img

معرفی بازی افسانه زلدا

/
/
/

شش سال از ورود آخرین و مهمترین نسخه بازی Zelda یعنی Skyward Sword برای کنسول گذشته است و در این میان دو کنسول نیز به بازار وارد شده است، و هواداران این بازی ها کاملا در مورد دریافت یک بازی به نام Breath of the Wild ناراحت شده اند. اصولاً با توجه به این که این بازی به عنوان یک بازی منحصر به فرد Wii U وارد بازار شد، به اندازه کافی در ورود به بازار و رسیدن به دست کاربران تاخیر داشته است و به حدی این تاخیر ادامه داشت که بازی Nintendo Switch قبل از آن وارد بازار شد (ولی هنوز هم یک نسخه Wii U از آن وجود دارد). با توجه به این که بقیه تاریخ های ورود این بازی برای نسخه های جدید کمی پراکنده و بی برنامه است، می توان گفت که اکثر پروژه های Switch متعلق به Nintendo بر روی بازی Zelda متمرکز شده اند: پس آیا این کمپانی می تواند این وزن را تحمل کند؟

The Legend of Zelda: Breath of the Wild
در حالی که بازی Skyward Sword معمولاً تحویل خوبی داشت، ولی کمی هم خسته به نظر می رسید. این بازی جدیدترین بازی در سری بازی های موفق مربوط به N64 Ocarina of Time بود و همه چیز کمی کهنه به نظر می رسید. کمپانی Nintendo به خوبی مواظب بود و انتقادها را می شنید و بازی Breath of the Wild چیزی بیشتر از یک پاسخ از سوی این کمپانی به این شایعات و انتقادات نبود. در این بازی به جای این که یک آموزش مقدماتی را داشته باشید به صورت مستقیم به این دنیا فرستاده و رها می شوید تا خودتان بتوانید از خود دفاع کنید. به جای این که یک آیتم مشخص را انتخاب کنید که از آن برای حل کردن معماها در هر سیاهچاله استفاده کنید، دامنه ای از قدرت ها را در همان ابتدای بازی به دست می آورید و باید تصمیم بگیرید که چه زمانی از کدام یک از آن ها استفاده کنید. و شاید مهم تر از همه این باشد که به جای این که مجموعه ای از محیط های خاص در حین بازی ببینید، شما در یک دنیای کاملاً باز و نامحدود قرار می گیرد و می تواند به هر گونه ای که می خواهید با آزادی کامل بازی را دنبال کنید.
برای هر کسی که بازی A Link Between Worlds را بر روی دستگاه Nintendo 3DS بازی کرده است باید گفت که برخی از تغییرات در این بازی برای این دسته از افراد آشنا به نظر خواهد رسید. این بازی همچنین به شما اجازه می دهد تا با سیاه چاله ها به هر ترتیبی که می خواهید رفتار کنید، و به شما دسترسی به هر آیتمی را هم داده است، اما بازی Breath of the Wild همه چیز را کمی بازتر هم کرده است. از یک نظر در این بازی ابزارهایی که شما برای حل کردن معماها در اختیار دارید دیگر به آیتم های مشخصی مانند آیتم های Hookshot یا Bombs وابسته نیستند. در عوض، این ابزارها در سلاح طبیعی شما جداسازی شده اند و شما می توانید با دامنه اختیارات بیشتری از این ابزارها در زمان های لازم استفاده کنید. از این نظر بازی مورد نظر کارهای جالبی را انجام داده است. در این بازی آیتمی به نام Runes وجود دارد که مجموعه ای از توانایی ها را بر روی Sheikah Slate –یک دستگاه تبلت کوچک در درون بازی که ابزار Link آن را در همان ابتدای بازی کشف می کند- قرار داده است.
برخی از آیتم های زیرمجموعه Runes مانند Bombs (بمب ها)، که اکنون در دو شکل کروی و مخروطی وجود دارند و به صورت از راه دور منفجر می شوند و دیگر مانند قبل تایمر زمان ندارند، برای شما آشنا خواهند بود. دیگر ابزارها در این بازی جدیدتر هستند. ابزار Magnesis به شما اجازه می دهد تا اشیای فلزی را انتخاب کرده و از یک فاصله ای آن ها را جا به جا کنید، ابزار Cryonis به شما اجازه می دهد که ستون هایی از جنس یخ را در روی آب بسازید، و ابزار Stasis به شما اجازه می دهد تا اشیای مشخصی را در زمان و مکان مشخصی با استفاده از انرژی جنبشی منجمد کنید و در زمانی که منجمد هستند آن ها را ذوب کنید-برای این کار می توانید بر روی یک جسم منجمد شده چندین بار دکمه Stasis را اعمال کنید تا محو شود.
