فناوری هد ست ها

/
/
/
0 مشاهده

فناوری هد ست ها

هدست¬های HTC Vive و Oculus Rift به حدی خوب عمل می¬کنند که حتی افرادی که نسبت به آنها دید خوبی نداشتند، متقاعد به استفاده از آنها خواهند شد و همچنین به آینده واقعیت مجازی امیدوار می¬شوند.
من اخیراً کارهای غیرمنتظره¬ای را انجام داده¬ام. یک فیلم Netflix را بر روی یک صفحه نمایش عالی تماشا کردم. یک ماجراجویی پر هیجان داشتم و به گردش رفتم. با استفاده از خاک رس اشکالی را درست کردم و جلوی درخشش آفتاب قرار دادم. اگرچه کشتی¬های جنگی را در Orion ندیده بودم ولی با ابزارهای جنگی ده¬ها دشمن را در فضا نابود کردم. و همه این کارها را در حالی انجام دادم که پایم را از شهر نیویورک بیرون نذاشته¬ام و همه این اتفاقات هیجان انگیز را مدیون واقعیت مجازی هستم.
ما نظاره¬گر توسعه و پیشرفت موجی از جدیدترین محصولات از فناوری واقعیت مجازی در چند سال اخیر بوده¬ایم. با این این محصولات برای بیرون آمدن زمان زیادی صرف کردند اما در نهایت با کیفیتی عالی به دست مشتریان رسیدند. و اکنون می¬توان گفت نام¬های بزرگ در این عرصه محصولات خود را در مرحله بهره¬برداری قرار داده¬اند، محصولات HTC Vive با قیمت ۸۰۰ دلار و Oculus Rift با قیمت ۵۹۹ دلار که به تازگی راه به بازار پیدا کرده¬اند از برترین محصولات این فناوری هستند، چیزی که اکنون واضح است این است که اصطلاح واقعیت مجازی، مفهومی فراتر از یک سرگرمی یا یک بازی دارد.
این فناوری هنوز به پیشرفت خود ادامه می¬دهد اما دو محصول Rift و Vive خود را ثابت کرده¬اند و به خانه¬ها و حتی دفترهای کار مردم راه یافته¬اند و از این پس این محصولات فقط سعی در بهتر شدن و شگفت¬انگیزتر شدن دارند.
چیزی که شما نیاز دارید
دو هدست Vive و Rift تقریباً نیازمندی¬های سیستمی یکسانی دارند. هر دو سیستم دارای یک پردازنده Intel Core i5-4590 یا یک پردازنده بهتر (محصول Vive گاهی از پردازنده AMD FX 8350 یا بهتر از آن هم استفاده می¬کند) می¬باشند، و هردو دارای کارت گرافیک از نوع Nvidia GeForce GTX 970 یا AMD Radeon R9 290 یا بهتر می¬باشند. به علاوه، هدست Vive نیاز به ۴GB رم، خروجی¬های ویدئویی HDMI 1.4 یا DisplayPort 1.2، و یک پورت USB 2.0 دارد. هدست Rift نیازمند ۸GB رم، یک خروجی HDMI 1.3، سه پورت USB 3.0، و یک پورت USB 2.0 می¬¬باشد. همچنین هردو هدست نیاز به یک سیستم عامل از نوع Windows 7 SP1 یا جدیدتر دارند.
هدست Vive
هدست Vive یک هدست بزرگ است و شکل پلاستیکی و مشکی آن تقریباً شبیه به یک قارچ مستطیل شکل است. این هدست قسمت جلویی منحنی شکل دارد و در زیر پوسته¬ی خود ۳۲ سنسور تشخیص حرکت دارد که در سرتاسر سطح آن قرار داده شده¬اند و یک دوربین نوری در قسمت پایینی این پنل و قسمت میانی آن قرار داده شده است. یک دکمه و LED چشمک¬زن در سمت چپ این هدست تعبیه شده، و یک دستگیره کوچک در طرف راست آن قرار داده شده تا بتوانید به وسیله آن فاصله مردمک¬های چشم (فاصله¬ای که در بین دو مردمک چشم شما وجود دارد) را تنظیم کنید تا با کیفیت بهتری تمرکز کنید. این هدست از یک LCD با کیفیت ۲۱۶۰-۱۲۰۰ و نرخ تازگی ۹۰Hz برخوردار است و دارای دو لنز است که این صفحه نمایش را به تصاویر ۱۰۸۰-۱۲۰۰ برای دو چشم شما تنظیم می¬کنند.
