img

چـگـونـه Steam Machine اختصاصی خود را بسازید…؟

/
/
/

اگر شما هم دوست دارید پیش از عرضه عمومی سیستم عامل گیمینگ جدید Valve برای پی‌سی‌های اتاق پذیرایی در سال آینده کارکرد آنرا امتحان کنید، با مطالعه این مقاله می‌توانید یکی از سیستم‌های موسوم به Steam آنرا برای خود بسازید و مشغول کار با آن شوید.
تصور بازی با پی‌سی بدون Steam در دنیای امروز، اگر نگوییم غیرممکن، اما مشکل است. پلتفورم نرم‌افزاری Valve به یک هاب سرگرمی ضروری و غیرقابل‌جایگزین با بیش از ۷۵ میلیون کاربر فعال و نزدیک به ۳۰۰۰ عنوان بدل شده است.
امروزه روز دیگر Steam مترادف با اجرا و خریداری بازی‌های پی‌سی است. با اینهمه موفقیت، Valve باز هم بیکار ننشسته و رویای قبضه اتاق‌های پذیرایی کاربران را در سر دارد. به همین دلیل بد نیست SteamOS را که قرار است از سال بعد با سخت‌افزار اختصاصی گونه‌کنسولی به فروش برسد، امتحان کنید-هرچند نسخه بتای این OS در حال حاضر برای نصب روی سخت‌افزار پی‌سی‌ها قابل دانلود و دسترس است.
البته این نرم‌افزار برای برخی از گیمرها چندان هم ناآشنا نیست، چون از اواخر سال ۲۰۱۲، گیمرها توانسته‌اند Steam را به گونه Big Picture تبدیل کنند که در آن، به جای واسط متن‌سنگین، از یک رویکرد بزرگ‌تر و عینی‌تر که برای ناوبری با استفاده از کنترلر طراحی شده، بهره گرفته شده است. این حرکت هوشمندانه‌ای بود که Steam را بیش از پیش برای گیمرهای مبل‌نشین قابل دسترس‌ و استفاده کرد. هرچند SteamOS در ظاهر تفاوت زیادی با Big Picture نکرده است، اما در واقع چیزی بسیار بیشتر از آن دارد. رویه صاف و صیقلی آن تغییرات بزرگ درونی آنرا از دید پنهان می‌کند. بزرگترین این تغییرات این است که پیاده‌سازی جدید پلتفورم Steam یک برنامه کاربردی ویندوزی نیست-بلکه کل یک سیستم عامل مبتنی بر لینوکس است. هر چند تمرکز فعلی SteamOS بر روی گیمینگ است، اما Valve امیدوار است بتواند آنرا به یک پلتفورم سرگرمی عمومی بدل کند. در وب‌سایت این پروژه می‌خوانیم که توسعه‌دهنده پیشتر «با تعداد زیادی از سرویس‌های رسانه‌ای که اغلب کاربران می‌شناسید و علاقه دارند، کار کرده است»، بنابراین تعجبی ندارد اگر بگوییم که امثال Netflix و Spotify هم به زودی در واسط SteamOS جایی برای خود دست و پا خواهند کرد.
مانند تمام پروژه‌های لینوکس‌محور دیگر، این حرکت جدید مزایا و معایب خاص خود را داشته است. عیب بزرگ کار این است که اکثریت قریب به اتفاق بازی‌هایی که قبلاً از طریق Steam برای ویندوز یا مک خود خریداری کرد‌ه‌اید، دیگر روی SteamOS کار نمی‌کند. Valve توسعه‌دهندگان را تشویق می‌کند تا بازی‌های خود را به این نرم‌افزار انتقال دهند، اما از آنجاییکه لینوکس پایگاه کاربری بسیار ضعیف‌ و محدودی دارد، استودیوهای بزرگ به سختی متقاعد به خرید آن می‌شوند. البته این وضعیت با گذشت زمان بهبود پیدا خواهد کرد. بعلاوه این احتمال هم وجود دارد که فناوری موسوم به In-Home Streaming که در ادامه در مورد آن صحبت خواهیم کرد، بتواند به حل و فصل این مشکل کمک کند. تمام اینها باعث شده تا هر چند در حال حاضر حدود ۵۰۰ بازی به صورت بومی بر روی SteamOS اجرا می‌شوند، اما تعداد معدودی از آنها اسامی بزرگ و معروفی باشند.