دیگر اجزای موجود در بازی Zelda اکنون در سیستم سلاح آن قرار داده شده اند. شما می توانید تعداد زیادی از سلاح های جنگی، حفاظ ها، کمان و دیگر سلاح های سرد و گرم را برای خود تجهیز کنید و زمانی که بازی می کنید، به صورت مداوم باید ماشه را بکشید. به جای این که محدود به استفاده از برخی از سلاح ساده باشید، در این بازی می توانید از سلاحی مانند چکش های بزرگ، نیزه ها، بوم رنگ ها، و حتی سلاح های کشتار جمعی استفاده کنید و زمانی که در حال پرواز هستید هم می توانید از آن ها استفاده کنید. همچنین می توانید این سلاح را بر روی دشمنان خود رها کنید، ولی مشخصاً تنها یک بوم رنگ است که امکان بازگشت آن وجود دارد. با این حال، در یک پرتاب نزدیک باید زمانبندی آن را تنظیم کنید تا بدانید که کی به سمت شما باز خواهد گشت، در غیر این صورت این سلاح در هنگام برگشت به روی زمین خواهد افتاد. هر اسلحه، محافظ و خنجری دارای یک نرخ قدرت و یک میزان دوام است، پس یک معیار خوب را برای انتخاب این سلاح ها و تجهیز کردن خود به بهترین سلاح ها در دست دارید (و البته ظاهر اسلحه هم مهم است) تا مطمئن شوید اسلحه ای که انتخاب کرده اید به ناگاه شکسته نشود. شما همچنین در این بازی می توانید لباس های متنوعی را برای خود انتخاب کنید که این لباس ها دارای آمار مالکیت و افکت های خاصی بر روی خود هستند.
باز هم باید گفت که به همان اندازه ای که تمامی سیستم های بازی تغییر کرده است، اکثر مکانیک های پایه در این بازی مانند قبل بازی مانده اند. گزینه Combat در این بازی کاملاً برای شما آشنا است، به طوری که شما را تشویق می کند تا به دشمنان حمله کنید، با استفاده از حفاظ از خود محافظت کنید، و هر زمان که این دشمنان نقطه ضعفی را از خود نشان دادند بلافاصله به آن ها حمله کنید. ولی حتی در این جا هم برخی از تغییرات اعمال شده است. مثلاً، یک ترفند یا پشتک زدن به شما اجازه می دهد تا در حمله های خطرناک بتوانید تصویر را به حالت آهسته درآورید، که البته خاصیت قابل توجهی در این بازی است. معرفی بسیاری از سلاح جنگی مختلف، از جمله سلاح های دو دستی، این پویایی بازی را تغییر داده است-بازی Zelda قبلاً هم دارای تعداد زیادی از این سلاح بود، اما هرگز نتوانسته بود به اندازه ای شما را تشویق کند که از آن ها استفاده کنید، و بازی کنان ترجیح می دهند که خودشان سبک و سیاق جنگیدن و نوع سلاح خود را انتخاب نمایند.
با توجه به این دنیای جدید و نامحدودی که بازی Zelda ارائه کرده است باید گفت که این کمپانی کار شجاعانه ای را انجام داده است. خوشبختانه، این بازی در حین باز کردن ناحیه Plateau دارای یک معرفی زیبا از خود است، که برای هریک از افرادی که بازی را انجام می دهند، این معرفی و مقدمه در نهایت دو تا سه ساعت به طول می انجامد. این جا همان زمانی است که شما مکانیک و سیستم های اصلی بازی را یاد می گیرید، ابزار Runes را در چهار سیاه چاله کوچک به نام Shrines جمع آوری می کنید، و در نهایت گزینه Paraglider را دریافت می کنید، که شما باید یک قطره را در آن از لبه نجات دهید و آن را به دنیای وسیع تری برسانید.