سه نوار انعطاف¬پذیر این هدست را به صورت امن و به وسیله بست¬های قلاب و حلقه به سر شما وصل می¬کنند، این طراحی به شما اطمینان می¬دهد که هدست به سر شما می¬چسبد و در هنگام استفاده رها نخواهد شد. برآمدگی¬ها در جاهایی که نوارها به هدست وصل می¬شوند قسمتی از سیستم فوکوس این هدست محسوب می¬شوند. جلو و عقب کشیدن این برآمدگی¬ها به شما اجازه می¬دهد که فاصله بین پنل LCD و لنزها را تغییر دهید، درواقع این ویژگی بسیار بدی برای تنظیم کردن است زیرا این دو قسمت به صورت خیلی خشک و رق به هم چسبیده¬اند. خوشبختانه، در هنگام استفاده از هدست¬های Vive می¬توانید از عینک هم استفاده کنید، همین هم باعث می¬شود که فاصله کانونی بهتر تنظیم شود و به خوبی کار کند. یک حلقه از جنس فوم به صورت دور تا دور بر روی لبه ماسک روی صورت این هدست چسبیده است. و این حلقه با استفاده از یک بست حلقه و قلاب به این هدست وصل شده است پس اگر به دلیل عرق کردن قصد عوض کردن آن را داشته باشید، کار آسانی است.
یک کابل سه¬تایی بر روی کمربندی بالایی هدست قرار داده شده است و به زیر سر شما می¬رود و به جعبه لینک این هدست متصل شده است، که بعداً این کابل باید به PC شما وصل شود. طول این کابل در حدود ۱۰ feet است و شامل کانکتورهای HDMI، برق، و USB می¬باشد. یک کابل دیگر هم در این هدست وجود دارد که کوتاه¬تر بوده و فقط تا پشت سر شما می¬رسد و دارای یک فیش هدفون ۳٫۵ میلی¬متری است. این هدست Vive دارای یک جفت گوشی است که سیم بسیار کوتاهی دارند (فقط ۱۴ اینچ) و بعضی وقت¬ها که من سرم را می¬چرخانم از گوش¬هایم جدا می¬شوند. خوشبختانه، شما می¬توانید به جای استفاده از این هدفون¬ها از هدفون یا گوشی¬های خودتان استفاده کنید.
جعبه لینک این هدست یک دستگاه مشکی کوچک است و اندازه و قیافه آن شبیه به یک Sony PlayStation TV می¬باشد. یک طرف آن کانکتورهای DisplayPort، HDMI، و USB با رنگ مشکی نشان داده شده¬¬اند، و به این معنی است که آنها باید به PC یا یک خروجی برق با آداپتور دیواری وصل شوند ( این هدست Vive با هردو پورت HDMI و DisplayPort کار می¬کند اما نیازی به وصل کردن هردوی آنها نیست). طرف دیگر آن دارای کانکتورهای HDMI، برق، و USB است که این بار با رنگ نارنجی علامت¬گذاری شده¬اند، و این رنگ هم به این معنی است که این کانکتورها باید به کابل هدست وصل شوند. این هدست Vive دارای یک زیره پلاستیکی چسب است تا بتواند به وسیله آن جعبه لینک هدست را به میز یا میزمطالعه قرار داد و امن باشد. که بدون این زیره کمی به مشکل برمی¬خوریم.
