فیلم برداریهای خود را مدیریت کنید

/
/
/
0 مشاهده

فیلم برداری¬های خود را مدیریت کنید
چیزی که من از تولید فیلم ها دوست دارم این است که به طریقه جالبی همه مهارت ها و همه افراد مختلف را درکنار هم جمع می کند. شاید الان من بخواهم میزان رنگ سفید را بر روی دوربین خودم تنظیم کنم، و یک دقیقه بعد شاید در حال رقصیدن با کفش های پاشنه بلند سایز ۱۱ بر روی لبه بام خودم باشم. متوسط سرعت تصاویر متحرک یک نکته مهم برای کلمات، فیلم ها، عکس ها، طراحی لباس، گریم، کشاورزی، طراحی داخلی، نجاری، نقاشی، تصاویر تولید شده توسط کامپیوتر، موسیقی و رقص می باشد. هرکاری که با دوربین انجام می دهید، اغلب در همان لحظه به شما نتیجه را نمایش می دهد.
ساختن فیلم ها به همراه دوستان، خانواده یا همکاران و با بودجه ای کم، ممکن است به طرز عجیبی بی نظمی ایجاد کند، اما گاهی اوقات رعایت کردن برخی از نکات برای ایجاد نظم، کار ارزشمندی است. اگر از فیلمی که می خواهید در پایان کار ببینید، تصویر شفافی دارید، پس شما نیاز به مراحلی دارید که در طی انجام این کار رعایت کنید. یک انسان عاقل از اشتباهات خود درس می گیرد، اما یک انسان عاقل تر از اشتباهات دیگران هم درس می گیرد. این مقاله مطالبی را در کنار هم جمع کرده است که من آرزو داشتم که در اولین فیلمی که گرفتم، می دانستم.
پیش تولید
تولید فیلم ها برخلاف اکثر انواع هنر، کاری نیست که در آن خط خطی و بی نظمی ایجاد کنیم. شما نمی توانید بر حسب اتفاق یک دوربین بردارید، شروع به فیلم برداری کنید و انتظار یک خروجی واقعی و باکیفیت باشید. برنامه ریزی کردن حیاتی است و اولین گام در برنامه ریزی یک ایده قوی است. من اعتقاد دارم که تولید هر فیلمی نیاز به یک ایده دقیق و شفاف دارد- که گاهی اوقات این ایده را می توانید در یک خط شرح دهید. شاید این ایده “پدربزرگم یک مهمانی جشن تولد فوق العاده داشت و همه خانواده دور هم جمع بودیم” یا “میز غذاخوری ما کاری عاشقانه و دست ساز هستند” یا “موجودات فضایی به زمین حمله کردند و از مورچه ها شکست خوردند” باشد. اگر نمی توانید این ایده را در چند کلمه خلاصه کنید، احتمالاً پایان فیلم موردنظر شما کمی مبهم و بی هدف خواهد بود. کمی بر روی هسته و هدف اصلی فیلم خود تمرکز کنید تا خروجی شما هدفمند باشد و پیام های مفیدی داشته باشد.
فیلم¬های بلند و طولانی اغلب به سه بخش تقسیم می شوند. بخش اول نمایش است، که شخصیت های اصلی و جهانی را که در آن زندگی می کنند نمایش می دهد. در پایان بخش اول متشکل از اتفاقاتی است که وضعیت کنونی را غمگین می کند، و شخصیت موردنظر را در نوعی ماجراجویی روایتی قرار می دهد. بخش سوم وضوح فیلم است، و معمولاً در جایی این بخش را اجرا می کنید که در معمولی ترین حالت خود قرار دارد. پس از اوج دراماتیک فیلم، معمولاً حالتی پیش می آید که به نظر همه چیز آرام است و فیلم را به وضعیت جدیدی منتقل می کند.