نقطه قوت رویکرد Valve، انعطاف‌پذیری آن است، بطوریکه کاربر می‌تواند تمام نرم‌افزارهای مورد علاقه‌اش را روی Steam Machine خود اجرا کند (مراجعه به عنوان فراتر از بازی همین مقاله). از سال بعد هم می‌توانید با سر زدن به اکثر فروشگاه‌های کوچک و بزرگ کامپیوتری محل خود، یکی از سیستم‌های از پیش ساخته شده SteamOS را که با نیاز و بودجه‌تان همخوانی دارد، انتخاب کنید. شق دیگر اینکه، می‌توانید SteamOS را همین الان دانلود کنید، آنرا روی پی‌سی خود نصب کرده و شروع به کار کنید.

Steam Machine اختصاصی خود را بسازید
زیبایی فناوری Steam Machine در اینجاست که برخلاف کنسول‌های بازی سنتی، می‌توانید سخت‌افزار را ادغام و هماهنگ کنید. ساخت Steam اختصاصی برای خودتان، چه از طریق تغییر کاربری یک پی‌‌سی قدیمی و یا با کنار هم قرار دادن قطعات، ممکن است پروژه بلندمدتی باشد، چون با افزایش تقاضای بازی‌های جدید قطعات پرسرعت‌تری هم تدریجاً وارد بازار می‌شوند.
اگر شما جزء افراد خوش‌شانسی هستید که همه نوع قطعه و ابزار فنی در انبار خانه‌شان دارند، شاید بهترین راه برای شروع با کار با SteamOS تغییر کاربری کلی یکی از پی‌سی‌های قدیمی‌تان باشد. برای استفاده از این OS باید ابتدا چند قطعه سخت‌افزاری را تهیه کنید، از جمله اینکه به یک پردازشگر ۶۴ بیتی-که از ده سال پیش به اینطرف دیگر به استاندارد تبدیل شده-حداقل ۴ گیگابایت رم و رسماً یک هارددیسک ۵۰۰ گیگابایتی یا بیشتر نیاز دارید-هرچند ادعا شده که این OS با کمتر از ۱۰۰گیگابایت هارد دیسک هم با موفقیت نصب می‌شود. تأمین این قطعات چندان هم کار مشکلی نیست، چون اغلب رم‌های امروزی قیمت بالایی ندارد و یک هارد دیسک ۵/۲ اینچی ۵۰۰گیگابایتی جدید هم بیشتر از ۴۰ پوند نیست. در مورد مسائل گرافیکی هم بد نیست بدانید که نسخه بتای اولیه SteamOS در ماه دسامبر فقط برای چیپ‌های انویدیا کار می‌کرد، در حالیکه در حال حاضر GPUهای AMD و اینتل هم به طور کامل پشتیبانی می‌شوند.
شاید مادربورد بزرگترین مشکل شما باشد. نصب‌کننده‌های رسمی SteamOS برای راه‌اندازی به یک سیستم بوت UEFI مدرن نیاز دارند. اگر مادربوردتان کمی قدیمی باشد، به احتمال زیاد این سیستم را ندارید. با این وجود می‌توانید از طریق یک ISO این مشکل را دور بزنید؛ یعنی SteamOS را از یک DVD درایو و با استفاده از یک BIOS کلاس‌قدیمی نصب کنید. در مورد این ISO در صفحه نصب چیزی نوشته نشده، اما از آدرس www.pcpro.co.uk/links/239steam1 قابل دانلود است. هوشیار باشید که این نسخه «بسیار کم تست شده»، بنابراین حدالامکان از روش‌های توصیه شده استفاده کنید.
اگر هم که می‌خواهید یک پی‌‌سی جدید بسازید و از آن بعنوان Steam Machine خود استفاده کنید، سخت‌افزاری را تهیه کنید که برای اتاق پذیرایی‌تان مناسب باشد. در حالت ایده‌آل، بهتر است کیس‌تان به حدی کوچک باشد که به راحتی در کنار یک باکس Sky+ قرار بگیرد و کل آنهم سر و صدای زیادی نداشته باشد. همین خود محدودیت جدی در مورد ابعاد و تعداد فن‌های مجاز برای خنک‌سازی مطرح می‌کند. ایجاد بالانس مناسب بین عملکرد و سازگاری با اتاق نشیمن کار مشکلی است، بنابراین انتظار نداشته باشید که بتوانید به راحتی یک Steam Machine کاملاً ارزان‌قیمت را که قدرتمندتر از نسل آخر کنسول‌ها هم باشد، برای خود دست و پا کنید.
