img

وب‌سایت های برتر در تمـامی زمـان‌هــا

/
/
/

وب‌سایت های برتر در تمـامی زمـان‌هــاهم اکنون از اولین وب سایتی که برای اولین بار توسط فردی به نام Tim Berners-Lee ساخته شد، ۲۵ سال گذشته است. از آن زمان تا کنون این گونه تخمین زده شده است که تعداد وب سایت های موجود در دنیا از مرز یک میلیارد عدد گذشته است-اگرچه هیچ کس با اطمینان نمی داند که چند تا از این وب سایت ها از بین رفته اند، چند تا کپی از کارهای دیگر هستند، یا این که چند تا از این وب سایت ها به گربه ها اختصاص دارند (چیزی که در این جا مشخص است این است که این درصدها غیرمنطقی هستند).
هریک از وب سایت های برتر در جهان دارای یک نرخ تاثیر یا ‘influential rate’ هستند (این نرخ یک عدد کوچک است که وب سایت ها را براساس عدد بیشتر در صدر لیست قرار می دهد)، این نرخ در واقع یک نمره از ۱۰ بوده که با توجه به میزان تاثیر هر وب سایت به آن داده می شود. در این مقاله ما این نمرات را به شما نشان نخواهیم داد، اما در عوض یک معیار محرمانه تر را به شما معرفی خواهیم کرد که در واقع این معیار تحت تاثیر تعداد بازدید زیاد از سایت قرار نمی گیرد. البته، شاید برای شما این سوال ایجاد شده باشد که در این رتبه بندی، وب سایت بعدی کدام است؟ این رتبه به همان وب سایتی اختصاص دارد که آقای Tim Berners-Lee سال ها پیش آن را ساخته بود.

۱٫ گوگل- رتبه تاثیر ۹٫۱۲ از ۱۰
شاید برای پیدا کردن دلیل این که چرا گوگل در صدر این لیست قرار دارد و این نمره بالا را به خود اختصاص داده است، بهترین مثال همان کاری باشد که یکی از سردبیرهای مجله ما انجام داد. او در حال بررسی کردن یکی از این وب سایت های موجود در این لیست بود. او گفت “من آدرس یکی از وب سایت هایی را با اخلاق منافات دارد با استفاده از گوگل جستجو کردم و سپس یکی از مبارزان بخش جرایم جنسی به نام Jon Bray به من متصل شد تا با من گفتگو کند و بدون هیچ وقفه و مقدمه از من پرسید: “شما این عبارت را گوگل کرده اید؟”.
این برتری گوگل نسبت به وب سایت های دیگر این است که برای افرادی که از اینترنت به عنوان یک درگاه باز استفاده می کنند محدودیت هایی را ایجاد کرده است که حریم های اخلاقی حفظ شوند به عنوان مثال اگر شما نام یک وب سایت غیراخلاقی را در نوار آدرس جستجو کنید مشکلی نیست اما اگر آن را گوگل کنید، مانند سردبیر ما با یک دایره مبارزه با جرایم جنسی روبه رو خواهید شد. این هر ماه میلیون ها عبارت ‘Google’ در همین موتور جستجو گوگل می شود هیچ تعجبی ندارد.
به وضوح گوگل امروزه تبدیل به یک موتور جستجوی ضروری در زندگی ما شده است. دو برنامه Gmail و Google Docs نیز به اندازه ای خوب هستند که در این لیست ادعای مکانی را در بین برترین ها داشته باشند، اگرچه ما این دو سایت را در زیر چتر گوگل (Google umbrella) قرار داده ایم. وب سایت YouTube که هم اکنون متعلق به گوگل است به تنهایی در رده چهارم این رده بندی قرار دارد، و تنها دلیل این رتبه خوب این است که گوگل آن را خریداری کرده است و هیچ کس نمی تواند این را انکار کند.
جستجو همچنان عامل قدرت این کمپانی به حساب می آید و در این زمینه به صورت کامل بر دنیا مسلط شده است. بر روی سیستم های دسکتاپ، سهم استفاده از موتور جستجوی گوگل ۷۰ درصد است و اصلی ترین رقیب این کمپانی یعنی Bing حتی به نزدیکی این کمپانی نیز نمی تواند برسد. در روی دستگاه های موبایل و تبلت ها، ۹۵ درصد از کل جستجوها از طریق گوگل انجام می گیرد (همه این آمارها به وسیله NetMarketShare ثبت شده اند). در واقع عنوان متخصص سئو در این کمپانی نامی بی مسما برای آن می باشد-این افراد متخصص همان گیمرها نام دارند.
این تسلط گوگل بر دنیا به طرز وحشتناکی سودآور است. طبق گفته مجله SEMrush، مثلاً اگر شما یک پارکینگ ماشین های اوراق در منطقه سن آنتنیو داشته باشید و بخواهید کلید واژه مربوط به کسب و کار شما جزو مشهورترین و پربازدیدترین کلیدواژه ها در جستجو ها شود باید به طور متوسط ۶۷۰ دلار را به گوگل بپردازید تا این کلیدواژه را برای شما تولید کند. صد تا از برترین و گران ترین کلید واژه ها در گوگل به ازای هر کلیک ۲۶۵ دلار برای یک کمپانی یا تجارت هزینه دارد. حال آن که آیا می دانید هزینه این کار برای خود کمپانی گوگل چقدر خواهد بود؟ به حدی کم است که قابل چشم پوشی است.
این گونه سودها (تنها در سه ماهه آخر سال قبل گوگل توانسته است ۱۳ میلیارد دلار درآمد کسب کند) قدرتی را از نظر مالی به گوگل داده است که تنها کمپانی اپل است که قادر به رقابت کردن با آن خواهد بود. میلیاردها دلار پول برای برنامه های شبکه اجتماعی مختلف به هدر رفته اند زیرا این شبکه ها (Wave، Buzz، Google+) به شکست مواجه شده اند. همچنین این کمپانی میلیارد ها را دلار از پول خود را بر روی ماشین های خودران سرمایه گذاری کرده است تنها به این دلیل که بتواند با فناوری های سطح اول دنیا به رقابت خود ادامه دهد و سهمی را در جدیدترین فناوری های دنیا داشته باشد.

در ورای جستجو
اما همه پروژه های کمپانی گوگل هم با شکست مواجه نشده اند، بلکه بسیاری از آن ها نیز به موفقیت های قابل ستایشی دست پیدا کرده اند. سیستم عامل اندروید تبدیل به پراستفاده ترین سیستم عامل دنیا شده است، و تا بحال ۹۵ درصد از سهم بازار موبایل را در دنیا به خود اختصاص داده است. برنامه Gmail تبدیل به ایمیل وب چیره در این زمینه در دنیا شده است. از هر ۸۱٫۷ میلیارد ایمیلی که از طریق MailChimp در سال ۲۰۱۵ ارسال شده است، چهار میلیارد از آن ها از طریق آدرس های جیمیل ارسال شده اند- و این مقدار تقریباً دوبرابر اصلی ترین رقیب جیمیل یعنی Hotmail می باشد. چیزی که از همه مهمتر است این است که جیمیل به صورت سال به سال ۷۰ درصد رشد داشته است.
شاید برنامه های ساخته شده توسط گوگل نتوانسته باشند به اندازه قابل توجهی وابستگی ما را به نرم افزار Microsoft Office از بین ببرند، اما با این حال پیشرفت قابل توجهی داشته اند. برنامه های گوگل سهم بیشتری را نسبت به نرم افزار Office 365 در میان تجارت های کوچک داشته اند، و طبق گفته های تحلیلگران مختلف، به نظر نمی رسد که اکنون کمپانی مایکروسافت در زمینه قابلیت های آنلاین بخواهد گام های گوگل را دنبال کند و قابلیت های موجود در قسمت آنلاین نرم افزار آفیس متفاوت از قابلیت های برنامه های گوگل می باشند. چه مدت زمان طول کشیده است تا مایکروسافت قابلیت های چند-کاربری و ویرایش همزمان را به برنامه آفیس آفلاین خود اضافه کند؟ در حالی که سال ها پیش این قابلیت ها توسط برنامه های گوگل ارائه شده اند.

