بر بحث علاقه، به این قضیه نگاه تجاری هم داشتم. بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که انجام همزمان دو کار بسیار سخت شده و بسیار با هم تداخل دارند؛ مجبور شدم بین این دو، یکی را انتخاب کنم و من کار آزاد را ترجیح دادم. موقع استعفا در اداره دچار مشکل شدم چون در آنجا به عنوان نیروی فنی مشغول بودم و با استعفا و بازخرید شدن من موافقت نمی‌شد؛ و در نهایت با پول بسیار کم (چیزی حدود نصف میزان واقعی) با بازخرید شدنم موافقت شد. یک اتاق از یک دفتر اجاره کردم و کار را بصورت جدی و شراکتی با دو تن از دوستانم ادامه دادم .
در ادامه یکی از دوستان، آقای صبح‌خیز که تحصیل کرده‌ي گرافیک بودند را معرفی کردند و کار را با ایشان آغاز کردیم. خوشبختانه ایشان هم جدی و پرتلاش بودند ولی در زمینه‌ي وب آشنائی نداشتند . چون ایشان به گرافیک مسلط بودند من به ایشان پیشنهاد راه‌اندازی یک سایت را دادم و ایشان هم که بسیار با انگیزه بودند با HTML  و fronpage سایت اولیه را راه انداختند.
– ایده‌ي آغاز راه‌اندازی سایت از کجا آمد؟ آیا شما وقتی متوجه تجارت الکترونیک شدید به این سمت گرایش پیدا کردید؟
خیر. اصلاً این‌طور نبود. آن موقع یک سایت بسیار ساده برای معرفی خود و کالاها به مشتریان سنتی  با هزینه ای اندک راه اندازی ‌کردیم و هدف این بود مشتریانی که به ما مراجعه می‌کنند را به سایت ارجاع دهیم تا جزئیات کالای مورد نظر خود را در آنجا ببیند و انتخاب صحیح داشته باشند. در واقع اصلاً به فکر جذب مشتری از طریق سایت نبودیم. حدود یکسال به همین روال گذراندیم. کار را توسعه دادیم؛ نیرو اضافه کردیم و همین باعث افزایش هزینه‌ها شد و از سوددهی شرکت تا حدی کاسته شد. همین موقع آقای صبح‌خیز به من گفت فرصت شغلی در یکی از ادارات دولتی دارد و می‌خواهد از ما جدا شود. خیلی دلم می‌خواست بگویم: با توجه به تجربیاتی که خودم از کارمندی و شناختی که از تو دارم این کار مناسب تو نیست؛ ولی خوب چون حقوق بهتری می‌دادند به او نه نگفتم و موافقت کردم . نهایتاً از او خواستم که عصرها با ما همکاری کند و او هم پذیرفت. حدود سال ۹۰، سایت را بصورت دینامیک درآوردیم و پس از مدتها توانستیم یک مودم را بصورت آنلاین بفروشیم و خیلی از این کار خوشحال شدیم و حتی برای این موفقیت شیرینی هم دادم . (البته این در کنار فروش سنتی ما بود). بعد از مدتی آقای صبح‌خیز به من گفت واقعاً کار دراینجا کسل کننده است وکار خاصی نداریم . به او گفتم وقتت را به یادگیری بگذران . و او هم پذیرفت و جدی تر از حرف من انجام داد . بعد از ۸ ماه به من گفت، من می‌خواهم به شرکت برگردم. سر مسائل مالی توافق کردیم و کار ما جدی‌تر از گذشته شد. تا جاییکه؛ هزینه میزبانی که سالی ۶۰ هزار تومان بابتش پول می‌دادیم رسید به ماهی ۹۰ هزار تومان. قالب فروشگاه را عوض کردیم . آقای صبح‌خیز روی سئو  سایت کار می کرد و شروع کردیم به تولید محتوای آموزشی. سال ۹۲ کار سایت جدی شد . اینکه می‌دیدم یک هموطن عزیز از دورترین نقطه کشور می تواند کمترین کالا مثلا یک گیم پد را با کمترین هزینه دریافت کند  برایم بسیار لذت‌بخش بود و لذت آن از سودی که بدست می-آوردم بیشتر بود. سعی بر این داشتیم که بیشتر محصولات با کیفیت که صاحب نام بودند را بفروش برسانیم . اینکه در کشورهای خارجی وسایتهای معتبر هم بفروش می رسند. بعضی کالا ها هم توسط برخی بازرگانان خوشنام هموطن برند سازی شد که بدلیل داشتن خدمات پس از فروش در کشور و همچنین کیفیت و قیمت مناسب به سایت اضافه شد .