البته چند کیس فشرده بسیار خوب در بازار وجود دارند که می‌توانید یکی از آنها را برای کار خود انتخاب کنید. برای اینکار ممکن است به یونیت‌هایی برخورد کنید که فقط کمی بزرگتر از یک مادربورد ۱۷ سانتی‌متری ITXمینی هستند. SilverStone Petit (40 پوندی) و Akasa Euler (70 پوندی) مثال‌‌های خوبی هستند. محدودیت این قبیل کیس‌ها آن است که هیچ فضایی برای یک کارت گرافیکی جداگانه در نظر گرفته نشده است. از آنجاییکه SteamOS (حداقل در حال حاضر) روی بازی‌ها تمرکز کرده، شاید کیسی مثل SilverStone Sugo یا Cooler Master Elite 120 (را که هر دو نزدیک به ۴۰ پوند قیمت دارند) را انتخاب کنید. در این کیس‌های مینی‌ ITX هم فضای طولی جداگانه‌ای برای یک کارت گرافیکی PCI Express در نظر گرفته شده و هم اینکه مبدل برق بزرگتری دارد که احتمالاً به آن نیاز خواهید داشت. اگر مجبور هستید Steam Machine خود را دائماً از یک اتاق به اتاق (یا خانه به خانه) دیگر جابجا کنید، بهتر است در عوض BitFenix Prodigy (65 پوندی) را انتخاب کنید. BitFenix یک کیس بسیار معروف و شناخته شده ITXمینی با یک دستگیره متصل برای حمل و فضای کافی برای قطعات عملکرد بالا است. با این وجود، بخاطر ارتفاع آن مجبور هستید که بجای زیر تلویزیون، آنرا نزدیک به تلویزیون بگذارید.
هرچند اغلب گیمرها ذاتاً به GPUهای قدرتمند گرایش دارند، اما عامل اصلی گرما و سر و صدا در داخل شاسی شما احتمالاً کارت گرافیکی‌تان است. علاوه بر این هیچ دلیلی هم ندارد که سراغ چیزی بروید که نیازی به آن ندارید؛ یعنی اگر نمایشگر هدف شما یک تلویزیون ۱۰۸۰ پیکسلی است، نیازی نیست کارتی بخرید که بتواند افکت‌های روشنایی پیشرفته را با رزولوشن ۴K نمایش دهد.
کارت‌های متوسطی مثل AMD Radeon R9 270 (125 پوندی) یا Radeon HD 7850 (100 پوندی) قدیمی‌تر هم می‌توانند بازی‌های امروزی را تحت رزولوشن فول اچ‌دی اجرا کنند. اگر با اجرای بازی‌ها تحت تنظیمات جزئیات Medium مشکلی ندارید، حتی می‌توانید به کارت‌های متوسط‌تری مثل GeForce GTX 650 (70 پوندی) انو‌یدیا هم فکر کنید.
اغلب بازی‌های معمولی‌‌‌تر حتی به کارت جداگانه هم نیاز ندارند، چون بسیاری از بازی‌‌های قدیمی‌تر یا کمتر مین‌استریم‌‌ به خوبی بر روی کارت‌های گرافیکی یکپارچه هم اجرا می‌شوند. سیستم‌های all-in-one مثل NUC اینتل یا Brix Pro گیگابایت به صورت استاندارد به همراه یک مادربورد، پردازشگر و کارت گرافیکی یکپارچه عرضه می‌شوند-تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که یک هارددیسک و رم به آنها اضافه کنید. از آنجاییکه Brix Pro به جی‌پی‌یوی قدرتمند Intel Iris Pro Graphics 5200 مجهز است، ما از این GPU بعنوان مبنای DIY Steam Machine خود استفاده کردیم.

