img

وب هوشمند…

/
/
/

پیشرفت‌های تکنولوژیکی امروزی نشان از شروع یک وب واقعاً هوشمند و عاطفی دارد.

از دوستان هوش مصنوعی گرفته که درک عاطفی دارند تا تجربیاتی که به زبان بدن شما پاسخ می‌دهند، به زودی شاهد پیشرفته‌ترین و هیجان‌انگیزترین تعامل بشر با کامپیوتر خواهیم بود که توسط وب هوشمند عاطفی صورت می‌گیرد.
برای درک آینده‌ای که از آن سخن می‌گوییم، ابتدا باید سری به گذشته‌های دور خود بزنیم. تقریباً دو میلیون سال قبل از انسان اولیه، در آفریقا، پیش ماده اولیه به انسان را یافتیم: هومینید یا انسان‌ساها. در حال حاضر، اکثر گونه‌های شبیه انسان با انقراض روبرو هستند. انسان‌‌ساها برای بقا تحت فشارهای تکاملی شدیدی بودند، و به خاطر منابع کمی که وجود داشت، به شدت با گروه‌های دیگر رقابت می‌کردند.
وقتی صد هزار نسل بعدی انسان‌ساها را مورد بررسی قرار می‌دهیم، گاهی اوقات به اتفاقات جالبی بر می‌خوریم: مغز آن‌ها سه برابر انسان‌های امروزی بود. انسان‌ساها برای زنده ماندن خود را با شرایط سازگار می‌کردند. موضوع جالب این است که چگونه انجام چنین کاری را یاد می‌گرفتند. بیشتر این حجم عصبی به راه‌های بدیعی از همکاری با یکدیگر اختصاص داده شده بود: برنامه‌ریزی مشارکتی، زبان، پیوستگی والد- کودک، دانش اجتماعی و همدردی. از نظر روانشناسی در تکامل مغز، لحظه‌ای که یاد گرفتیم از ابزارها استفاده کنیم، چندان اهمیت ندارد: بلکه در واقع نیاز به  همکاری با یکدیگر برای زنده ماندن و بقا بود، که برنامه‌ریزی مغز ما را هدایت می‌کرد.
کمی سریعتر پیش برویم
۶۰ سال قبل، محققین به صفات و ویژگی‌هایی علاقمند شدند که ممکن بود بتوانند موفقیت حرفه‌ای را از پیش تعیین کنند، از اینرو تحقیقی را با ۸۰ دانشجوی دکترا انجام دادند. محقیقین از آن‌ها خواستند تا تست‌های شخصیت شناسی، تست‌های آی کیو و مصاحبه‌ها را کامل کنند. ۴۰ سال بعد، دوباره با همین افراد که در تحقیق شرکت کرده بودند، تماس گرفتند و موفقیت‌ حرفه‌ای آنان را مورد ارزیابی قرار دادند. برخلاف آنچه انتظار می‌رفت، دریافتند که ارتباط بین موفقیت و هوش چندان قابل توجه نیست. بلکه در تعیین موفقیت حرفه‌ای، مهارت هوش عاطفی ۴ برابر مهمتر از آی کیو است.
هوش عاطفی در واقع توانایی تشخیص، درک و عمل طبق احساسات خودمان و دیگران است. از روزی که متولد شده‌ایم تا روزی که از دنیا برویم، سیم‌کشی عمیق مغز انسان‌ پیش شرط ما برای درک کردن و درک شدن در شرایط عاطفی است.
تعجبی ندارد که اغلب در مورد وب امروزی احساس ناامیدی می‌کنیم: دقیقاً برخلاف برنامه‌نویسی‌های طبیعی، وب مدرن با عبارت‌های باینری سر و کار دارد. ناامیدهای ما عمیقاً ریشه در این احساس دارد که تکنولوژی واقعاً نمی‌داند ما سعی داریم چه چیزی از آن بپرسیم.
مدتهاست که داشتن یک وب هوشمند عاطفی همانند داستان‌های علمی تخیلی به نظر می‌رسد. اما ما این  وب را به مولفه‌های فردی‌اش‌ یعنی توانایی تشخیص، شناسایی و عمل طبق ورودی عاطفی- تجزیه کردیم و  متوجه شدیم  که چگونه می‌توان هوش عاطفی را برنامه ریزی کرد. حال ببینیم مردم امروزه این کار را چگونه انجام می‌دهند.