– آیا شما شعار خاصی هم برای سایت داشتید؟
خیر. شعار خاصی در نظر نداشتیم.  سعی می‌کنیم کمتر شعار ندهیم و بیشتر عمل کنیم. اگر در سایت دقت کنید می‌بینید که جستجوی لایه‌ای محصولات  را دقیق‌تر کرده‌ایم و اگر کسی بخواهد کالایی را خریداری کند مرحله به مرحله می تواند سلایق و مشخصات فنی را مشخص کند تا به محصول مورد درخواست خود برسد. برای این‌کار بسیار وقت گذاشتیم. البته فروش آنلاین هنوز تا این زمان توسعه پیدا نکرده بود و حدود ۵ تا ۱۰ درصد سهم بازار به فروش آنلاین مربوط می شد. ما برای جلب اعتماد مشتری ضمانت ۷ روز تعویض کالا گذاشتیم وهمچنین ارسال رایگان بالای ۵۰ هزارتومان را نیز اضافه کردیم .
– این ۷ روز ضمانت تعویض کالا برای شما دردسر ندارد؟
مشکلات وجود دارد. اما چون کالاهای با کیفیت انتخاب کردیم، برگشتی ما بسیار کم است.
– البته برخی مشتریان پس از دو روز ممکنه از کالا خوششان نیاید و کالا هم خراب نیست. اینجا شما چه می‌کنید؟
در اینجا دیگر ما نمی‌توانیم کالایی را که از بسته‌بندی و آکبند درآمده و مشکلی هم ندارد را پس بگیریم. و البته خوبی فروش آنلاین همین است که مشتری خودش کالا را انتخاب می‌کند و مثل فروش سنتی نیست که تحت تأثیر راهنمایی فروشنده اغوا شود و خود خریدار در خرید آنلاین فرصت کافی برای تحقیق و انتخاب کالا دارد.
– آیا خودتان یا آشنایان تا حالا از سایت خودتان خرید کرده‌اید؟
خودم برای تست خیلی خرید کردم.
– منظورم یک خرید واقعی هست.
اتفاقاً پسر کوچکم وقتی کلاس سوم بود از سایت خرید کرد و خوب خودم هم نقش پیک را داشتم و از آشنایان هم کم و بیش بوده‌اند که خرید کنند. الان برخی ادارات هستند که بصورت آنلاین از ما خرید می‌کنند.
– تا حالا از کار خسته شدید طوریکه بخواهید همه چیز را رها کنید؟
خیر. هرگز. شاید گاهی حتی تا آخر شب کار کردم. با مشکلات مبارزه کردم، تحت فشار بودم ولی اصلاً پشیمان نشدم. چون در این‌کار شما حاصل زحمات کوچک خود را هم خواهید دید. من حتی سایت‌ها دیگر را رقیب خود نمی‌دانم و به دوستانی که می‌خواهند کار را شروع کنند مشاوره می‌دهم. مثلاً در این‌کار نباید منتظر نتیجه برق‌آسا باشید. اگر می‌خواهید شروع کنید باید در کنار فروش سنتی باشد و با کار خوب حتماً می‌شود در فضای وب پیشرفت کنید و امیدوار هستم که همه‌ي فروشگاه‌های سنتی ما یک فروشگاه آنلاین هم داشته باشند. مردم تشویق بشوند که به خرید آنلاین روی بیاورند.
– آقای عباس‌نژاد شما آدم انتقادپذیر هستید یا نه؟
بله. از انتقاد اصلاً ناراحت نمی‌شوم. حداقل خودم حس می‌کنم که این گونه‌ام. شاید درون خودم از نقص خودم ناراحت بشوم اما از فرد منتقد ناراحت نمی‌شوم.