رشد بیش از حد، خطر برای کمپانی
هیچ شکی در ذهن هیچ کسی باقی نمانده است که اکنون گوگل تاثیرگذارترین وب سایت در دنیا است: ۸۷٫۵ درصد از مردم گفته اند که گوگل تاثیر “خارق العاده ای” را در اینترنت داشته است، و این همان امتیازی است که وب سایت آمازون نیز به آن نزدیک شده است (البته آن دسته از افرادی که ادعا کرده اند گوگل هیچ تاثیری را در زندگی آن ها نداشته است احتمالاً این پاسخ ها را از درون سلول خود در زندان داده اند).
این خطر نیز وجود دارد که گوگل برای به دست آوردن خواسته های خودش بیش از حد بزرگ شده باشد. قانون گذاران اروپایی در مورد نحوه تسلط گوگل بر بازار کمی مشکوک هستند، و شکایاتی کرده اند مبنی بر این که به این کمپانی اعتماد ندارند و این کمپانی از دامنه وسیع مخاطبین خود بر علیه رقبای خود سوء استفاده کرده است. و البته رقبایی که برای ایجاد تبلیغات خود از گوگل درخواست نکرده اند و مبلغی را برای قرار دادن این تبلیغات بر روی اینترنت به گوگل پرداخت نکرده اند به نوعی محدود شده اند و در زیر بار شهرت گوگل از بین رفته یا کم رنگ شده اند.
آیا این قانون گذاران می توانند کارهایی را که رقبای گوگل در آن شکست خورده اند انجام دهند؟ و می توانند میزان تسلط این سایت بر روی وب را اندازه گیری کنند؟

۲٫ آمازون – رتبه تاثیر ۸٫۸۲ از ۱۰
کمپانی بزرگ آمازون در کنار رعایت قوانین مقرر شده در زمینه تجارت توانسته است به خوبی مکان خود را در بین بزرگ ترین فروشندگان محصولات به صورت آنلاین تثبیت و محکم کند. آقای Jeff Bezos مدیر عامل این کمپانی نامه ای را برای سهامداران این کمپانی در سال ۱۹۹۷ به این صورت نوشته است: “ما به کار خود ادامه می دهیم و سعی می کنیم در مدیریت فروش خود با استفاده از تصمیمات سرمایه گذاری به صورت دراز مدت، به جای این که فقط سودهای کوتاه مدت را در نظر داشته باشیم، سود خود را به صورت بلند مدت به اوج برسانیم.” او کاملا حرف خود را جدی گفته است.
این رشد عظیم در کمپانی آمازون حاصل از راه درازی بوده که طی کرده است به طوری که طی ۲۰ سال متوالی ضرر کرده است یا این که سودهای بسیار اندکی را داشته تا در نهایت به این جا رسیده است. تنها در سال مالی گذشته، تنها خدمات مبتنی بر وب در آمازون به صورت طوفانی و رعدآسایی سود داشته است، و با توجه به میزان سودهای کلانی که از این کمپانی گزارش شده است، می توان تخمین زد که ارزش این کمپانی در حال حاضر به اندازه ۳۶۶ میلیارد دلار می باشد. بعد از این که آمازون در سه ماه گذشته امسال سود خود را به میزان ۵۱۳ میلیون دلار اعلام کرده است، با یک مقایسه سطحی با ضرر ۵۷ میلیون دلاری در یک سال گذشته، مشاور ارشد تجاری در مجله ChannelAdvisor آقای Scot Wingo نوشت: “من فکر می کنم با توجه به این که این کمپانی هزینه ای را تنها صرف این کرده است که اخبار مربوط به میزان سود خودش به بیرون راه پیدا نکند، باید به این نتیجه برسیم که به طور وحشتناکی در حال سود کردن می باشند”.
البته برای مشتریان اهمیتی ندارد که آمازون سودی می برد یا نمی برد. آن ها تنها به این فکر می کنند که کالاهایی که خریداری می کنند قیمت خوبی داشته باشند، به موقع به دست آن ها برسند و توسط خدمات مشتریان خوبی پشتیبانی شوند. آمازون به خوبی به همه این نیازهای مردم و حتی نیاز های بیشتری جواب داده است. قطعاً، این هدف آمازون است که کالاهای خود را از انبار خود خارج کرده و به درب منزل مشتریان برساند و این کار را هرچه سریعتر انجام دهد، همین خدمات خوب آمازون باعث ایجاد یک تهدید برای سوپرمارکت ها شده است.
بعد از این که آمازون سال ها در زمینه خدمات رسانی آنلاین فعالیت کرده است اکنون قادر است کالاها را کمتر از یک ساعت در محدوده شهری به دست مشتریان برساند، غذاهای تازه و سالم را برای مشتریان ارسال کند، و جعبه هایی به نام Amazon Pantry- جعبه هایی از جواهرات که در روز کاری بعد از سفارش به درب منزل شما می رسند- را به مشتریان ارائه دهد. البته ناگفته نماند که محصولات آمازون دارای دامنه وسیعی هستند و از دستمال توالت و پودر شستشوی حمام و انواع مواد مصرفی دیگر را در خود به صورت آماده دارد و آماده انجام سفارش توسط مشتریان می باشد. البته این کمپانی یک دستیار صوتی به نام Alexa را طراحی کرده است که به وسیله صورت می تواند سفارشات را برای شما انجام دهد. اگر شما هنوز در کمپانی های Tesco یا Sainsbury سهم دارید، بهتر است زودتر سهام خود را بر روی آمازون قرار دهید.
بزرگترین سوال در مورد آمازون این است که آیا می تواند همه این محصولات را سرموقع به دست شما برساند. این کمپانی با داشتن پیک های مجرب و حرفه ای و Amazon Logistics توانسته است خود را به خوبی به مردم ثابت کند. با این حال، به زودی ممکن است این پیک های سوار بر ماشین برداشته شوند و جای آن ها را پهبادهای بدون سرنشین بگیرند: این کمپانی از قبل شروع به کار کردن بر روی پروژه ای تحت عنوان دستگاه های “نیمی هلیکوپتر و نیمی هواپیما” کرده است. با استفاده از این پهبادها تنها کافی است مشتریان مختصات یک حیات خلوت خود را به این پهبادها بدهند تا آن ها سفارشات مشتریان را دقیقاً در همان نقطه به سرعت تحویل دهند.