به راحتی می توان فهمید که چنین ساختاری به چه صورتی برای فیلم سازهای هالیوودی کار می کند، اما این ویژگی ها ممکن است همگی در یک فیلم کوتاه به خوبی مشخص نباشند. با این حال، اگر شما اصرار دارید که به جای یک عنوان کوتاه و مفهومی، از یک عبارت و جمله طولانی استفاده کنید، پس تقسیم بندی کردن فیلم به چند بخش، ایده خوبی برای شروع است. حتی یک فیلم پنج دقیقه ای که کودکان شما تماشا می کنند، دارای بخش های نمایش، ماجراجویی روایتی، و اوج دراماتیک است.
گام بعدی مربوط به نمایشنامه است. نمایشنامه فقط تعدادی لغت نیست که بخواهیم فقط آنها را بیان کنیم. این متن باید شامل ساختار و قالب صحنه ها، نحوه بازی کردن و هرچیزی که مربوط به گفتن داستان دارد، باشد. اگر نمایشنامه شما از یک متن لذت بخش برخوردار باشد پس نیمی از راه را برای سختن یک فیلم خوب طی کرده اید.
بسیاری از تولیدکنندگان فیلم مستقیم به سراغ فیلم برداری می روند، اما من همیشه تهیه یک ساختار منظم از داستان را توصیه کرده ام. در حالی که نمایشنامه برخی از قوانین و راهنمایی ها را برای بازیگران دارد، ساختار تهیه شده هم همین کار را برای دوربین فیلم برداری انجام می دهد. هر زاویه از فیلم باید دارای حالت خاصی باشد و داشتن لیستی از فیلم هایی که می توانید بگیرید و برداشتن تیک آنها بعد از گرفتنشان، بسیار مفید خواهد بود.
یک برد داستان (storyboard) به شما کمک می کند که به زوایای مختلف دوربین، که امکان دارد از آنها استفاده کنید، فکر کنید. فیلم برداری ها را به گونه ای تنظیم می کند که بیننده با محیط فیلم ارتباط برقرار کند، فیلم های طولانی می گیرد تا شخصیت ها به خوبی در فیلم جا بیفتند، و حالت های مختلف دوربین از جمله فیلم گرفتن از صورت بازیگر و از بالای بدن او را، برای شما به صورت منظم هدایت می کند. همچنین شاید قصد داشته باشید فیلم های عکس¬العمل های فیلم را بگیرید تا نحوه تفکر و احساس مردم را در مورد هر صحنه به بیننده نمایش دهد. این انواع مختلف فیلم برداری باید در دو قسمت دیالوگ و اکشن جای داده شوند، و بهتر است که همه این کارها را قبل از شروع فیلم برداری انجام دهید تا نظم بر کار شما قالب شود.
یک storyboard به شما کمک می کند تا از ویرایش های بیجا بپرهیزید. قانون ۳۰ درجه بیان می کند زمانی که با دو دوربین همزمان از یک صحنه فیلم برداری می کنید، باید حداقل ۳۰ درجه اختلاف حرکت زاویه بین آن ها باشد. در غیر این صورت، به دلایلی که از موضوع بحث ما خارج است، صحنه ها خسته کننده به نظر می رسند. واقعاً بدون استفاده از یک storyboard پرهیز کردن از این گونه مشکلات سخت است.
اهمیتی ندارد که میزان مهارت شما در نقاشی چقدر است. حتی حرفه ای ترین فیلم برداران هم باید تصویری از صحنه ای که می خواهید فیلم برداری کنید داشته باشند. من معمولاً این کار را با اندازه ۱۶:۹ بر روی یک کاغذ A4 و نقاشی کردن صحنه ای که در تصور خود دارم، به وسیله خودکار انجام می دهم.
برای این که در این راه گامی به پیش بردارید، به فکر ساختن یک انیماتیک باشید. این یک storyboard انیماتیک شده است، که به وسیله دیالوگ های ضبط شده کامل شده است و در مرحله استفاده از نرم افزار ویرایش بسیار کمک کننده است. اگر از فیلم برداری های متحرک با استفاده از چند دوربین و مولفه های مختلفی استفاده می کنید، پس استفاده از animating کار ارزشمندی است.