تنظیم و راه‌اندازی OS
از آنجاییکه SteamOS هنوز در نسخه بتای خود قرار دارد، توصیه می‌کنیم که آنرا روی پی‌سی که هر روز استفاده می‌کنید، نصب نکنید. البته در غیر اینصورت هم زیاد نگران نباشید، چون با وجودیکه Valve هنوز این OS را آنقدر کامل نمی‌داند که آنرا حتی برای کاربران کمتر متخصص خود هم توصیه کند، خود سیستم در حال حاضر به خوبی کار می‌کند.
با فرض اینکه در حال حاضر یک ماردبورد UEFI در اختیار دارید، به دو راه ساده می‌توانید از SteamOS استفاده کنید که هر دوی آنها مفصلاً در آدرس www.pcpro.co.uk/links/239steam2 میزبانی شده‌اند. این ساخت‌ها مرتباً آپدیت می‌شوند، بنابراین برای دریافت آخرین توصیه‌ها حتماً به لینک discussions سر بزنید.
روش اول که Valve آنرا Default Installation می‌خواند، کار را به صورت خودکار انجام می‌دهد، اما درایو مقصد باید حداقل یک ترابایت فضا داشته باشد تا تصاویر بتواند با موفقیت‌ نصب شوند. برای انجام این نصب، فایل ۳/۲گیگابایتی را دانلود کرده و آنرا در یک USB که با FAT32 فرمت شده باشد، از حالت فشرده خارج کنید. سپس آنرا در Steam Machine مورد نظر خود بریزید و از آن بوت کنید. وقتی صفحه تنظیمات SteamOS نمایش داده ‌شد، گزینه Restore Entire Disk را انتخاب کرده و در پایان فرآیند هم دستگاه را ری‌بوت کنید. در صورت وجود سخت‌افزار مناسب، تنظیم و راه‌اندازی یک Steam Machine به همین سرعت و سادگی انجام می‌شود.
در روش زمانبرتر به نام Custom Installation از یک نصب‌کننده سفارشی Debian استفاده می‌شود. بنابراین این روش را تنها در صورتی توصیه می‌کنیم که ظرفیت هارد دیسک‌تان برای روش اول بسیار ناچیز باشد و یا اینکه با ترمینال لینوکس راحت‌تر هستید یا می‌خواهید روی پارتیشن‌ها و گزینه‌های نصب کنترل بیشتری داشته باشید. از آنجاییکه ما هم برای Gigabyte Brix Pro خود از یک هارد دیسک ۲۵۰گیگابایتی استفاده کرده‌ایم، از این روش استفاده می‌کنیم.
Custom Installation، با اشغال ۱گیگابایت فضا، دانلود ابتدایی کوچکتری در مقایسه با Default Installation است. در اینمورد هم کار را از فرمت کردن یک فلش درایو USB به صورت FAT32 شروع کنید، فایل‌های آنرا از حالت فشرده خارج کنید و سپس از آن بوت کنید. در صورت تمایل هم می‌توانید گزینه Export Install را انتخاب کرده و بوت دوگانه و سایزهای پارتیشن‌ها را پیکربندی کنید. با اینهمه خود ما در بیشتر فرآیند تنظیم، گزینه Automated Install را انتخاب کردیم.
پس از انجام اینکار، سیستم در دسک‌تاپ Debian بوت می‌شود و-به محض اتصال به اینترنت هم-به صورت خودکار آخرین فایل‌های ساخت SteamOS را دانلود و نصب می‌کند. سیستم ری‌استارت می‌شود و یک مدیر پارتیشن هم یک پارتیشن بازیابی ایجاد می‌کند. پس از این دیگر می‌توانید با انتخاب گزینه Reboot، فرآیند را تکمیل کنید. از اینجا به بعد، کار تا حد زیادی شبیه به نصب سایر سیستم عامل‌هاست؛ یعنی چند منو تنظیمات اصلی نمایش داده می‌شود و شما هم با لاگ‌این در حساب Steam خود، در SteamOS ثبت ورود می‌کنید.