۳٫ فیس بوک – ضریب تاثیر ۸٫۳۹ از ۱۰
سایت Friends Reunited را به یاد دارید؟ سایتی که به صورت سالیانه ۱۵ دلار را در آن پرداخت می کردید تا بتوانید از طریق آن به دوستان قدیمی خود متصل باشید، البته در سال ۲۰۰۵ این وب سایت توسط کمپانی ITV با قیمت ۳۵۰ میلیون دلار خریداری شد. در آن زمان با توجه به این که فیس بوک تنها یک سال سن داشت و محدود به دانش آموزان و دانشجویان داخل آمریکا بود، این وب سایت از ارزش بالایی برخوردار بود و در آن زمان اصلاً به نظر نمی رسید که فیس بوک بتواند سود زیادی را در این دنیا کسب کند.
از آن زمان تاکنون همه چیز تغییر کرده است. در سال ۲۰۱۵ درآمد کمپانی فیس بوک برابر با ۱۸ میلیارد دلار بود، در حالی که وب سایت Friends Reunited درهای مجازی خود را در فوریه سال ۲۰۱۶ بست و دست از کار کشید. تعداد کاربران فیس بوک که به صورت ماهیانه فعال هستند در انتهای سال ۲۰۱۵ به تعداد ۱٫۷۱ میلیارد نفر رسید، و نسبت به سال قبل از آن ۱۵ درصد رشد داشته است. از نظر جوامع جهانی فقط ۲٫۲ میلیارد نفر مسیحی هستند که از نظر تعداد از این جمعیت موجود در فیس بوک بیشتر هستند-و ما فکر می کنیم که هیچ جامعه ای حتی جامعه مسیحی ها به اندازه جامعه موجود در فیس بوک در دسترس یکدیگر قرار ندارند.
فیس بوک تاثیر به سزایی را نیز بر روی دنیا گذاشته است. همه فکر می کنند که این وب سایت مشهور نقش کلیدی را در جنبش اعتراضی بهار عربی بازی کرده است که نتیجه این نقش کلیدی منجر به استعفای حسنی مبارک به عنوان رئیس جمهور مصر شده است: روزنامه نگران معتقند که فیس بوک و توئیتر دو ابزار اصلی بودند که توانستند معترضان را در واقعه به هم وصل کنند و محیطی را برای آن فراهم آورند که با هم در تماس باشند.
در عین حال، یک مطالعه در سال ۲۰۱۳ در آلمان به این واقعیت پی برد که از هر سه نفر یک نفر از مردم جامعه بعد از بازدید کردن از فیس بوک به علت “حس حسادت” از زندگی خود ناراضی تر شده اند، و دیدن عکس های تعطیلات و مهمانی های گران قیمت باعث به وجود آوردن حسادتی در مردم شده است. سپس اصطلاح مشهور “حباب فیلتر” بر روی کار می آید که محدودیت های استفاده را بیشتر کرده و با توجه به الگوریتمی که این قابلیت دارد به همه افراد اجازه دیدن آپدیت های شما را نمی دهد تنها به افرادی که تعیین شده اند و علاقه مند به دیدن آپدیت های شما هستند، نشان داده خواهند شد.
ولی در نهایت، فیس بوک را می توان نوعی نیروی متحد کننده به حساب آورد که اتصالات داخلی بین افراد را که در جوامع قدیمی و محیط های کوچک بیشتر رواج داشت مجدداً فعال کند و مردم را با هم در تماس قرار دهد. قبلاً در قدیم عکس ها گرفته می شد و در یک جعبه خالی کفش نگه داری می شدند، اما اکنون بلافاصله در فیس بوک با دوستان و خانواده به اشتراک گذاشته شده و همگی از دیدن ان ها لذت می برند. فیس بوک در کنار سرویسی مانند اسکایپ به افرادی که در سراسر دنیا پخش شده اند اجازه می دهند تا تماس خود را با هم حفظ کنند، که این امر در یک دهه گذشته اصلاً امکان پذیر نبوده است. این فناوری ها ما را از زحمت ارسال پیامک با آن همه دردسرهایی که داشت خلاص کرده اند.

۴٫ ویکیپدیا – ضریب تاثیر ۸٫۰۹ از ۱۰
زمانی که در سال ۲۰۰۱ ویکی پدیا درب های مجازی خود را به روی کاربران گشود، ایده آن بیشتر یک جوک به نظر می رسید-یک دانش نامه خالی، که وابسته به غریبه ها برای پر شدن، ویرایش شدن، و به روز رسانی مقالات موجود در خود بود. چیزی که خیلی جالب است این بود که همه افراد در همان اوایل نسبت به این سایت خوش بین بودند و از آن بازدید می کردند.
زمانی این سایت برای شما منطقی تر می شود که بدانید Wikipedia تنها یک پروژه تک برای خود نبوده است. دو سال قبل از این رخداد، بنیانگذار این وب سایت به نام آقای Jimmy Wales سایت دیگری را به نام Nupedia –یک سایت دانشنامه که نوشته شده بود و توسط متخصصان به روش سنتی ساخته شده بود-راه اندازی کرده بود. در واقع ویکی پدیا یک پروژه تغذیه کننده برای همان پروژه بوده است، به طوری که در این سایت افراد مختلف در سراسر دنیا می توانستند متن های خود را در آن وارد کنند و سپس توسط متخصصان در هر زمینه ای مورد بررسی قرار می گرفت و در صورت صحت داشتن، آن متن ها را در دانشنامه اصلی سایت قرار می دادند.
ولی در نهایت میزان عجیب درخشش و گستردگی ویکی پدیا منجر به راندن Nupedia به حاشیه بود. در سال ۲۰۰۲، ویکی پدیا بیش از ۲۰۰۰۰ مقاله را در خود جای داده بود. در سال ۲۰۰۳، Nupedia بسته شد و مقالات موجود در آن را به ویکی پدیا منتقل کردند. البته بحث های زیادی نیز در مورد ویکی پدیا وجود دارد. یکی از این حاشیه ها مربوط به تنش بین سردبیرهای “ثبت کننده” و “حذف کننده” در این وب سایت بود. افرادی که اطلاعات را مرور و ثبت می کردند اعتقاد داشتند که تا جایی  که ممکن باشد باید اطلاعات بیشتری را در این سایت قرار دهیم. افرادی که دیدگاه پاک کردن مطالب را داشتند با این تفکر پیش می رفتند که فقط واقعیت های تایید شده و چشمگیر باید راه خود را به ویکی پدیا باز کنند. برای اطلاعات بیشتر مقاله ای را که در مورد این تنش نوشته شده است مطالعه فرمایید تا اطلاعات بیشتری را در این زمینه به دست آورید و ببینید که چه بحث هایی در مورد این که چه مطالبی باید در سایت باشد و چه مطالبی باید حذف شوند وجود داشته اند.
از آنجایی که ویکی پدیا مدیریت مرکزی ندارد، پس نحوه پوشش دادن مطالب آن نیز معمولاً متمایل به سمت علاقه ها و خواسته های کاربران می باشد. همانطور که یکی از مفسران ایالات متحده به نام آقای Stephen Colbert گفته است، ورودی ویکی پدیا برای عبارت از نظر کاربران مجازی خیلی گسترده تر از مطبوعات چاپی مانند روزنامه ها و مجلات است. یکی دیگر از نگرانی های مربوط به ویکی پدیا این سوال است که قابلیت اطمینان این سایت به چه صورت است. در سال ۲۰۰۵، یک مطالعه در مجله Nature به این پی برد که میلیون ها مشارکت کننده در ویکی پدیا محتواهای مربوط به خود را اصلاح کرده اند تا این سایت بتواند از نظر صحت با دانشنامه Britannica همسان شود. اما از آن جایی که عدم صحت های ریز و کوچکی نیز به صورت ناگهانی در این سایت ایجاد شده اند به همین دلیل ممکن است به مدت ماه ها در زیر زره بین نباشند و به شکل یک اطلاعات اصلاح نشده در سایت باقی بمانند. سال گذشته، محققی به نام Gregory Kohs آزمایشی را انجام داد و طی این آزمایش یک سری اطلاعات مزخرف را وارد ویکی پدیا کرد-مثلاً نوشت که درد حاصل از تورم به دلیل خالی شدن سنگ های آتش فشانی از بدن است- و متوجه شد که همین عبارت برای ماه های آینده اصلاح نشده و دست نخورده باقی ماند. علی رغم این نقص ها، ویکی پدیا یک منبع منحصر به فرد است و در عین حال اصلی ترین مرکز اطلاعاتی روزمره در اینترنت می باشد.

