مقایسه Ubuntu با Windows کدامیک سریعتر است؟

/
/
/

شما هم دوست دارید از سخت‌افزار قدیمی کامپیوتر خود بیشترین استفاده را ببرید؟ در این مقاله بهترین محصول مایکروسافت، یعنی ویندوز، با سیستم عامل رایگان معروف اوبونتو مقایسه شده است.
تصور غالب این است که سیستم عامل لینوکس، در مقایسه با ویندوز، خصوصاً در سخت‌افزارهای کم‌توان و کم‌قدرت، عملکرد بهتری دارد. آندسته از خوانندگانی که حافظه قوی‌تری دارند حتماً به یاد می‌آورند که در سال ۲۰۰۷ نت‌بوک‌های کم‌توان فقط و فقط به همین دلیل با لینوکس کار می‌کردند.
با این وجود، از آنزمان به بعد مایکروسافت تمام عزم خود را جزم کرده تا ویندوز هفت و هشت را حتی بر روی سخت‌افزارهای کم‌قدرت‌تر هم پاسخگو نماید. اگر شما هم علاقه‌مند هستید که بهترین عملکرد را از ‌سخت‌افزار خود دریافت کنید، حتماً تا به حال بارها از خود پرسیده‌اید که کدامیک از این سیستم عامل‌ها سریعترتر است؟! برای تهیه این مقاله ما آخرین نسخه‌‌های ویندوز و اوبونتو را پهلو به پهلوی هم قرار داده‌ایم تا ببینیم که آیا حرف و حدیث‌های قدیمی در اینمورد که سیستم عامل پرچمدار مایکروسافت تقلا می‌کند تا خود را با لینوکس همگام و همرنگ کند، هنوز هم به درست است یا نه؟!
برای حفظ عدالت در قضاوت‌ها هم تست خود را با استفاده از Windows 8.1 Pro و Ubuntu 14.04 LTS در یک پیکربندی دوبوتی و بر روی یک لپ‌تاپ ارزان‌قیمت تولید چند سال قبل به نام Acer Aspire 5750G انجام دادیم. هر دوی این سیستم عامل‌ها بر روی یک پارتیشن ۱۰۰گیگابایتی-بعلاوه یک پارتیشن مبادله‌ای ۶ گیگابایتی برای اوبونتو- نصب شده بودند تا به این ترتیب مشکلات عملکردی ناشی از محدودیت فضای دیسک را به حداقل برسانیم. برای رعایت حداکثری برابری هم تست‌های خود را روی برنامه‌های کاربردی متمرکز کردیم که در هر دوی این پلتفورم‌ها موجود هستند. بعلاوه هر تست‌ را در هر دوی سیستم‌ها دوبار-یکبار با شش گیگابایت رم سیستمی و یکبار هم با یک گیگابایت رم-تکرار کردیم تا تحقیق کنیم که آیا مقدار حافظه تأثیری بر عملکرد دارد یا نه؟!

عملکرد برنامه‌های کاربردی
تست‌های خود را با برنامه‌های کاربردی تولیدی دنیای واقعی شروع کردیم. عملیات‌های واژه‌پردازی و صفحه گسترده فشار ناچیزی بر سیستم وارد می‌کنند، بطوریکه حتی یک آپگرید جدی سخت‌افزاری هم نمی‌تواند تفاوت ملموس چندانی در تجربه کاربر ایجاد کند. به همین دلیل ما هم تست خود را با یک عملیات سنگین عمومی-جستجو و جایگزینی بیش از ۳۰۰۰ نمونه از یک رشته مفروض در داخل یک سند ۲۰ صفحه‌ای در LibreOffice Writer-شروع کردیم.
ناگفته پیداست که با وجود رم کمتر، عملکرد لینوکس در این زمینه بهتر از ویندوز است-تفاوت بین ۹/۰ و ۲/۱ ثانیه چندان مهم و قابل ملاحظه نیست.
در تست بعدی، به سراغ یک اپلیکیشن دشوارتر، یعنی ویرایشگر صوتی رایگان Audacity، رفتیم. Auditory برنامه‌ای است که برخی نشریات برای تولید پادکست‌های خود از آن استفاده می‌کنند، به همین دلیل قادر بودیم عملکرد آنرا با یک بار کاری واقعی تست کنیم. برای این منظور ما یک اپیزود ۴۴ دقیقه‌ای را با فرمت WAV بارگذاری کردیم، فشرده‌سازی دینامیک را در آن اعمال کرده و نتیجه را به یک فایل MP3 با نرخ بیت ثابت ۱۲۸کیلوبیت بر ثانیه تبدیل کردیم. تست فشرده‌سازی در هر دو پلتفورم دقیقاً با سرعت یکسانی تکمیل شد، اما سیستم عامل رایگان اوبونتو، در هنگام کدگذاری و ذخیره‌سازی فایل در قالب MP3، از دیگری پیشی گرفت.