زبان طبیعی
در ۱۰۰ سال گذشته مجبور بودیم روش طبیعی برقراری ارتباط  را تقویت کنیم تا ماشین‌ها بفهمند منظور ما چیست- از سوییچ‌های باینری به MS-DOS گرفته، تا رابط‌های point-and-click. بهرحال، هر چندسال یک بار شاهد یک جهش بزرگ رو به جلو هستیم که به ما امکان می‌دهد با روش‌‌های طبیعی‌تری با ماشین‌ها ارتباط برقرار کنیم.
با کارهای ساده‌تر شروع می‌کنیم. Meet Amy (x.ai)، باتی که می‌توانید در ایمیلیهای خود کپی کنید تا به شما در زمانبندی جلساتتان کمک ‌کند. پیچیدگی این بات دوگانه است: ابتدا، پیچیدگی‌های نحوه صحبت کردن شما را درک می‌کند ( من نمی‌تونم این هفته انجامش بدم اما هفته دیگر همین موقع چطوره؟) و دوم این که می‌تواند به روش‌هایی پاسخ دهد که بیانگر درک عاطفی است. و بعد بات‌های محاوره‌ای که بسیار جالبتر از چت‌بات‌های پرمدعای فیس‌بوک هستند و از یادگیری عمیقتری نشات می‌گیرند. ما همگی با ‘Tray’، چت‌بات نژادپرست مایکروسافت آشنا هستیم. اما احتمالاً کمتر با تجربیاتی شبیه Deep-Drumpf آشنایی داریم: یک بات توییتری که از شبکه عصبی استفاده می‌کند که برای آنالیز محتوای توییت‌های دونالد ترامپس آموزش داده شده و توییت‌های اصلی ایجاد می‌کند تا از او تقلید کند.
و بعد هم چت‌بات جالب Xiaoice. Xiaoice یک چت‌بات زبان طبیعی پیشرفته است که توسط مایکروسافت ساخته و در چین راه‌اندازی شده است، این چت‌بات در چندین سرویس چینی همچون Weibo اجرا می‌شود. اما این چت‌بات دیگر آزمایشی نیست و با گذشت یک هفته از راه‌اندازی آن توانست به ۱ درصد کل جمعیت برسد و امروزه توسط ۴۰ میلیون نفر مورد استفاده قرار می‌گیرد. برخلاف سیری که وظیفه محور است، کاربران با Xiaoice به گونه‌ای صحبت می‌کنند که گویا دوست یا درمانگر آنهاست. این بات با استفاده از آنالیز عاطفی می‌تواند نحوه بیان کلمات خود را سازگار کند و بر اساس نشانه‌های مثبت یا منفی که از طرف انسانی مقابل خود دریافت می‌کند، به او پاسخ دهد. این چت‌بات با درک عاطفی گوش می‌کند و یاد می‌گیرد که چگونه مطابق با آن  پاسخ دهد. این فوق‌العاده است. مولف و معلم معروف جهان پیتر دراکر می‌گوید:» مهمترین چیز در برقراری ارتباط،  شنیدن چیزهایی است که گفته نمی‌شوند.» امروزه ما Beyond Verbal را داریم، یک ابزار زنده تحلیل احساسات که صدا محور است و می‌توانداحساسات پیچیده را همچون هشیاری، مثبت بودن، هیجان، خستگی را شناسایی کند تا تجربیات را از طریق زیر و بمی صدای شما تنظیم نمایند.

زبان چهره
حالت‌های چهره، از جمله قدرتمندترین ابزارهای متحول کننده‌ای هستند که در اختیار ما قرار دارند. ما از آن‌ها به صورت طبیعی و با سرعت باور نکردنی برای رمزگشایی و انتقال اطلاعات اجتماعی استفاده می‌کنیم. فناوری تشخیص چهره در حال حاضر توسط شبکه‌های اجتماعی برای انجام کارهایی همچون شناسایی خودکار دوستانتان در عکس (DeepFace فیس بوک) و ایجاد افکت‌های چهره (Snapchat) استفاده می‌شوند.
Kairos یک ابزار تشخیص چهره است که به حرکات ریز چهره شما نگاه می‌کند تا احساسات شما را با دقت باورنکردنی بفهمد. مایکروسافت، EmoVu و دیگران دارای API هایی برای تشخیص احساسات هستند که می‌توانید امروزه از آن‌ها استفاده کنید. هوش عاطفی BuzzFeed را تصور کنید که می‌تواند با تماشای چهره شما  متوجه شود که از خواندن چه مقالاتی لذت می‌برید و خودش را با آن مقالات منطبق می‌کند. این API ها تجربیاتی را می‌سازند که می‌توانند بر پایه وضعیت عاطفی کاربر سازگار شوند. گوگل  با Movidius  کار می‌کند و اپل، شرکت Emotient را خریداری کرده تا احساس عاطفی را به دوربین‌های جلویی  منتقل کنند.

زبان بدن
این تصور که وب ممکن است روزی بتواند تجربیات را بر اساس زبان بدن تنظیم کند،  یک افسانه علمی تخیلی به نظر برسد. اما امروزه، فناوریهایی انجام این کار اینجا هستند. با نصب   Granify در وب سایت خود می‌توانید سعی کنید احساسات کاربران را بر اساس حرکات ریز مکان نمای آنها تشخیص دهید. مایکروسافت با فناوری Pre-Touch خود اخیراً نشان داده است که چگونه دستگاه‌های آینده‌اش می‌توانند از روی قراین ، قبل از آن که انگشت شما صفحه نمایش را لمس کند، واکنش نشان دهند و موجب می‌شوند رابط‌ها با زبان بدن منطبق شوند. بعلاوه، دستگاه‌های پوشیدنی‌ها دائماً تغییرات روانشناسی و جنبشی را در بدن اندازه گیری می‌کنند تا اطلاعات تشخیصی منحصر به فردی را ایجاد کنند . Spire وFeel دو پوشیدنی هستند که به نظر می‌رسد می‌توانند خلق وخوی شما را دنبال کنند و تجربیات منحصر به فردی را بر اساس آنچه احساس می‌کنید، ایجاد نمایند. Nymi می‌تواند سرعت و ریتم قلب را تشخیص دهد. این سه دستگاه با زبان طبیعی بدن همدردی می‌کنند تا تجربیات جدید کاربر را شکل دهند.

۹۰۰۰ روز بعد
وب تقریباً ۹۰۰۰ روز قدمت دارد. در این مدت ما شاهد بزرگترین دستاوردهای بشر بوده‌ایم که قدرت اینترنت را تقویت می‌کنند. وقتی به سمت ۹۰۰۰ روز بعد پیش می‌رویم، به عنوان یک سازنده چگونه می‌توانیم تجربیات احساسی جدیدی بسازیم، که برای درک بهتر و قدرت دادن به نسل بعدی انسان طراحی شده باشند؟

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

It is main inner container footer text