۵٫ یوتیوب – ضریب تاثیر ۸ از ۱۰
قبل از به وجود آمدن YouTube اگر می خواستید یک فیلم را تماشا کنید مجبور بودید یک فایل با فرمت MPEG را با حجم بالا دانلود کنید. حتی هرچقدر هم که حجم این فایل کم بود شما باید مدتی را صرف وصل شدن به اینترنت از طریق dial up یا ADSL می کردید تا بتوانید این فایل را دانلود کنید. آیا دوست دارید این فایل را به صورت آنلاین با یک دوست به اشتراک بگذارید؟ در آن زمان تنها راه برای این کار این بود که شما لینک این فایل را برای دوست خود ارسال کنید تا بتواند آن را دانلود و سپس تماشا کند.
در سال ۲۰۰۵ سه نفر با نام های Chad Hurley، Steve Chen و Jawed Karim در کنار هم جمع شدند تا این مشکل را برطرف کنند و راه حلی را برای آن پیدا کنند. انگیزه این بحث ها ایده آقای Janet Jackson به نام “نقص کمد لباس” در مراسم Super Bowl سال ۲۰۰۴ بوده است-هرگز اشتهای مردم را در امر شهوت دست کم نگیرید. اینترنت در سراسر جهان نیاز به روشی برای پخش کردن و به اشتراک گذاشتن ویدئوها داشت.
اولین فیلمی که بر روی YouTube آپلود شد یک فیلم ۱۸ ثانیه ای از آقای Jawed Karim بود که در کنار چند تا فیل ایستاده بود. در اواسط سال ۲۰۰۶، YouTube توانست تعداد ۱۰۰ میلیون بازدید را در هر روز برای خود ثبت کند و ۲۰ میلیون کاربر در سراسر دنیا داشت. هیچ شکی وجود ندارد که کمپانی گوگل به سرعت امتیاز این سایت خارق العاده را به ارزش ۱٫۶۵ میلیارد دلار از موسسان آن خریداری کرد.
امروزه YouTube تبدیل به یک عضو جدایی ناپذیر و یکپارچه از گوگل تبدیل شده است و هیچ کس نمی تواند قیمتی را بر روی آن بگذارد. این وب سایت برای برخی از افرادی که ویدئو بر روی آن آپلود می کنند سودآور است: صفحه ای به نام PewDiePie که یک پیج سوئدی در YouTube است در سال گذشته به میزان ۲۰ میلیون دلار درآمد داشته است و این درآمد را از تبلیغات و گرفتن اسپانسر کسب کرده است، البته همه این درآمدها به لطف وجود ۴۸ میلیون فالووری بوده است که ویدئوهای ان ها را دنبال کرده اند. یک ستاره دیگر در YouTube یک خواننده کره ای به نام Psy است که در سال ۲۰۱۲ یک موزیک ویدئو به نام “Gangnam Style” را بر روی این سایت قرار داده است و با تعداد بازدید بیش از ۲٫۵ میلیون هنوز هم بالاترین میزان بازدید در YouTube را دارد.
گستردگی منابع YouTube به نحوه کارکرد آن وابسته شده است. و از نظر محتواهای مبهمی مانند سریال های قدیمی تلویزیونی یا ویدئوهای B، اصلاً نمی توان گفت که YouTube یک سرویس بی ارزش برای افراد است، برعکس این سرویس برای افرادی که دوست دارند از فیلم های قدیمی لذت ببرند بهترین مکان برای بازدید خواهد بود.

۶٫ EBAY – ضریب تاثیر ۷٫۲۱ از ۱۰
وب سایت eBay سال ها زحمت کشیده است تا بتواند شهرت خود را در قالب یک وب سایت فروش بوت خودرو تثبیت کند. حال داستان های مربوط به کلاه برداری eBay خیلی کم شده است و فقط در حد پچ پچ می باشد. و این سایت توانسته است احترامی را در بین مردم برای خودش کسب کند که همیشه در جستجوی آن بوده است: طبق گفته مجله Fortune، این وب سایت پنجمین کمپانی محبوب در بین سرویس های اینترنتی و بخش فروش می باشد.
فروشندگان حراج ممکن است ادعا کنند که eBay با هدف بالا بردن شهرت خود در بین مردم قصد کلاه برداری از آن ها را داشته است-سیاست ضمانت بازگشت پول در این وب سایت منجر به این شد که بسیاری از فروشندگان ادعا کنند که این وب سایت خیلی ساده تعدادی خریدار جعلی دارد که از نرسیدن محصولات به دست خود به این کمپانی شکایت می کنن و پولی را که به سایت پرداخت کرده اند باز پس می گیرند. هنوز هیچ اثبات و گواهی برای این ادعای فروشندگان وجود ندارد-تعداد این شکایات و ادعا ها بر علیه وب سایت eBay در ابتدای امسال به تعداد ۱ میلیارد عدد رسیده است اما این افراد کجا می توانند شکایت خود را ببرند؟ همانطور که گوگل در زمینه جستجو دنیا را به تسخیر کیفیت خود در آورده است، به همین شکل هم eBay دنیا را تحت سلطه فروش های حراج خود قرار داده است.
eBay اخیراً شایستگی خرید PayPal را داشته است و این کمپانی را با قیمت ۱٫۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۲ خریداری کرده است و آن را تبدیل به ارائه دهنده خدمات پرداخت برای سایت خود کرده است- این یک تصمیم عجیب در زمان خود بود، اما تصمیمی بود که به خوبی به ثمر نشست و اکنون همه به این منفعت استفاده از آن پی برده اند. PayPal در سال گذشته مجدداً فعالیت خود را به عنوان یک تجارت جداگانه آغاز کرد و ارزش خود را به میزان ۴۶٫۶ میلیون دلار رساند- یعنی بعد از این سال ها قیمت این سرویس بیش از ۳۰ برابر پولی شده است که eBay در سال ۲۰۰۲ برای خرید آن پرداخت کرده بود. eBay مانند کاربران سایت خودش رفتار می کند-ابتدا یک وب سایت را خریداری کرده و آن را با قیمت خیلی بیشتری به فروش می رساند. این کمپانی برای خریدن Skype در سال ۲۰۰۵ مبلغ ۲٫۵ میلیارد دلار را پرداخت کرد. در امر ایجاد ارتباط کاربران از طریق گوشی ناموفق بود اما بازهم توانست ۷۰ درصد از اسکایپ را به یک کانسرسیوم با قیمت ۱٫۹ میلیارد دلار بفروشد. این در همان زمانی بود که مایکروسافت برای خرید این سرویس مبلغ ۸٫۵ میلیارد دلار را در سال ۲۰۱۱ پرداخت کرده است.