نکته احتمالاً مهم این است که نسخه‌ای از Audacity که همراه با Ubuntu Software Centre عرضه می‌شود، از قابلیت درونی‌سازی شده انتقال فایل‌های MP3 برخوردار است، در حالیکه نسخه ویندوز برای اینکار به یک کتابخانه کدگذاری خارجی نیاز دارد. ما از نسخه ۳/۹۹/۳ نرم‌افزار توصیه شده LAME استفاده کردیم، بنابراین این نرم‌افزار روی هر دو پلتفورم با پیکربندی استانداردش تست شده است. نتایج به خوبی گویا هستند: عملکرد Audacity در اوبونتو فقط تا حدی تحت تأثیر کمبود حافظه موجود قرار دارد، در حالیکه ویندوز، حتی در صورت بالا بودن حافظه هم به میزان قابل ملاحظه‌ای کند و کم‌سرعت عمل می‌کند و با کم شدن حافظه به مراتب کندتر هم می‌شود.
بعنوان نتیجه‌گیری این تست‌ها هم به سراغ یک گردش کار ویرایش عکس دیجیتال رفتیم. اوبونتو هر چند فاقد نرم‌افزارهای استاندارد صنعتی از قبیل Adobe Photoshop Lightroom است، اما می‌توان برای پردازش تصاویر کیفیت‌بالا از ابزارهای چند ‌پلتفورمی متعددی، علی‌الخصوص انتقال‌دهنده UFRaw برای فایل‌های خام عکس و GIMP برای ویرایش تصاویر، استفاده کرد.
کار را با بارگذاری یک تصویر ۲۴ مگاپیکسلی با قالب خام ۱۴ بیتی Nikon در UFRaw شروع کردیم. تبدیل اطلاعات خام حسگر به یک پیش‌نمایش آن‌اسکرین نیازمند پردازش قابل ملاحظه‌ای است. در شکل زیر مدت زمان انجام آنرا مشاهده می‌کنید:
مشابه عملکرد تبدیل MP3 در Audacity، ویندوز حتی در صورت بالا بودن رم هم عقب می‌افتد، هر چند وقتی حافظه به یک گیگابایت کاهش پیدا می‌کند، این تفاوت هم کمتر می‌شود. سپس تصویر را به GIMP تبدیل کردیم و چند تغییر شکل جزئی-اول تاری Gaussian و سپس، کوچک کردن تصویر تا ابعاد ۸۰۰*۱۲۰۰ پیکسل-را روی آن اعمال کردیم. هیچیک از این عملیات‌ها تحت تأثیر مقدار رم موجود قرار نداشت. بعلاوه، باوجودیکه ویندوز به اندازه کسری از ثانیه پیش بود، این مقدار به حدی نبود که بتواند تفاوت ملموسی ایجاد کند. نهایتاً هم، با بازگرداندن تصویر به رزولوشن ۴۰۰۰*۶۰۰۰ اصلی خود، آنرا به یک تصویر JPEG با کیفیت ۹۰% تبدیل کردیم. اینکار نتایج این بخش از تست‌های ما را معکوس کرد:
اوبونتو با ۶ گیگابایت رم کمی از ویندوز پیش بود، درحالیکه این OS رایگان در یک سیستم با حافظه کم تقریباً دو برابر نظیر ویندوزی خود زمان برد تا همین فایل را تولید کند.
رویهمرفته نتایج تست‌های ما نشان می‌هد که لینوکس در برنامه‌های کاربردی تولیدی و علی‌الخصوص در صورت کم‌ بودن حافظه، کمی بهتر از ویندوز عمل می‌کند. البته، همچنانکه از تصاویر تست ویرایش تصویر هم کاملاً مشخص است، این تأثیر نه همیشه مشخص است و نه اینکه عمومیت دارد. همانطور که قبلاً هم اشاره کردیم، در اینمورد نمی‌توان لینوکس را بعنوان یک پلتفورم مناسب و درجه یک برای ویرایش تصاویر، مخصوصاً روی سخت‌افزاری با چنین منابع ناچیز و محدودی، سفارش یا توصیه کرد.

عملکرد مرورگر
هرچند ممکن است لینوکس از پشتیبانی کاربردی ویندوز محروم باشد، اما اینروزها می‌توانید از طریق سرویس‌های وب‌محوری که هیچ توجهی به سیستم عامل مورد استفاده شما ندارند، کارهای فراوانی انجام دهید. اگر می‌خواهید پی‌سی خود را برای عملیات‌های ساده ای‌میل و وب‌محور تنظیم می‌کنید، لینوکس انتخاب جذاب و جالبی برای شما خواهد بود، چون هم ارزان‌تر از ویندوز است و هم در مقایسه با سیستم عامل کروم، انعطاف‌پذیرتر است و بهتر هم پشتیبانی می‌شود.