مواجهه با SteamOS
اگر قبلاً از گونه Big Picture استیم استفاده کرده‌اید، می‌دانید که باید از SteamOS چه انتظاری داشته باشید. منوی اصلی یک منوی ساده سه گزینه‌ای با دکمه‌های بزرگ برای انتقال کاربر به Steam Store، کتابخانه بازی‌ها و پروفایل‌تان است. اولین کاری که باید انجام دهید این است که به سراغ کتابخانه بازی‌های خود بروید و فیلتر کرکره‌ای را به نحوی تنظیم کنید که فقط بازی‌های سازگار با SteamOS را نمایش دهد. همه اینها را می‌توانید با یک کلیک نصب کنید و یا بازی‌های بیشتری را از فروشگاه خریداری کنید. عجیب اینکه در این فروشگاه فیلتر SteamOS در چرخه تبلیغات اعمال نشده است.
کار با موس اشکالی ایجاد نمی‌کند، اما بهتر است واسط را با یک کنترلر نوع کنسولی استفاده کنید. علاوه بر این، شرکت والو Steam Controller ابتکاری خود را هم در دست توسعه دارد. برخلاف تقریباً سایر گیم‌پدهای موجود در بازار، در این واسط به جای تامب‌استیک‌های (برچسب‌های کوچک) سنتی، از دو تاچ‌پد قابل کلیک و مدور با رزولوشن بالا که-به گفته Valve-می‌تواند به طور کامل کنترل جایگزین کنترل و دقت بالاهای موس‌های دسک‌تاپی هم شود، استفاده شده است. علاوه بر اینها این تامب‌استیک‌ها بازخورد لمسی ایجاد می‌کنند، بطوریکه در مقایسه با پک‌های دست و پاگیر کنترلرهای امروزی، اطلاعات بیشتری را هم به پلیر ارسال می‌کنند. وقتی اولین Steam Machine ها در اواخر سال جاری میلادی به بازار عرضه شوند، ما هم با طرز کار آنها بیشتر و بهتر آشنا خواهیم شد.
در حال حاضر، شما می‌توانید هر کنترلر استاندارد Xbox 360-و یا در واقع هر کنترلر USB را که با Steam کار می‌کند-به برق بزنید. گزینه‌های منو به صورت خودکار به اعلان‌‌های دکمه‌ای تغییر شکل می‌دهند. همچنین به راحتی می‌توانید، به اندازه سایر کنسول‌‌ها، به روش جابجایی در داخل و بین منوها عادت کنید.
بر اساس مشاهدات ما، Brix Pro عملکرد گیمینگ بسیار بهتر و قویتری هم دارد. Brix Pro به کمک کارت گرافیکی Iris Pro اینتل و پردازشگر Core i7-4770R خود، تحت ۱۰۸۰ پیکسل به راحتی از عهده Half-Life 2 قدیمی و Portal برآمد. در مورد Euro Truck Simulator2 پرطرفدار هم با همین موقعیت عجیب روبرو شدیم. از آنجاییکه عناوین جدید SteamOS بسیار معدود و انگشت‌شمار هستند، به سختی می‌توان بازی‌های مشکل‌تر را در محیط بومی تست کرد، اما وقتی ویندوز ۸ را روی همین سخت‌افزار آزمایش کردیم، توانستیم Battlefield4 را تحت ۷۲۰ پیکسل و با تنظیم جزئیات Medium به صورت نرم و روان اجرا کنیم.
کمبود بازی‌های سازگار با لینوکس یکی از مسائل و مشکلات جدی SteamOS است. Valve برای حل این مشکل یک میانبر به نام In-Home Streaming ایجاد کرده است. این ویژگی که در ابتدای ماه می وارد نسخه بتای باز شد، به شما امکان می‌‌دهد تا این کار مشکل و کسل‌کننده را به پی‌سی ویندوزی دیگری برون‌سپاری (واگذار) کنید، اما بازی را از Steam Machine خود رصد و کنترل کنید.
برای آزمودن این ویژگی، ما یک پی‌سی ویندوزی نسبتاً قدرتمند (با پردازشگر Intel Core i5، ۴گیگابایت رم و کارت گرافیکی AMD Radeon HD 7850) را در همان شبکه خانگی Gigabyte Brix Pro خود که SteamOS را اجرا می‌کرد، راه‌اندازی کردیم. به محض شروع به کار Steam روی سیستم میزبان، لیست Installed در Brix Pro به سرعت با بازی‌های ویندوزی پر شد. در تمامی این بازی‌ها، همانجایی که نوعاً دکمه Play قرار دارد، یک دکمه Stream تعبیه شده است.