۷٫ توئیتر – ضریب تاثیر ۶٫۸۴ از ۱۰
مانند بسیاری از وب سایت های برتر در دنیا، توئیتر نیز در ابتدا مانند یک ایده احمقانه و گنگ به نظر می رسید-در آن زمان این سایت یک سایت بلاگ کردن بود که هر یک از پست های آن باید کوتاه تر از یک پیام کوتاه گوشی می بودند. اما جذابیتی که در این وب سایت وجود داشت باعث شده بود تا کاربران وقت زیادی را هر روز برای آپدیت کردن پست های خود در آن صرف کند. زمانی که دو بنیانگذار توئیتر با نام های Dom Sagolla و Jack Dorsey این وب سایت را راه اندازی کردند این ایده را داشتند که “توئیت کردن باید به حدی ساده و راحت باشد که شما حتی نیازی به فکر کردن در مورد آن نداشته باشید”. همین متن های کوتاه و ساده در توئیتر که با عنوان توئیت شهرت یافتند به سرعت تبدیل به فراگیرترین روش برای ارتباط برقرار کردن با دوستان و همکاران و هم کلاسی ها در سراسر دنیا شدند.
در زمانی که در سال ۲۰۰۶ توئیتر شروع به کار کرد، فقط پست های آن نبودند که شکل خیلی ساده ای داشتند، بلکه خود این پلتفرم نیز بسیار عملکرد ساده ای داشت. در زمانی که این وب سایت برای اولین بار طراحی شده بود هیچ اصطلاحاتی مانند هشتگ ها در آن وجود نداشتند- حتی Replay کردن نیز بلافاصله در این وب سایت به کار گرفته نشده بود. و اگر شما می خواستید یک پست را مجدداً توئیت کنید (retweet)، باید آن را در تایم لاین خود کپی و الصاق (copy/paste) می کردید.
با پیچیده تر شدن توئیتر، ما به صورت رو به رشدی سعی در خلاصه کردن همه چیز داشته ایم. یک مطالعه در دانشگاه فیلیپین نشان داده است که در سال ۲۰۰۹ متوسط توئیت ها تعداد ۸ واژه داشته اند. در سال ۲۰۱۲ این تعداد کاهش یافته است و به میزان ۵ واژه برای هر توئیت به صورت متوسط رسیده است.
توئیتر همچنین توانسته است مشروعیت قانونی خود را به دست آورد. سرویس ها و برند های بزرگ از Ben & Jerry گرفته تا برندهایی مانند BBC همگی مجبور هستند که یک حساب توئیتر برای خود داشته باشند. توئیتر اکنون به نوعی بخشی از ابزار خبررسانی در سراسر دنیا محسوب می شود، زیرا مطالبی که در فضای مجازی قرار داده می شوند ب طور طبیعی به وسیله انسان ها پست شده اند و دارای یک اعتبار طبیعی هستند.
توئیتر هم اکنون تقریبا دارای نیم میلیارد کاربر در سراسر دنیا است و به صورت روزانه در این وب سایت تعداد ۵۰۰ میلیون توئیت صورت می گیرد، به همین دلیل است که توئیتر تبدیل به یک پدیده فرهنگی شده است. با این حال، این نگرانی در مورد آن وجود دارد که شهرت این وب سایت به تدریج کمتر شود. امسال سود این کمپانی کمتر از انتظارات کمپانی بوده است، و اخیراً، سهام این شرکت کاهش یافته و به اندازه ۱۴ دلار رسیده است، در حالی که این سهام در سال ۲۰۱۴ برابر با ۶۹ دلار بوده است. اخیراً این کمپانی مصمم شده است که بیشتر بر روی کاربران حیاتی و اصلی خود سرمایه گذاری کند و قابلیت هایی همچون بر زدن تصادفی پست ها برای قرار دادن جالب ترین پست ها در ابتدای همه، و اضافه کردن قابلیت های پخش زنده ویدئو ها را به سیستم خود اضافه کرده است.
با همه این اوصاف، برخی از تحلیلگران اقتصادی بهترین سرنوشت را برای توئیتر در فروش این کمپانی دیده اند. اما سوالی که پاسخ به آن برای همه جالب خواهد بود این است که کدام یک از غول های فناوری این سرویس را خریداری می کنند- و این که مدیریت این کمپانی تا چه میزان مجبور به فروش زیر قیمت این سرویس خواهد شد؟

۸٫ WordPress – ضریب تاثیر ۵٫۵۶
واژه WordPress می تواند معانی بسیار زیادی را برای شما داشته باشد: یک وب سایت برای قرار دادن بلاگ (پست) باشد (wordpress.com) که همچنین از نرم افزار بلاگ کردن نیز میزبانی می کند و می توانید این نرم افزار را در فضای وب خودتان اجرا کنید. این واژه همچنین نام برنامه خودش نیز می باشد. گیج شده اید؟ شاید کمی گیج شوید، مخصوصاً وقتی که بدانید برنامه WordPress CMS نه تنها برای سایت های معمولی کاربرد دارد بلکه برای وب سایت های تجاری و پورتال های تجارت الکترونیکی نیز مناسب است. منتشر کننده این پلتفرم یعنی کمپانی Automattic ادعا کرده است که WordPress بیش از ۷۰ میلیون سایت را تغذیه می کند که نسبت به اعداد و ارقامی که در زمینه وب سایت ها تخمین زده شده اند این مقدار تقریباً یک پنجم وب سایت های دنیا را در بر می گیرد.
WordPress یک پلتفرم با قابلیت خصوصی سازی بالا می باشد. بیش از ۴۰۰۰۰ پلاگین در آن در دسترس می باشند تا به وسیله آن ها بتوانید قابلیت هایی را به دلخواه خود به وب سایت اضافه کنید. البته باید گفت که تقریباً ۳۰۰۰ عدد تم بصری در این پلتفرم وجود دارد. و اگر این میزان از خصوصی سازی برای شما کافی نیست، می توانید تغییراتی را در درون کدهای CSS اعمال کنید یا این که کدهایی را از خودتان به آن اضافه کنید.
شاید برخی از افرادی که به امنیت وب حساس هستند در بین شما وجود داشته باشند که در مورد این ویژگی ها احساس ناامنی داشته باشند. زمانی که یک پلتفرم دارای چنین دامنه وسیعی از مخاطبین و سیستم قدرتمندی است، پس هدف حمله هکرها نیز قرار خواهد گرفت. ریسک استفاده از این پلتفرم به اندازه ای که به نظر می رسد گسترده نیست: در حدود نیمی از تمامی وب سایت های WordPress در سراسر دنیا به وسیله سایت رسمی آن میزبانی شده اند، پس شما می توانید با خیال راحت پچ ها و آپدیت های امنیتی که از طرف این کمپانی صادر شده اند اعتماد کنید.
اما نیمی دیگر از این وب سایت ها از طریق سرورهای شخصی یا کمپانی ها میزبانی شده اند. اشتباهات ساده مانند استفاده از نام کاربری پیش فرض admin، می تواند به افراد سوء استفاده کننده اجازه دسترسی به سایت شما را بدهد تا به این طریق به راحتی به اطلاعات شما حمله کنند. هکرها ممکن است از سایت WordPress شما استفاده کنند تا درگاهی از حملات فیشینگ را تدارک ببینند یا این که ممکن است به منابع دیگری در همین سرور دسترسی پیدا کنند. ولی این بحث ها اصلاً نباید شما از استفاده کردن از WordPress بترساند. این یک پروژه منبع باز است که دامنه وسیعی از برنامه نویسان مدام بر روی آن کار می کنند.