– بخاطر دارم که در ابتدا در حوزه‌ي کالاهای تخصصی کار می‌کردید و بعد به سمت کالاهای عمومی آمدید، علت این تغییر گرایش چه بود؟  
بنظرم باید تمام سلیقه‌ها را پوشش داد و بخاطر نیاز بازار و امکاناتی که داریم می‌توانیم هر کالایی را تأمین کنیم. اما به شما قول می‌دهم که بخاطر منفعت بیشتر دنبال فیلدهای دیگر نمی‌رویم و فقط در زمینه‌ي دیجیتال کار می‌کنیم.
– یعنی مطمئن باشیم شما وارد حوزه‌ي پوشاک نمی‌شوید؟
بله. حتماً (با خنده).
– گروهی از سایت‌ها به محتوا و گروهی دیگر به ظاهر اهمیت می‌دهند. شما کدامیک را می‌پذیرید؟
باید هر دو با هم باشند. ما تاکنون چند بار قالب را بخاطر اشکالات عوض کردیم و حالا هم مدعی نیستیم که به یک قالب نهایی رسیدیم؛ شاید در آینده هم آن‌را عوض کنیم. طبیعی است قالب سایت، ویترین کار ماست و الزامی به حفظ ظاهر قدیمی نداریم.
– برنامه‌ي شما برای آینده سایت و توسعه آن چیست؟
مثلاً در زمینه‌ي آموزش بسیار متمرکز هستیم و آنرا جدیداً توسعه دادیم تا بتوانیم اطلاعات کاملتری از محصولات ارائه کنیم و کمک به یک انتخاب بهینه کنیم و شاید در آینده خبرهای بهتری بدهیم.
– هرکار مشکلات خاص خود را دارد. شما چه مشکلاتی دارید که انتظار دارید ارگان‌های ذیربط به شما کمک کنند؟
مشکلات که همیشه زیاد هستند. یکی از عمده‌ترین آنها زیرفروشی‌هاست. به اعتقاد من؛ موقع خرید ترجیح با این است که شاید با سود قابل قبول بخرید ولی مطمئن باشید که این قیمت منصفانه است. نباید طوری باشد که کالایی که تقاضای آن بسیار است با قیمت بسیار کم ارائه کنیم و در عوض کالایی که تقاضای کم‌تر دارد و یا خاص است را با قیمت چند برابر بفروشیم. به نظر من این کار ظلم در حق خریدار است. این موضوع که این روند بخاطر گردش مالی بیشتر است مرا آزار می‌دهد که متأسفانه برخی همکاران این راه را در پیش گرفته‌اند.
از طرفی مشکلات در زمینه‌ي کالای قاچاق وجود دارد که مسئولین در اولین گام فروشگاه‌ها را بازخواست می‌کنند. در حالیکه برای مبارزه با قاچاق کالا باید از سرشاخه شروع شود. همچنین بحث مشکل مالیات ارزش‌افزوده را داریم. چون بسیاری از شرکت‌ها قیمت رسمی و غیررسمی متفاوت دارند و این خودش معضل ایجاد می‌کند. البته برخی از شرکت‌ها خودشان قیمت مقطوع دارند که در آن ارزش‌افزوده را لحاظ می‌کنند و دیگر کاری به آن ندارند که شما فاکتور رسمی می‌خواهید یا غیررسمی.
– در پایان این گفتگو اگر سخنی باقی‌مانده که می‌خواهید به آن اشاره کنید بفرمایید.
کاری که اکنون به اینجا رسیده حاصل تلاش و زحمات دوستان و همکاران من بوده و تیم با دلسوزی و انگیزه‌ي کامل کار می‌کنند و آینده‌ي خوبی برای این تیم متصور هستم. سعی می‌کنیم مشاوره‌های  منصفانه ارائه کنیم و مشکل مشتری را حل کنیم.
– در پایان ضمن تشکر از شما آرزوی موفقیت برای شما و تیم همراهتان را داریم.

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

It is main inner container footer text