این کار تا زمانی که نرم افزار ویرایش کننده شما از حالت های ترکیبی (blend) پشتیبانی کند، کار ساده ای است. به جای اینکه همه استوری¬بورد خود را در یک قاب نقاشی کنید، آنها را جداگانه بکشید، اسکن کنید و سپس آنها را به صورت فایل های JPEG ذخیره کنید. سپس می توانید آنها را درون نرم افزار ویرایش خود import (وارد) کنید و با استفاده از ابزارهای انیمیشن سازی، اندازه آنها را تغییر داده و در تصویر خود آنها را به حرکت درآورید. زمانی که از blend mode های Darken یا Multiply استفاده می کنید به این معنی است که قسمت سفید هر فایل JPEG باعث مخفی شدن تصویر پشتی نمی گردد.
مزیت استفاده از یک انیمیشن این است که به شما ایده تولید یک ویدئو را القا می کند. انیمیشن ها را می توان با استفاده نرم افزارهای ویرایش کننده زیادی که از خاصیت multiple tracks پشتیبانی می¬کنند، تولید کرد، که البته تقریباً همه نرم افزارهای امروزی توانایی این کار را دارند. خصوصاً نرم¬افزار فوق العاده Adobe Premiere Elements این کار را به خوبی انجام می¬دهد، اما یک طرف قضیه هم شما هستید که باید توانایی استفاده از این ابزارها را داشته باشید. من در این فیلم برداری از دوربین Sony Vegas Pro استفاده کردم.
افراد، در کار شما اولویت دارند
اگر شما با یک بودجه معمولی و کم کار می¬کنید، به احتمال قوی شما هم نویسنده نمایشنامه هستید، هم مسئول تنظیم استوری¬بورد، هم کارگردان و تدوین گر، و به درکل شما همه نقش¬های مربوط به پروژه را برعهده خواهید داشت. این کار مشکلی ندارد، و بسیاری از شرکت های فیلم سازی در سراسر دنیا هستند که تمرکز خاصی بر روی این موضوع دارند. با این حال، راه های زیادی برای وارد کردن یک ایده جدید در داخل یک پروژه وجود دارد. در همین حال، کارهایی وجود دارند که باید در همان زمان فیلم برداری باید انجام گیرند. هرچه از افراد بیشتری در پروژه خود استفاده کنید، شانس متمرکز شدن به صورت دقیق تر بر روی همه بخش ها بیشتر می¬شود.
همه فیلم های بزرگ، در رأس خود یک تولید کننده دارند که فقط مسئولیت پشتیبانی پولی را دارد. این افراد که پول دارند، بقیه اعضای تیم را استخدام می¬کنند و ایده های خلاقانه را در فیلم ها به کار می گیرند. کارگردان نقش هدایت و رهبری تیم را دارد و تقریباً مسئولیت همه چیز به جز پول با کارگردان است.
اکثر کمپانی¬ها حداقل به یک نفر در جلوی دوربین و یک نفر برای انجام کارهای نیاز دارند. اگر به اندازه کافی پول دارید، یا این که یک نفر از شما حمایت مالی می کند، شغل های زیادی در فیلم برداری وجود دارد که می توانید برای آن ها افراد را به کار بگیرید و کیفیت کار را افزایش دهید. در این جا از توضیح بیشتر و دقیق تر در مورد هریک از نقش های این کار، می گذریم زیرا از حوصله خارج است.