Valve برای استفاده از In-Home Streaming حداقل ۸۰۲٫۱۱n Wi-Fi را پیشنهاد می‌کند. متأسفانه، حتی با وجودیکه این شرط را در سیستم‌مان رعایت کرده بودیم، با مشکلاتی از قبیل تأخیر ورودی، نوسان صدا و ایست متناوب مواجه بودیم. با این وجود، وقتی بجای وای‌فای از اترنت سیمی استفاده کردیم، همه چیز نظم و قاعده خوبی پیدا کرد، بطوریکه توانستیم Dark Souls II را به صورت روان و یکدست تحت ۱۰۸۰p و بالاترین تنظیمات کیفیت اجرا کنیم. همین ترفند را با چند عنوان جدیدتر دیگر هم تکرار کردیم. در اینصورت هم به صورت موردی با تأخیرهای بسیار جزئی در ورودی مواجه شدیم که مسلماً می‌تواند در مواقع پرکاری شدید مشکلاتی ایجاد کند. در مواقع پرکارتر هم بعضی چیزها کمی فشردگی پیدا می‌کردند. با اینهمه، در مجموع با مشکل چندان جدی مواجه نشدیم.
In-Home Streaming علاوه بر اتصال سریع اینترنتی به یک سیستم کلاینتی با شتاب‌دهی سخت‌افزاری هم نیاز دارد که تقریباً تمام لپ‌تاپ‌ها و پی‌سی‌های جدید از این قابلیت برخوردار هستند. بعلاوه، بازی روی سیستم میزبان در حالت تمام‌صفحه اجرا می‌شود که البته روش چندان کارآمد و مناسبی برای اجرا نیست. با این وجود، این ویژگی مشکل جدی کلاینت‌های بسیار ارزان‌قیمت Steam را مطرح می‌کند که برای اجرای خود بازی‌ها به قدرت چندانی نیاز ندارند-به همین دلیل به جرأت می‌توان گفت که در آینده دور یا نزدیک، ذاتاً به یک سرویس استریمینگ آن‌لاین Steam تبدیل خواهند شد.
نقد و نظر
SteamOS تلاش برجسته‌ای برای از بین بردن مشکلات و مسائل دست به گریبان گیمینگ پی‌سی و قرار دادن آن در اختیار افراد عادی و نه چندان متخصص است. این نرم‌افزار به خوبی کار می‌کند و واسط تلویزیون سبک و شیک آنهم با تمام کنسول‌های فعلی به خوبی همخوانی دارد. وقتی سرویس‌های ویدئو و سایر برنامه‌های کاربردی از این سرگرمی پشتیبانی کنند، SteamOS هم می‌تواند پتانسیل بالای خود را به نمایش بگذارد.
پرسش این است که آیا بخش سخت‌افزار اختصاصی آنهم می‌تواند قلب و فکر گیمرها را جذب خود کند؟ در اینمورد چندان مطمئن نیستیم. Brix Pro مورد استفاده ما، بغیر از حافظه ذخیره‌سازی و رم آن، بیشتر از ۶۰۰ پوند قیمت دارد و حتی با در نظر گرفتن کارت گرافیکی یکپارچه آنهم باز حداقل چیزی است که از یک Steam Machine مانا انتظار داریم. وقتی وسایل اختصاصی سال بعد وارد بازار می‌شوند، انتظار می‌رود که سازندگان هم بیشتر به قیمت کنسول‌ها توجه کنند. با این وجود این پیش‌بینی در مورد وسیله‌ای که از بازی‌های محدودی پشتیبانی می‌کند و آینده نامشخصی دارد، چندان قطعی نیست-فراموش نکنید که PalyStation 4 و Xbox One هم در حال حاضر در بازار موجود و قابل دسترس هستند و هم اینکه به خوبی هم می‌توانند آخرین نسخه‌های Call Of Duty و FIFA را اجرا کنند.