۹٫ Netflix – ضریب تاثیر ۵٫۳۹ از ۱۰
هیچ شکی وجود ندارد که Netflix توانسته است نحوه استفاده از تلویزیون را تغییر دهد. بله، شما می توانید برخی از برنامه ها را بر روی یک حلقه DVD تماشا کنید، ولی این فیلم ها همان هایی هستند که قبل از رسیدن این حلقه به دست شما، بر روی تلویزیون پخش شده اند. برنامه Netflix تماشاگرانی ثابت دارد که با منتشر شدن قسمت یا فصل جدید از یک سریال مانند House of Cards، Narcos یا Orange is The New Black شب ها را تا صبح بیدار می مانند و این سریال ها را از طریق همین وب سایت پیگیری می کنند-و هیچ کسی به خودش اجازه نمی دهد در فضاهایی مانند توئیتر در مورد آن ها صحبت کند. Netflix مکالمه خنک کننده آب را که در آن افرادی در مورد فیلم هایی که شب قبل دیده اند صحبت می کردند را حذف کرده است.
توجه کنید که تمامی فیلم هایی که نام آن ها در بالا آورده شده است از جمله فیلم های اورجینال در Netflix هستند-به این معنی که ما Netflix را برای تماشای این سریال ها انتخاب کرده ایم و مبلغی را برای تماشای آن ها پرداخت کرده ایم و قبل از این وارد سایت های دیگر شوند Netflix آن ها را در اختیار ما قرار می دهد. Netflix شروع به پوشش دادن فیلم های درام تلویزیونی کرده است: در بین ۵۰ عدد از برترین سریال های تلویزیونی که توسط IMBD انتخاب شده اند، Netflix برای پخش کردن چهار تا از آن ها (Stranger Things، House of Cards، Narcos، Making a Murderer) مسئولیت دارد. سومین سریال در رتبه بندی IMBD، یعنی سریال Breaking Bad به صورت منحصر از Netflix پخش می شد و به همین دلیل بود که مردم برای دیدن هرچه زودتر این سریال از Netflix اشتراک می خریدند. در مراسم Emmy Awards امسال، Netflix با ۵۴ نامزدی در بین قسمت های مختلف بیش از هر شبکه دیگری برای دریافت جایزه کاندید شده بود، و از این نظر از شبکه هایی مانند Fox و HBO نیز پیش تر بود.
وزن زیادی که ویدئوهای Netflix بر روی ترافیک اینترنت قرار داده است بار زیادی را بر دوش اینترنت گذاشته است. Netflix به تنهایی در بریتانیا و ایرلند بیش از یک پنجم از کل ترافیک اینترنت را مصرف می کند، که این همان دلیلی است که اکثر ارائه دهندگان سرویس اینترنت (ISP) حال فایل های مربوط به کش Netflix را بر روی پایگاه های داده خود دارند و با این هدف این کار را انجام داده اند که فایل های با فرمت HD باعث کند شدن سرعت شبکه اینترنت نشود.
این کمپانی به رشد خود همچنان ادامه می دهد و هر روز گسترده تر می شود: Netflix در بیش از ۶۰ کشور دنیا وجود دارد و دارای بیش از ۸۰ میلیون مشترک (کاربر) در سراسر دنیا می باشد، و نرخ رشد آن به اندازه ۱۰ میلیون مشترک در هر سال بوده است. این رقمی است که حتی در برنامه های بلند مدت Netflix نیز نبوده است زیرا فکر می کرد که با افزایش قیمت ها تعدا مشترک های آن ایستا خواهد شد و رشد زیادی نخواهد داشت. آیا Netflix تبدیل بزرگترین کمپانی پخش فیلم ها در دنیا خواهد شد؟ ما واقعاً مطمئن نیستیم.

۱۰٫ Spotify – ضریب تاثیر ۵٫۲۲
به راحتی می توان گفت که صنعت موسیقی در زمانی که Spotify به صورت رسمی در سال ۲۰۰۸ شروع به کار کرده بود وارد یک بحران شده بود. در آن زمان بود که این برنامه وارد بازار شد و توانست با دور زدن این حلقه و قرار دادن بسیاری از موسیقی ها برای دانلود، با میزان ۱٫۴ میلیارد قطعه موسیقی به صورت سالیانه، سود خوبی را معادل با ۳٫۷ میلیارد دلار به جیب بزند. که بسیاری از این خریدها احمقانه به نظر می رسید زیرا شما برای آهنگ زنگ معمولاً پولی پرداخت نمی کنید.
با این حال، همانطور که این کمپانی نیز متوجه شده بود، توانسته بود یک مسیر خوب را در این صنعت باز کند، و یک سرویس پخش موسیقی نوین را به جهان ارائه کند. این سایت به سرعت توانست شهرت خود را در بین مشترکین افزایش دهد و سرمایه گذاران به شدت به آن علاقه مند شدند، به طوری که در بین سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ توانست ۳۰۰ میلیون دلار سرمایه گذاری کسب کند-این پول به اندازه ای بود که Spotify می توانست بهترین موسیقی های جهان را خریداری کرده و با قیمت بهتر و سود بیشتری در اختیار مشترکین خود قرار دهد.
یکپارچگی Spotify با وب سایت Facebook در سال ۲۰۱۱ همزمان با ورود این برنامه به ایالات متحده، به صورت انفجاری باعث افزایش شهرت آن شد. در بین سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴ میزان پرداختی توسط مشترکین به این کمپانی از نیم میلیون دلار به ۱۰ میلیون دلار رسید. در دو سال گذشته، این مقدار به صورت تصاعدی افزایش پیدا کرده و به ۴۰ میلیون دلار رسیده است. طبق شکل های رسمی نشان داده شده از IFPI در سال ۲۰۱۵، میزان سودی که از پخش موسیقی در Spotify برای این کمپانی حاصل می شود برابر با ۲٫۹ میلیارد دلار است، که ۲٫۲ میلیارد دلار آن سود خاصل می باشد. چندین سرویس مشابه بعد از Spotify به وجود آمده اند از جمله این سرویس ها می تواند به Amazon و Apple اشاره کرد- و این درست است که Spotify هنوز در حاصل از دست دادن پول است، اما هنوز هم می تواند ادعا کند که بزرگترین سرویس پخش موسیقی در تمام دنیا از زمان ظهور CD ها می باشد.

۱۱٫ Hotmail – ضریب تاثیر ۴٫۸۱ از ۱۰
اگر شما به یاد داشته باشید، زمانی که اینترنت به شدت سرعت کمی داشت، Hotmail زندگی خود را تحت نام HoTMaiL شروع کرده بود. خوشبختانه، بعد از این که مایکروسافت این سرویس را با قیمت ۴۰۰ میلیون دلار در سال ۱۹۹۷ خریداری کرد، این کلمات بزرگ و کوچک مزاحم را در نام این پروژه کنار گذاشت، توجه داشته باشید که مایکروسافت این سرویس را دقیقاً یک سال بعد از به وجود آمدنش خرید. سرویس MSN Hotmail متولد شد و تبدیل به اولین سرویس ایمیل برای میلیون ها نفر از افراد شد.
همه می دانند که مهمترین نقش داین سرویس این بود که آدرس ایمیل را از ISP (ارائه دهنده سرویس اینترنتی) آن جدا کند-پس زمانی که ارائه دهنده سرویس شما آدرسی مشابه شناسه آنلاین شما داشته باشد تشخیص این امر برای شما سخت خواهد بود. این سرویس انفجاری از نظر شهرت داشت، و در ماه فوریه سال ۱۹۹۹ تعداد ۳۰ میلیون نفر عضو فعال در خود داشت و به صورت رو به رشدی این تعداد را تا سال ۲۰۱۱ به تتعداد ۳۵۰ میلیون رساند، و از این نظر بسیار مشهور تر از سرویس ایمیل Yahoo شده بود.
زمانی که در سال ۲۰۱۳ مایکروسافت پروژه Hotmail خود را تحت نام Outlook.com به بازار وارد کرد، در همین حین مشهورترین سرویس ایمیل دنیا یعنی Gmail پا به عرصه رقابت گذاشت، اما هنوز هم آن هایی که مثل ما از مودم ها و سرعت پایین آن ها با صدای مزاحم در هنگام وصل شدن به اینترنت استفاده کرده اند نام Hotmail را دوست دارند.