برای مقایسه عملکرد مرورگر، کار را از اجرای بنچ‌مارک SunSpider JavaScript در مرورگر تأمین شده توسط هر یک از سیستم عامل‌ها-یعنی اینترنت اکسپلورر (IE)11 برای ویندوز ۸ و موزیلا فایرفاکس برای اوبونتو (که در زمان انجام این تست فایرفاکس ۳۰ بود)-شروع کردیم. مطابق پیش‌بینی، مقدار رم نصب شده هیچ تأثیری نداشت. با این وجود، ما از مقیاس اختلاف عملکرد بین آنها حقیقتاً متعجب شدیم:
IE با اختلاف بزرگی برنده این رقابت است. با این وجود لازم است به یاد داشته باشید که IE از یک موتور جاوااسکریپت کاملاً متفاوت برای فایرفاکس استفاده می‌کند، به همین دلیل این مقایسه نمی‌تواند نظیر به نظیر باشد. در واقع، می‌توان گفت که عملکرد تحسین‌برانگیز IE در این تست ممکن است ناشی از نادیده گرفتن بخش‌های کد آن، در اثر پی بردن به این واقعیت باشد که هیچ خروجی مفیدی تولید نمی‌کنند. این شیوه کاملاً معقول و منطقی برای بهینه‌سازی عملکرد است، اما می‌تواند نتایج غیرقطعی هم در بنچ‌مارک‌ها ایجاد کند. بر همین اساس با تغییر بنچ‌مارک-بنچ‌مارکی که علاوه بر عملکرد ویدئو و گیمینگ HTML5، عملکرد خالص جاوااسکریپت را هم تست کند-تغییرات اساسی در جدول‌ها ایجاد کرد:
استخراج یک نتیجه قطعی و مشخص از این آمار و امتیازات به هیچ وجه کار ساده‌ای نیست، اما تصور ما بر این است که در کاربردهای دنیای واقعی، IE در ویندوز ۸ ممکن است چند قدم پس از فایرفاکس در اوبونتو قرار بگیرد. البته شما مجبور نیستید به مرورگر بومی هیچیک از این سیستم‌ها وفادار بمانید، چون فایرفاکس برای هر دوی این سیستم عامل‌ها موجود و قابل استفاده است و گوگل کروم را هم می‌توان به راحتی روی هر دوی آنها نصب کرد.
وقتی IE را از گردونه این رقابت خارج می‌کنیم، هیچ تفاوت معنی‌داری در عملکرد مرورگر در بین اوبونتو و ویندوز-نه در هنگام اجرای یک نرم‌افزار واحد و نه در بین مرورگرهای رقیب-مشاهده نمی‌شود.
بررسی عملکرد
قبلاً نتیجه‌گیری کردیم که ما اوبونتو می‌تواند برخی کارها را کمی سریعتر از ویندوز انجام دهد، خصوصاً وقتی از نظر حافظه برتری داشته باشد. با این وجود، اوبونتو در زمینه عملکرد به اندازه عملکرد خود در دنیای واقعی پاسخگو است.
برای اینکه بدانیم اوبونتو و ویندوز در این مقیاس کاملاً غیرعینی چه تفاوت‌ها و تشابهاتی با هم دارند، ابتدا مدت زمانی را که طول کشید تا هر سیستم عاملی از حالت استارت سرد به صفحه لاگ‌این وارد شود، اندازه گرفتیم:
در کمال تعجب، باز شدن صفحه لاگ‌این در اوبونتو نزدیک به ۷۰% بیشتر از ویندوز زمان برد. اما این همه داستان نیست. لود شدن فرآیند استارت‌آپ در ویندوز تا مدتی پس از لاگ‌این شدن ما هم ادامه پیدا کرد و همین هم کامپیوتر را غیرپاسخگو و بهم‌ریخته کرد. در اوبونتو، هر چند دسک‌تاپ با سرعت کمتری ظاهر شد، اما وقتی که سیستم عامل باز شد، به نظر بسیار روان‌‌تر و یکدست‌تر می‌آمد. برای آزمایش، هر دو سیستم را به نحوی پیکربندی کردیم که به صورت خودکار لاگ‌این شود و فایرفاکس را در زمان راه‌اندازی بارگذاری کند. سپس مدت زمان انتظار بین هنگامی که روی دکمه پاور ضربه می‌زنیم تا زمانیکه به عینه شاهد ظاهر شدن مرورگر باشیم را اندازه‌ گرفتیم:
مشاهده می‌کنید که استارت‌آپ کامل در هر دو پلتفورم مدت زمان مشابهی می‌برد و تفاوت آنها صرفاً مربوط به مدت زمان انتظار هر یک از این سیستم عامل‌ها تا پیش از نمایش دسک‌تاپ است. در مورد بیدار شدن از حالت خواب هم، اوبونتو کمی سریعتر عمل کرد، بطوریکه در مقایسه با پنج ثانیه ویندوز، بیداری آن نزدیک به سه ثانیه زمان برد.