از آن جا، دیگر همه چیز بستگی به شما دارد. این بازی شما یک مسیر مشخص را به شما نشان می دهد تا بتوانید هدف اصلی بازی را دنبال کنید، اما شما می توانید با بی توجهی به هدف اصلی بازی هر طوری که دوست دارید حمله کنید. نقشه این بازی به ۱۵ قطعه اصلی تقسیم شده است، هر یک از این نقشه ها پنهان است تا زمانی که شما بر روی آن قرار بگیرید و آن ظاهر شود-کاملاً شفاف است که فردی در کمپانی Nintendo حواس خود را به استراتژی دنیای باز در کمپانی Ubisoft جمع کرده است. در دوره بازی ۲۰ ساعت اول آن ما توانستیم تقریباً نیمی از این نقشه را پیدا و از آن بازدید کنیم، ولی ناحیه هایی که ما از آن ها دیدن کردیم هنوز خیلی با ناحیه های اصلی فاصله داشتند، و اکثریت داستان برای ما باقی مانده بود. با یک بیان ساده، این بازی و دنیای موجود در آن بسیار بزرگ و بی پایان به نظر می رسند، و ما می توانید به راحتی این را باور کنیم که بازی Breath of the Wild از نظر زیبایی مناظر با بازی هایی مانند Final Fantasy XV و The Witcher 3 رقابت می کند.
در مسیر بازی بسیاری از کارهای دیگر را هم می توانید انجام دهید. این دنیا پر از مراحل فرعی است که شما در حین انجام بازی می توانید هریک از این NPC ها را انتخاب کنید. بنابراین Shrines، سیاه چاله های کوچک دارای معما، چالش های ترفندی، یا آزمون های جنگی در این بازی وجود دارند و در صورت پیروز بیرون آمدن از این مراحل می توانید تکه های قلب را به عنوان پاداش دریافت کنید که این تکه ها را می توانید یا با سلامت کامل خود یا با ابزار مفید مانند ابزاری برای بالا رفتن از کوه، پیدا کردن افراد و آیتم های مخفی معامله کنید و بسیاری از چالش های کوچک در این بازی را رفع کنید. نیازی به حرف زدن از وسعت و گستردگی سیستم این بازی وجود ندارد، به طوری که شما برای رفع گرسنگی خود باید به شکار بروید و گوشت حاصل از آن را تهیه کرده و میل کنید تا بتوانید سلامت خود را به دست بیاورید و باقیمانده آن را با برخی ابزار مفید معامله کنید.
این بازی به اندازه وسیع است که من وقت تمام کردن حتی مسیر اصلی آن را هم نداشته ام، حتی بعد از یک هفته بازی کردن هم تمام نشده است، اما چیزی که ما دیده ایم ما را تحت تاثیر قرار داد. برای لذت بردن بیشتر از این بازی می توان برخی از ترفندهای جالب را که بر روی فرمول اصلی Zelda قابل اجرا است انجام داد، مثلاً شما می توانید به عنوان یک Link که با Ganon جنگیده است و ۱۰۰ سال قبل گم شده است بازی کنید. با بازدید کردن قسمت های مشخصی از بازی خواهید دید که اکثر داستان در همان مکان ها نهفته است، به این معنی که شما باید این مراحل را به ترتیب انجام دهید تا ظاهر شوند. شاید برای شما این امر عجیبی برسد، اما این استراتژی نقش Link را در بازی بسیار پررنگ تر و جذاب تر کرده است و طبیعت آن را حفظ کرده است.
این بازی با داشتن بسیاری از مراحل فرعی و فعالیت های اضافی، در این نسخه توجه و تمرکز کمتری بر روی سیاهچاله ها که قبلاً وجود داشتند شده است. تعداد کمتری از این سیاه چاله ها وجود دارند، و البته کوتاه تر هستند، اما این کم بودن به وسیله داشتن مقیاس های سینماتیک و زیبا و جذاب جبران شده است و البته خود شخصیت Link هم تغییرات مثبتی را از نظر گرافیکی داشته است. و نگران نباشید، سلاح اصلی (Master Sword) هنوز در بازی حضور دارد، ولی ممکن است که برای پیدا کردن آن انجام برخی کارها نیاز باشد.
این بازی یک بازی زیبا می باشد و یک پلی برای قرار دادن Hyrule در دنیای HD می باشد. حالت افقی از این بازی پر از رنگ های زیبا در طول روز، و کنتراست و کیفیت بالای تصویر در طول شب است. ما در این بازی جنگل های انبوه، باغ های متراکم و کوه های یخ زده ای را مشاهده کرده ایم و مطمئن هستیم که هنوز تعداد بیشتری از این ها برای یافتن وجود دارند. قسمت Hyrule پر از جانورانی است که در سیل قرار داده شده اند. نرخ قاب در این بازی با استفاده از ابزارهای Runes مانند Magnesis عملکرد قابل قبولی را نداشت اما در استفاده از ابزارهای دیگر این عملکرد عالی بود. از نظر دسته، ما این بازی با هر دو کنترلگر Joy-Con و Pro Controller (که به صورت جداگانه باید خریداری کرد) امتحان کرده ایم، و به شدت دومی را ترجیح می دهیم، زیرا اندازه عالی و مناسبی دارد، در حالی که چینش دکمه های دسته های Joy-Con کمی در یک بازی مانند این ما را اذیت می کند.