۱۲٫ LastMinute.com – ضریب تاثیر ۴٫۲۸ از ۱۰
استفاده از اینترنت برای برنامه ریزی کردن یک مسافرت، چه یک مسافرت خانوادگی به جاهای نزدیک در تعطیلات آخر هفته و چه به همراه دوستان و مسافرت به جاهای دور در تعطیلات کریسمس، اکنون کاری انجام شده و در دسترس است، و سرویس هایی برای انجام این کار ها برای شما موجود هستند، در حالی که تعداد بسیار زیادی از وب سایت ها نیز برای استفاده به این منظور وجود دارند، اصلی ترین این سایت ها LastMinute.com است که در سال ۱۹۹۸ تاسیس شده است.
LastMinute.com با گذشت ایام رشد کرده و کامل تر شده است و اکنون دارای سرویس های کامل و دقیقی می باشد، از رزرو بلیط هواپیما و اجاره کردن یک تاکسی گرفته تا تجربه های غیرمعمولی و مکان های عجیب و غریب، همگی را در خود دارد. این سایت در دستان بسیاری از مالکان چرخیده است، و بالا و پایین های زیادی را به خود دیده است تا اکنون به عنوان یکی از ارزشمندترین وب سایت هایی که از قدیم باقی مانده اند به کار خود ادامه می دهد.
بدون در نظر گرفتن گذشته، این سایت هنوز هم به اندازه کافی قوی نشده است، اما شایستگی جایگاه خوبی را دارد زیرا یکی از قدیمی ترین وب سایت های اینترنتی است که به موفقیت های تجاری زیادی دست یافته است، مقلدهای زیادی را داشته است، و بنابراین، یکی از موثرترین بخش های مربوط به تاریخ اینترنت می باشد.

۱۳٫ Yahoo – ضریب تاثیر ۴ از ۱۰
یاهو می تواند ادعا کند که یکی از قدیمی ترین برندها در زمینه اینترنت است، به طوری که در سال ۱۹۹۴ در دانشگاه استنفورد برای اولین بار تاسیس شده است. نام اصلی این سایت در ابتدا “Jerry and David’s Guide to the World Wide Web” بوده است. در آن زمان، وب بسیار کوچک و محدود بوده است به طوری که دو نفر به نام های Jerry and David Filo قادر بوده اند به صورت دستی یک کاتالوگ کامل از تمامی وب سایت های موجود را تهیه کنند، و قابلیت های جستجوی وب را به سایت خود اضافه کنند.
از آن زمان به بعد، Yahoo بالا و پایین های زیادی داشته است. بعد از این یاهو به صورت یک تجارت در سال ۱۹۹۵ به بازار وارد شد، سهام آن توانست تا سال ۲۰۰۰ به میزان ۱۱۹ دلار به ازای هر سهم برسد-و یک سال بعد از آن این سهم به ۸ دلار نزول کرد، و این یک فاجعه برای یاهو به شمار می رفت. ولی Yahoo به رقابت در این عرصه به هر نحوی که شده ادامه داد، و برای مدت کوتاهی در دهه ۲۰۰۰ میلادی رقیب اصلی Google به شما می رفت و سرویس های Yahoo Mail و Yahoo Messenger در این کمپانی در آن زمان طرفداران خوبی داشتند.
در سال ۲۰۰۸ مایکروسافت مبلغ ۴۵ میلیارد دلار را برای خرید یاهو به مدیران آن پیشنهاد کرد- اما Yahoo این پیشنهاد را رد کرد و گفت که این مبلغ بسیار پایین تر از ارزش واقعی وب سایت ما می باشد. شاید این کاری که مدیران یاهو انجام داده اند یکی از مغرورانه ترین کارهایی باشد که در تاریخچه اینترنت به وقوع پیوسته است. در واقع در امتناع از فروش یاهو اشتباه بزرگی را مرتکب شدند. در اوایل امسال خبر رسید که یاهو با قیمت ۴٫۸ میلیارد دلار به غول اینترنتی Verizon فروخته شده است و این مبلغ تقریباً ۱۰ درصد از مبلغ پیشنهادی توسط مایکروسافت می باشد.

۱۴٫ The Guardian – ضریب تاثیر ۳٫۶۹ از ۱۰
زمانی حرف از کسب سود های کلان اینترنتی می شود، می توان دید که روزنامه ها مورد زیان قرار گرفته و بالا و پایین های زیادی را در جامعه دارند، ولی وب سایت The Guardian باعث این مزاحمت برای آن ها نشده است. در حالی که برندهای دیگر با محدود کردن محتواهای آنلاین خود سعی در دفاع از سودهای مربوط به کاغذ داشته اند، ولی The Guardian از وضعیت Trust خود استفاده کرد تا تفکر بلند مدت داشته باشد: در سال ۱۹۹۵، این کمپانی شروع به سرمایه گذاری کردن در “نشر الکترونیکی The Guardian and Observer” کرد و آغوش خود را بیش از هر زمان دیگری به روی وب باز کرد.
این امر به آن کمک کرد که تبدیل به یک برند جهانی شود و این رشد را به روشی انجام دهد که تا قبل از آن امکان پذیر نبود، و طبق آمار Alexa.com تبدیل به یکی از ۱۰ وب سایت جدید برتر در زمینه اخبار شده بود-از نظر مقایسه این وب سایت با وب سایت های واقعاً بزرگ می توان گفت که با توجه به این که تعداد بازدیدکنندگان ماهیانه منحصر به فرد در این سایت ۴۰ میلیون نفر بودند، این وب سایت از این نظر در رتبه بعد از وب سایت های The Washington Post و The New York Times قرار گرفته بود.
قطعاً به این دلیل که روزنامه های دیگر در سراسر جهان نیز بر روی استراتژی های آنلاین خود فعالیت های زیادی را در جهت پیشرفت انجام داده اند، تاثیر این وب سایت نیز کمی افت کرد، اما هنوز هم این وب سایت در زمینه روزنامه نگاری تبدیل به یک برند با کیفیت بر روی اینترنت شده است. به علاوه این که این وب سایت از جمله اولین وب سایت هایی است که در این زمینه شروع به فعالیت کرده است، و اکنون خود را به عموم مردم معرفی کرده است.

۱۵٫ IMDB – ضریب تاثیر ۳٫۶۶ از ۱۰
پایگاه داده فیلم اینترنت قدمت زیادی دارد و در www (پهنه وسیع وب) جای خود را باز کرده است. این وب سایت در سال ۱۹۹۰ شروع به کار کرد، و افرادی از این وب سایت شروع به جمع آوری کردن لیستی از فیلم ها کردند، یک برنامه نویس کامپیوتری را به کار گرفتند تا تعدادی از کدهای اسکریپت Unix را بنویسد تا لیستی را فیلم ها را بسازد و در اختیار کاربران قرار دهد.
با اختراع وب در سال ۱۹۹۳، این پایگاه داده به درون یک سرور وب که توسط دانشگاه Cardiff میزبانی می شد منتقل شد. در سال ۱۹۹۶، این سایتی که ما اکنون می شناسیم به عنوان یک سایت تجاری خصوصی وارد بازار شد. در سال ۱۹۹۸، این سایت توسط Amazon خریداری شد، اما آقای Needham به عنوان مدیر عامل این کمپانی در جایگاه خود باقی ماند. شاید شما فکر کنید که لیست کردن فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی کاری بحث انگیز است، اما لیست بندی IMDb دقت چشم گیری در خود دارد. در سال ۲۰۱۱، یک هنرمند ویتنامی به نام Junie Hoang برای پس گرفتن یک میلیون دلار از این سایت شکایت کرد. شکایت او چه بود؟ به خاطر منتشر نکردن دقیق سن این زن بازیگر، IMDb مجبور به پرداخت خسارت مبنی بر این که این بی دقتی منجر به صدمه زدن به حرفه او شده است، شد.