سپس، مدت زمان باز شدن یک برنامه کاربردی مفروض در هنگام بیکار بودن کامپیوتر را برآورد کردیم. در اینمورد نتایج متفاوت بودند، بطوریکه فایرفاکس در هر دو سیستم ظرف مدت شش ثانیه از حالت سرد خارج شد. وقتی برای باز کردن LibreOffice Writer روی یک فایل ODT دابل کلیک کردیم، باز هم با نتایج متفاوتی روبرو شدیم:
باز کردن مجدد این برنامه کاربردی-هر چند منابع آن قبلاً در کاشه قرار گرفته بودند-بدون توجه به مقدار رم موجود، در هر دو سیستم نزدیک به دو ثانیه زمان برد. با این وجود، نزدیک به تقریباً نیم دقیقه منتظر ماندیم تا ویندوز یک واژه‌پرداز را باز کند، در حالیکه اوبونتو همین کار را ظرف یک سوم همین زمان انجام داد.
بعنوان آخرین تست هم مدت زمان خاموش شدن هر دو کامپیوتر را برآورد کردیم.
با وجود ۶گیگابایت رم، اوبونتو رکورد زمان خاموشی هفت ثانیه‌ را از آن خود کرد که چند ثانیه‌ای از ویندوز کمتر بود. در صورت یکسان بودن سایر موارد، ویندوز از این جهت پیشی می‌گیرد.
تعادل در عملکرد
در مجموع می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که: وقتی در اوبونتو و ویندوز برنامه‌های کاربردی واحدی تست می‌شوند، سیستم عامل رایگان اوبونتو قابلیت‌های عملکردی بهتری از خود نمایش می‌دهد، در حالیکه هیچیک از آنها از نظر عملیات‌های مرتبط با مرورگر بر دیگری برتری ندارد. اوبونتو ممکن است سریعتر از ویندوز به نظر برسد، چون هارد دیسک را در زمان استارت‌آپ کمتر درگیر خود می‌کند، سریعتر از حالت خواب خارج می‌شود و در هنگام کار با LibreOffice هم به شما امکان می‌دهد تا کار خود را با سرعت و روانی بیشتری انجام دهید. اما رویهمرفته، ویندوز ۱/۸ از نظر هزینه‌ای که به ازای آن پرداخت می‌کنید، بر اوبونتو پیشی می‌گیرد.
با این وجود باز هم می‌توان با توجه به فاکتورهایی مثل پشتیبانی سخت‌افزاری، سهولت استفاده و فلسفه قیمت‌گذاری یکی را بر دیگری ترجیح داد. برخی از افراد هم ممکن است به دلیل دسترسی به نرم‌افزارهای تجاری بیشتر به ویندوز تمایل‌ داشته باشند. با این وجود، این روزها عملکرد یکی از مواردی است که تا حد زیادی نادیده گرفته می‌شود.
برنامه‌های کاربردی تجاری ویندوز
برنامه‌‌های کاربردی متن‌باز بین‌پلتفورمی مبنای خوب و مفیدی برای تست و آزمایش این OS هستند، اما در دنیای واقعی ممکن است کاربران ویندوز علی‌الخصوص جایگزین‌های تجاری از قبیل Sony Sound Forge، Adobe Photoshop و Microsoft Office را به این قبیل ابزارها ترجیح بدهند. نمودارهای زیر مدت زمانی را که طول کشیده تا عملیات‌های نمونه خود را با استفاده از این برنامه‌های کاربردی انجام دهیم، در مقایسه با نظایر متن‌باز آنها در یک سیستم ۶گیگابایتی، نشان می‌دهند.
برنامه‌های کاربردی تجاری همواره سریعتر از انواع کد متن‌‌باز نیستند. با این وجود، توسعه‌دهندگان تجاری برای موثر کردن و بهینه‌سازی کد خود و نهایتاً جذب مشتریان و ارتقاء‌دهندگان، انگیزه‌های تجاری فراوانی دارند، در حالیکه پروژه‌های متن‌باز (اوپن‌سورس) نوعاً اولویت‌هایی غیر از اینها دارند. بنابراین تعجبی ندارد اگر بگوییم که برنامه‌های کاربردی پولی ویندوز از نظایر متن‌باز خود در اوبونتو از این نظر پیشی می‌گیرند.

——————————————-
برگردان : نیلوفر عزتی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

It is main inner container footer text