در این دنیای عظیم یک نقشه کامل نیز ارائه شده است، که به شما اجازه می دهد تا نشانه گذاری هایی را در هر جا که دوست دارید انجام دهید تا بتوانید به راحتی دشمنان خود را به یاد بیاورید و پیدا کنید و طعمه ها و دام های بازی را به خوبی بشناسید. اگر سعی در پیمودن کامل این نقشه با قدم زدن داشته باشید این کار عصرها و سال ها طول خواهد کشید، اما این سنت خوب در بازی Zelda وجود دارد که شما می توانید با سوار شدن بر یک اسب سرعت همه کارهای خود را افزایش دهید. البته شما حتی یک اسب ندارید، یعنی این اسب به شما داده نشده است، پس مجبور هستید یک اسب وحشی را بگیرید و آن را رام کنید، و سپس از آن استفاده کنید. شما می توانید برای اسب ها نام انتخاب کنید، و در هر زمان پنج اسب را برای خود داشته باشید، هریک از این اسب ها نیز دارای مشخصات خاص خود مانند میزان سرعت در سواری و غیره می باشند-ما هیچ شکی نداریم برخی از کاربران وجود دارند که ساعت ها از وقت خود را صرف پیدا کردن اسب مناسب و خوب می کنند.
اگر انتقادی بر این بازی وجود داشته باشد، این است که کمی گران قیمت به نظر می رسد. در این بازی خیلی کارها را باید انجام دهید و در هر زمان باید بسیاری از گزینه ها را بررسی کنید و از بین ان ها انتخاب کنید، و البته کمی گیج کننده به نظر می رسد، و شما ممکن است کمی در انتخاب ها در زمان های مختلف ناتوان باشید، یا این که قبل از فهمیدن هدف اصلی بازی و دسیابی به چیزی، ساعت ها از وقت خود را صرف پرسه زدن بی هدف در این بازی کنید. با این حال، اکثر بخش های این بازی هدفمند و جذاب به نظر می رسند، و شما هرگز احساس تلف کردن وقت خود را در این بازی نخواهید کرد. اکثر افراد معتقد هستند که باید شما همه چیزهای فرعی را کنار گذاشته و مستقیماً به داستان اصلی بازی بپردازید-حتی این امکان از نظر تئوری وجود دارد که شما به صورت مستقیم از همان ابتدا اقدام به کشتن Ganon بعد از خروج از مرحله ابتدایی بازی کنید، اما ما فکر می کنیم که این کار پایان خوبی را برای شما نخواهد داشت. با این اوصاف، بازی Zelda به نوعی طراحی شده است هواداران عاشق آن خواهند شد.
اگر مستقیم به پایان بازی بروید، جنگ عادلانه و مناسبی را از خود به نمایش نخواهید گذاشت و جنگ سختی برای تجربه کم شما خواهد بود، اما شما بخش لذت بخش و زیادی از بازی Breath of the Wild را از دست خواهید داد. در این جا Hyrule قهرمان اصلی داستان است، و بازی در صورتی به بهترین نحو پیش می رود که شما به خودتان اجازه دهید تا بگردید و چیزهایی را پیدا کنید. اگر ناگهان یک اژدها را در آسمان مشاهده کردید حتماً به این فکر کنید که چگونه می توانید به آن نزدیک شوید و آن را بکشید، زیرا این بازی به حدی جادویی است که برای هر کاری این امکان وجود دارد.

نتیجه نهایی
بعد از ۲۰ ساعت صرف کردن وقت بر روی این بازی ما هنوز هم حس می کنیم که حتی قسمت کمی از بازی Breath of the Wild را هم انجام نداده ایم و این تازه شروع کار است. این بازی از بهترین فناوری دنیای باز در خود استفاده کرده است و از تجربه Zelda و تجربیات قبلی این کمپانی استفاده شده است تا یک نسخه جذاب از بازی در دست ما قرار گیرد. ما بی صبرانه منتظر هستیم تا مجدداً با Hyrule بازی کنیم و در این صورت وقت زیادی را برای بازی کردن آن صرف می کنیم.

 

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

It is main inner container footer text