تصمیم گیری ها برای صدا
گاهی اوقات در هنگام فیلم برداری، صدا به گونه ای بیش از چیزی که هست شنیده می¬شود، اما من معتقدم که صدا به همان اندازه فیلم از اهمیت برخوردار است. معمولاً مشکل این جاست که بهترین مکان برای قرار دادن میکروفون معمولاً هرجا نزدیک به دوربین است، پس اگر می خواهید یک مکالمه یا دیالوگ را در حین فیلم برداری ضبظ کنید، باید از یک میکروفون جدا از دوربین (اصطلاحاً external) استفاده کنید.
یک میکروفون بوم که جدای از دوربین است و خارج از چارچوب تصویر است، معمولاً یک انتخاب خوب برای استفاده فیلم برداران حرفه ای است. هرجا که امکان استفاده از این میکروفون ها وجود نداشته باشد، مانند فیلم های طولانی مدت، آنگاه دیالوگ ها به صورت جداگانه ضبط می شوند، و معمولاً این کار در استودیو انجام می شود، که به آن اصطلاحاً ADR (Automated Dialogue Replacement) گفته می شود. ADR از آنجایی مفید است که شما می توانید دیالوگ ها را در شرایط کنترل شده ضبط کنید، اما عیب آن این است که برای میکس کردن آن باید دقت زیادی انجام دهیم. من توصیه می کنم که همه دیالوگ ها را در همان لوکیشن فیلم برداری ضبط کنید، و اگر لازم بود از میکروفون پیشرفته تری استفاده کنید تا مجبور به میکس دیالوگ های ضبط شده نشوید.
اگر شما به یک میکروفون بوم، یا فردی برای کار کردن با آن دسترسی ندارید، می توانید از یک میکروفون دستی و قابل حمل، که می توانید در گوشه ای از صحنه آن را مخفی کنید، استفاده کنید، البته استفاده از این میکروفون نیازمند این است که در نزدیک ترین مکان به فرد مورد نظر قرار گیرد و از دید دوربین نیز مخفی باشد.
اکثر دوربین ها دارای یک ورودی برای اتصال یک میکروفون خارجی به آنها می باشند، اما تنها معدودی از آنها دارای کنترل صدای مناسب، مترینگ، و خروجی هدفون هستند. یک ضبط کننده صدای خارجی کار را برای ضبط دیالوگ ها در اکثر شرایط ها آسان می کند.
همه چیز را آماده کنید
برای صرفه¬جویی در زمان شما نیاز به یک زمانبندی با جزئیات کامل دارید. تعداد فیلم برداری ها در استوری¬بورد مشخص شود و همین طور اگر ترتیب خاصی از این فیلم برداری ها مدنظر شما باشدريال آن ها را طبق میل خود ثبت کنید. اگر در صحنه های ۱۶، ۱۹ و ۲۵ از یک زاویه دوربین استفاده می کنید، شاید بخواهید این صحنه ها را باهم ضبط کنید. یا این که ممکن است قصد داشته باشید صحنه های پیچیده تر را به دلیل عادت های روانی خود، زودتر انجام دهید تا برای صحنه های بعدی احساس راحتی داشته باشید. اگر این کار را انجام ندهید و کارها و ضبط های سخت تر را به روز های پایانی کار موکول کنید، قطعاً بازیگران و خدمه شما خسته، عصبانی و بی انگیزه خواهند شد. پس زمانبندی را جدی بگیرید.
استوری¬بورد خود را چاپ کنید و بر روی آن مقداری فضای خالی جهت یادداشت برداری در حین هر صحنه خالی باقی بگذارید. معمولاً موفق بودن یا نبودن هر فیلم برداری در همان لحظه فیلم برداری واضح است. اما پاک کردن صحنه های ضبط شده در حین فیلم برداری ایده بدی است- من تنها یک بار آن هم به اشتباه کلید ‘Delete all’ را فشار دادم، و هرگز هم مجدداً قصد این کار را ندارم. با این حال، بهتر این است که صحنه هایی را که برای شما کاربردی ندارند در زمان ویرایش فیلم پاک کنید و این کار زمان زیادی را برای شما صرفه جویی می کند.