در مجموع باید بگوییم این پلتفورم جدید، مانند سایر پلتفورم‌ها، برای ساخت کتابخانه نرم‌افزار خود نیازمند زمان است. شاید در آیند‌ه‌ای نه چندان دور، SteamOS بتواند به طور کامل با کنسول‌های معروف و شناخته شده هم رقابت کند. در حال حاضر، همینکه می‌توانیم از یک کامپیوتر کنار گذاشته شده دوباره استفاده کنیم و یا پی‌سی خود را برای استفاده در اتاق نشمین به صورت دیگری سرهم‌بندی کنیم، نعمت و پیشرفت بزرگی محسوب می‌شود.

فراتر از بازی
SteamOS در حال حاضر روی گیمینگ تمرکز دارد، اما این تنها کاری نیست که از عهده آن برمی‌آید. واسط اصلی به یک مرورگر وب با رویکرد ابتکاری «شخص اول» مجهز است که کاربر در آن کل صفحه را حول یک شبکه مرکزی جابجا می‌کند. هرچند عادت کردن به چنین کنترلری کمی زمانبر است، اما در عمل کار وبگردی با استفاده از این کنترلر-اگر نگوییم لذت‌بخش و مفرح-اما حداقل کاربردی‌تر و عملی‌تر است.
بهتر از همه اینکه SteamOS به شما امکان می‌دهد تا به دسک‌تاپ لینوکسی جابجا شوید. این قابلیت پای این OS را به چیزهایی غیر از بازی‌ها و مرورگرها باز می‌کند. از آنجاییکه SteamOS مبتنی بر Debian7 است، با قدری اطلاعات فنی یا کنجکاوی می‌توانید به سرعت هر نوع برنامه لینوکسی مورد علاقه خود را نصب کنید.
بد نیست بدانید اگر به دنبال یک OS چندمنظوره برای پی‌سی اتاق پذیرایی خود هستید، SteamOS تنها انتخاب ممکن برای شما نیست. بجای آن همیشه می‌توانید یک توزیع منظم مثل Linux Mint یا Ubuntu را نصب کرده و از کلاینت ژنریک Linux Steam برای کارهایی مثل گیمینگ استفاده کنید، چون بازی‌هایی که به صورت بومی در SteamOS اجرا می‌شوند، در این کلاینت هم کار می‌کنند. جالب اینکه حتی In-Home Streaming هم به خوبی روی آن کار می‌کند.
انواع ماشین‌ها
Valve تصمیم ندارد خودش دست به کار ساخت Steam Machine شود. در عوض، این شرکت سازندگان طرف ثالث را دعوت کرده تا طرح‌های خود را برای اینکار ارائه کنند. تا سال آینده همین موقع، طرح‌های اولیه‌ای که تا به امروز دیده‌ایم، بخشی از باکس‌های بسیار قدرتمند و بزرگ و به دقت ساخته شده برای اتاق‌های پذیرایی ما خواهند بود-و از آنجایی هم که نیازی به خرید مجوز ویندوز نیست، بعضی از آنها حتی قیمت مناسبی هم خواهند داشت.
بعنوان مثال انتظار داریم CyberPowerPC Steam Machine (دستگاه سفیدرنگ شکل) مبنا همراه با یک پردازشگر AMD A6 و کارت گرافیکی AMD Radeon R9 270 بعلاوه ۸گیگابایت رم و یک هارددیسک ۵۰۰گیگابایتی عرضه شود. برچسب قیمتی ۴۹۹ دلاری (نزدیک به ۲۹۴ پوندی) هم این Steam Machine را به یک جایگزین جذاب برای سایر کنسول‌ها بدل خواهد کرد.
از سوی دیگر Origin PC Chronos Steam Machine (دستگاه مشکی‌رنگ شکل) در ظاهر شبیه یک آمپلی‌فایر است و یک جفت کارت گرافیکی ۶گیگابایتی Nvidia GeForce GTX Titan را در خود جا داده که قدرتی بسیار بیشتر از آنچه یک تلویزیون ۱۰۸۰پیکسلی نیاز دارد، تولید می‌کند.
هنوز هیچ اطلاعاتی در مورد قیمت منتشر نشده است. فقط همینقدر می‌دانیم که Origin قصد دارد آنرا بعنوان یک سیستم دوبوتی ارائه دهد و همین اثبات می‌کند که SteamOS به تنهایی نمی‌تواند یک سرمایه‌گذاری عظیم محسوب شود.
————————-
برگردان : نیلوفر عزتی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

It is main inner container footer text