۱۶٫ Napster – ضریب تاثیر ۳٫۵۳ از ۱۰
در سال ۱۹۹۹ سایت Napster یک از اولین برنامه عالی در زمینه اینترنت بود. این سایت در آن زمان دو تا از فناوری های مخرب را معرفی کرد: یکی از این فناوری ها شبکه تک-به- تک بود، که به شما اجازه دسترسی آزاد به محتویات و اطلاعات دیگر افراد را به طور وسیعی می داد. فناوری مخرب دیگر فرمت MP3 بود، که برای اولین بار شما را قادر می کرد تا هزاران موسیقی را در هارد دیسک خود جای دهید.
اگر بگوییم Napster یک اعجوبه بود بازهم آن را دست کم گرفته ایم. یک سال بعد از ورود این سایت به بازار رقابت ها، توانست بیش از ۶۰ درصد از ترافیک مربوط به برخی از شبکه های دانشگاهی را به خود اختصاص دهد. این وب سایت همچنین به شدت بحث برانگیز بود، و صنعت موسیقی را مجبور کرد تا در مقابل دانلود های دیجیتالی حالت تدافعی داشته باشد-از جمله این افراد گروه Metallica و Dr Dre از جمله هنرمندانی بودند که یک برگه شکایت رسمی را علیه Napster پر کردند. در سال ۲۰۰۲، از این کمپانی به علت ورشکستگی شکایت شد، و همین ورشکستگی شروعی برای موفقیت این وب سایت شد و آن را تبدیل به سرویسی کرد که امروزه می شناسیم.
با این حال، تاثیر Napster اصلی (اورجینال) هنوز هم در جهت معکوس است. انتشارات مرتبط با این وب سایت در نهایت مجبور شدند برای رقابت با دانلودهای غیر قانونی از توزیع محتویات دیجیتالی استفاده کنند، تا بتواند با سرویس های بزرگی مانند iTunes، Spotify و دیگر سرویس های مشهور امروزی رقابت داشته باشد.
۱۷٫ SurveyMonkey – ضریب تاثیر ۳٫۳۴ از ۱۰
با یک سوال شروع می کنیم: ” SurveyMonkey در چه سالی تاسیس شده است؟ ۱) ۱۹۹۹ ۲) ۲۰۰۳ ۳) ۲۰۰۵؟” آیا این چنین سوالی باید بر روی صفحه این وب سایت قرار گیرد؟ ما فکر می کنیم که در این صورت اکثر افراد به جای گزینه صحیح که ۱ است، گزینه های اشتباه را انتخاب خواهند کرد.
ولی این سایت ۱۷ سال سن دارد، و موسس این وب سایت آقای Ryan Finley در آن سال ها دست به تاسیس چنین وب سایتی در پهنه وسیع وب زد تا یک ابزار منحصر به فرد را در زمینه پرس و جو در بین وب سایت های دیگر ایجاد کند. اگر گوگل را در نظر نگیریم، مشهور شدن چنین سایتی در چنین فضایی کمی بعید به نظر می رسد. حال اگر شما این سایت را یک “سایت پرس و جوی آنلاین” می دانید، پس مستقیماً به این سایت اشاره کرده اید.
SurveyMonkey نحوه جمع آوری اطلاعات را که قبلاً نیز توسط شرکت ها انجام می شد برای جمع آوری کردن هوش بازار تغییر داده است. نه تنها این وب سایت توانسته است هزینه های مربوط به چنین پرس و جوهایی را کاهش دهد، بلکه باعث شده است که این داده های جمع آوری شده به سادگی ساخته و تحلیل شوند.
این سرویس توسط ۹۹ درصد از ۵۰۰ کمپانی Fortune مورد استفاده قرار گرفته است، پس هیچ تعجبی ندارد که آقای Finley متقاعد به فروش آن در سال ۲۰۰۹ شده است. در این سطح او تنها دارای ۱۲ کارمند بود- هم اکنون این سایت بیش از ۴۰۰ کارمند دارد و ارزش آن به اندازه ۲ میلیارد دلار برآورد شده است.
۱۸٫ Reddit – ضریب تاثیر ۳٫۱۵ از ۱۰
سایت Reddit رشد به سزایی را به خود دیده است: این وب سایت در دانشگاه ویرجینیا در سال ۲۰۰۵ به وسیله دو دوست به نام های Steve Huffman و Alexis Ohanian تاسیس شده است، این سایت تنها به مدت یک سال بعد به کمپانی Conde Nast فروخته شده است.
هسته اصلی سایت Reddit بحث های آزاد بین کاربرانی است که لینک مقالات را ارسال می کنند، اما همچنین این سایت برای داشتن جلسات AMA (Ask Me Everything) شناخته شده است که در این قابلیت شما می توانید هر سوالی را که دوست دارید از افراد مشهور بپرسید. افرادی که تا به حال در وب سایت Reddit به سوالات هواداران پاسخ داده اند شامل Bill Gates، Madonna، Gordon Ramsay و Barak Obama بوده اند.
تاریخچه Reddit همچنین دارای برخی از فصل های شرم آور در خود می باشد. در سال های اخیر، این سایت کانال های بحث خود را که به افراد نژاد پرست، آزار دهنده های جنسی و افراد چاق اختصاص داشته است مسدود کرده است. فعالیت صندلی نیز یک نگرانی در این وب سایت بوده است. در حادثه بمب گذاری ۲۰۱۳ Boston Marathon کاربران Reddit شروع به جستجو کردن در مورد سوژه های احتمالی این بمب گذاری کردند، که مدیر این وب سایت آقای Erik Martin آن را “شکار جادوگر” نامید.
با این حال، این وب سایت با تعداد بیش از ۵۰۰ میلیون ورود به حساب کاربری در هر روز، بسیار بزرگ تر از هر سایت بحث آزاد دیگری در دنیا می باشد. کاربران مشهور که مشتری این وب سایت هستند از جمله Zach Braff، Snoop Dogg، Arnold Schwarzenegger، Wil Wheaton و فضانورد کانادایی Chris Hadfield می باشند، پس به یقین می توان گفت که اگر شما در این سایت ثبت نام کنید قطعاً ضرر نخواهید کرد.

۱۹٫ The Register – ضریب تاثیر ۳٫۰۶ از ۱۰
از زمانی که Mike Magee، John Lettice و Ross Alderson برای اولین بار در سال ۱۹۹۴  سایت The Register را طراحی کردند و به دنیا معرفی کردند، این سایت همچنان بزرگترین منبع در زمینه اخبار فناوری در دسترس کاربران باقی مانده است.
در حالی که بسیاری از سایت های دیگر با استفاده از عبارت های جستجوی مشابه در اینترنت ترافیکی را به خود اختصاص داده اند، سایت The Register با استفاده فرمول مورد اعتماد خود پیش می رود: حجم زیادی از داستان ها در هر روز تبدیل به استراتژی پایه برای این سایت شده است و هر نوع از اطلاعات فناوری اطلاعات در این سایت قابل دسترسی می باشد. این وب سایت اصلاً طراحی منحصر به فرد و خیلی خاصی ندارد-و البته یکی از معدود وب سایت هایی است که در روزی که طراحی شد و پا به عرصه رقابت گذاشت به حد افراطی تفاوت زیادی به وب سایت های دیگر نداشت. در عوض این وب سایت با استفاده از اصول نوین خود به دستاوردهای زیادی دست یافته است. “این سایت بزرگ شروع به استفاده از زبان HTML5 می کند. حتی زمانی که نویسندگان زمینه قبیح و فیلم های مستحجن فکر می کنند شما مشکلی دارید، پس شما واقعاً یک مشکلی دارید. یا مثلاً “بحران اپل چطور؟ چه بحران ابداعی؟ BTW، آیا شما مسواک های ما را دوست دارید؟”
چنین مطالبی شاید از دسته مطالبی باشند که بسیاری از دوستان شما علاقه ای به خواندن آن ها نداشته باشند، ولی چیزی که مشخص است این است که چنین مطالب و موضوعاتی را خوانندگان دوست دارند و می خوانند.

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

It is main inner container footer text