من توصیه می کنم که برای هر صحنه فیلم برداری، مدت زمان خاصی را تعیین کنید. مقداری وقت اضافه بر وقت تعیین شده را هم برای گردش دوربین ها درنظر بگیرید، و زمان بیشتر را برای هنگامی که صحنه ها عوض می شوند، تاخیرها یا هر مزاحمت دیگری در نظر بگیرید. همچنین استراحت برای غذا خوردن را فراموش نکنید. زمان شروع فیلم برداری برای هر صحنه را در زمانبندی خود بنویسید. و اولین کاری که می کنید، این زمانبندی را بین همه اعضای تیم خود به اشتراک بگذارید تا همه بدانند چه اتفاقی در انتظار آنها است. با این حال، به آنها گوش زد کنید که این زمانبندی فقط یک جور راهنما است. تولید فیلم فرآیندی است که وقفه های زیادی دارد اما آماده بودن همه اعضای تیم در زمان هایی که کارگردان به آنها نیاز دارد، یک امر ضروری است.
Location (مکان فیلم برداری)
شاید مهمترین و سخت ترین قسمت تولید یک فیلم، جمع کردن یک تیم خوب دور هم است. چالش بزرگ دیگری که وجود دارد- مخصوصاً زمانی که بودجه شما کم است- این است که یک لوکیشن خوب را برای فیلم برداری انتخاب کنید. مجوز گرفتن و فراهم ساختن شرایط برای فیلم برداری در یک مکان عمومی، کار آسانی نیست. بسیاری از خانه های معمولی به اندازه ای بزرگ نیستند که بتوانند همه افراد تیم و تجهیزات فیلم برداری شما را در خود جای دهند. من برای این کار به سختی سعی کردم لنز دوربین را بر روی دیوار نصب کنم تا با زاویه مناسب بچرخد، اما جای دادن افراد تیم به همراه تجهیزات لازم برای فیلم برداری اصلا کار آسانی نبود.
در نظر داشته باشید که برای فیلم برداری در برخی مکان ها مانند یک مهمان سرای روستایی، کافه برای چند ساعت، یک باغ معروف، یا اتاق های نشیمن بزرگ، باید هزینه پرداخت کنید. اگر بودجه به اندازه کافی دارید، شاید یکی از این مکان ها را برگزینید. اگر عبارت ‘film locations’ را جستجو کنید، شرکت های متخصص پیدا کردن مکان ها برای صنعت فیلم سازی را مشاهده خواهید کرد، که از شرکت های معمولی تا شرکت های باکلاس متنوع هستند و از هر مکانی برای فیلم سازی استفاده می کنند. با این حال، در این مورد همه چیز بستگی به بودجه شما دارد.
پس از این که مکان مناسب برای فیلم برداری را یافتید، دوربین خود را به آنجا ببرید و ببینید که آیا در سرعت ISO پایین این مکان دارای نور مناسب است یا خیر. عموماً متکی بودن به نور خورشید ایده بدی است، زیرا جابه¬جا شدن مکان خورشید و ابرها منجر به خطاهای متوالی و پیوسته در فیلم برداری شما خواهد شد. اگر نورهای مصنوعی ناکافی هستند، شما باید نور بیشتری به آنجا اضافه کرده یا این که از لنزی با دهانه گشادتر استفاده کنید.
اگر قصد دارید در صحنه ها، دوربین را جابه¬جا کنید، نحوه انجام این کار را از قبل مشخص کنید- و آن را تمرین کنید. من نگاهی به تجهیزات مربوط به جابه¬جا کردن دوربین در فروشگاه Multimedia Expert انداختم، و یکی از ساده ترین و موثرترین روش ها برای این کار، استفاده از قاب های فلزی مانند Hague CamFrame، است که انجام این کار را برای شما راحت می کند.
روز موعود (روز فیلم برداری)
برخی از فیلم برداری ها به خوبی سازماندهی شده و طبق برنامه هستند. با توجه تجربیات من، اکثر فیلم هایی که ساخته می شوند دقیقاً برعکس این حالت را دارند، مخصوصاً زمانی که بودجه ها کم است یا این که فرد فیلم ساز بدون هیچ پرداختی این فیلم را ضبط می کند. در این چنین موقعیتی، کارگردان نمی تواند بر سر اعضای تیم داد بزند و آنها ایراد بگیرد یا این که برنامه ای را به آنها تحمیل کند. در این حالت کارگردان تنها وظیفه ای که دارد، این است که هرکس را در جای خودش قرار دهد و محکوم به موفقیت فیلم باشد، یعنی در این حالت تنها راه موفقیت فیلم است.
اگر کارگردان بتواند چندین کار متنوع را به افراد مناسب بسپارد، حال کار اصلی باقی مانده این است که بازیگران را برای داشتن یک دیدکلی از نحوه فیلم برداری ها، آماده و هدایت کند. فیلم بردار شاید گاهی صحنه هایی را با نور بسیار عالی و حیرت انگیز از خود ثبت کند، اما آیا این کار پیام صحنه مورد نظر را بیشتر و پرتاثیر تر می کند؟
همچنین نگاهی به جزئیات کردن، ارزشش را دارد. آیا کارهایی مانند زل زدن به دوربین، لبخند زدن در موقعیت نامناسب، و … یعنی اشتباهاتی که از یک بازیگر سر می زند، فیلم را به یک کمدی نزدیک تر نمی کند؟ آیا کسی هست که در هنگام سکوت در فیلم، بازی کردن را هم فراموش کند؟ به راحتی ممکن است در هنگام فیلم برداری از این نکات قافل شوید، اما در زمانی که آن فیلم را ویرایش می کنید غیرممکن است که به انها توجه نکنید.
حال کار به جای تکنیکی خود می رسد. اگر برای ضبط صدا و تصویر از دستگاه های جداگانه ای استفاده می کنید، لازم است که به صورت همزمان از آنها برای ضبط کردن استفاده کنید. فردی در تیم- معمولاً کارگردان- باید قبل از شروع یک صحنه فیلم برداری اطمینان حاصل کند این دستگاه ها کار می کنند. یک نفر باید در جلوی دوربین بایستد و از کلیپ¬بورد یا یا دست زدن، برای دادن یک فرمان صوتی به بازیگران، و هماهنگ کردن ضبط های مربوط به صدا و تصویر، استفاده کنید.
همیشه قبل از شروع یک دیالوگ، چند ثانیه ای را از قبل ضبط کنید و چند ثانیه پس از اتمام دیالوگ آن را قطع کنید. آسان ترین کار برای این کار این است که به بازیگران بگوییم منتظر علامت ‘Action’ قبل از شروع اجرای رول خود، باشند. اما شما باید از آنها بخواهید که چند ثانیه قبل از شروع فیلم برداری، در نقش خود فرو بروند و چند ثانیه پس از اتمام فیلم هم در آن نقش باقی بمانند. این کار یک بازه اطمینان برای شما درست می کند که بدانید دقیقاً صحنه بعدی را از کجا باید شروع کنید. معمولاً فیلم برداری ها نیاز به کمی فضا در بینابین دارند، مخصوصاً زمانی که یک صحنه به صحنه ای دیگر تغییر می کند.
در نهایت، سنت قدیمی برگزاری مهمانی جشن برای اتمام فیلم را فراموش نکنید. تولید فیلم بسیار سرگرم کننده و جالب است اما بسیار هم خسته کننده می باشد. پس حتماً در پایان کار فیلم برداری از تیم خود تقدیر و تشکر کنید. اگر مایل هستید که کارهای من را مشاهده کنید شما می توانید به سایت tinyurl.com/340mmexpert مراجعه کنید.

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

It is main inner container footer text