دو دسته¬ای که در جعبه این هدست وجود دارند هردو شبیه به هم هستند و به صورت عصاهای ۸٫۵ اینچی ساخته شده¬اند و هردو دارای سنسورهای حرکتی و مکانی هستند. هرکدام از آنها دارای این قابلیت عالی هستند که در بالای خود دارای یک پدلمسی چرخشی هستند و دکمه¬های Menu و VR (واقعیت مجازی) بر روی آنها قرار داده شده¬اند. دکمه Menu یک منو از نرم¬افزاری که در حال اجرا دارید برای شما باز می¬کند، در حالی که دکمه VR رابط SteamVR را باز می¬کند. در قسمت زیرین این عصا یک ماشه بزرگتر قرار دارد، و در دو طرف این دسته¬ها دو دکمه گریپ قرار دارد. در بالای دسته¬ها یک حلقه بزرگ قرار دارد که سنسورهای مکان¬یاب در آن قرار گرفته¬اند.
درنهایت، این هدست برای تعیین موقعیت هدست و دسته¬ها وابسته به این دو قسمت است. این دسته¬ها دارای روکش مشکی با ابعاد ۳ در ۳ در ۲ اینچ (طول، عرض و ارتفاع) هستند. هرکدام از این گیرنده¬ها دارای روبه¬روی براق هستند و شامل چراغ¬های چشمک¬زن، یک صفحه نماشی کوچک LED، و چند عدد LED که با مادون قرمز کار می¬کنند هستند. در عقب هرکدام یک دکمه Mode، یک کانکتور برق، و یک پورت ۳٫۵ میلی¬متری قرار دارد. قسمت خالی هر دو دسته ایستگاه مبنا نامیده می¬شوند، و این ایستگاه¬ها برای که همدیگر را پیدا کنند باید به خوبی پیکربندی شده و از طریق وایرلس به هم متصل باشند، اما اگر از طریق وایرلس قصد اتصال آن دو را به هم ندارید، می¬توانید به صورت فیزیکی با استفاده از یک پورت ۳٫۵ میلی¬متری این کار را انجام دهید و این کار از طریق کابل موجود در بسته هدست انجام می¬شود.
به دلیل وجود این بخش¬های جدا از هم در این هدست، مخصوصاً این دو ایستگاه، تنظیم کردن این هدست Vive می¬تواند کار پیچیده¬ای باشد. خوشبختانه، نرم¬افزار نصب این هدست دارای دستور¬العمل¬های شفاف و مستقیم است و به شما نحوه شروع کار با هدست را به خوبی توضیح می¬دهد. در حدود ۲۰ دقیقه زمان می¬برد تا همه نرم¬افزارهای موردنیاز را برای شروع کار دانلود کنید. ابتدا باید نرم افزار setup مربوط به Vive را نصب کنید. در این حین این برنامه شما را به وصل کردن جعبه لینک و هدست به کامپیوتر، تنظیم کردن دسته¬ها، و سپس اضافه کردن ایستگاه¬ها دعوت می¬کند. در این فرآیند، این نرم¬افزار در صورت لزوم Steam را نصب کرده و اطمینان حاصل می¬کند که SteamVR به¬روز شده است.
برای استفاده واقعیت مجازی در یک اتاق، HTC توصیه می¬کند که یک اتاق حداقل ۶٫۵*۵feet و ایستگاه اصلی آن را در طرف مقابل خود قرار داده و از سطح سر شما بالاتر باشد. ایستگاه اصلی می¬تواند تا فاصله ۱۶ feet را از دیگر ایستگاه پشتیبانی کند و ارتباط آنها قطع نشود. اگر چنین فضایی را برای بازی کردن ندارید، می¬توانید این هدست Vive را به گونه¬ای تنظیم کنید که یک جا ایستاده و بازی کنید که این حالت را “standing VR” می¬نامند، اما قطعاً این کار باعث محدود شدن کارهای شما و همچنین قابلیت¬های این هدست درجه یک خواهد شد. زمانی که شما فضای موردنظر را پیدا کردید می¬توانید محدوده¬هایی را برای آن فضا به وسیله قابلیت SteamVR Chaperone ایجاد کنید. این قابلیت برای شما در اطراف محل مورد نظر دیوارهای مجازی را می¬سازد تا به شما اجازه دهد وقتی در حال خارج شدن از این محدوده¬ها هستید باخبر شوید و اتفاقی برای محیط فیزیکی اطراف و خودتان پیش نیاید.
با فرض این که شما ایستگاه¬های مبنای هدست Vive را به درستی قرار داده باشید، قابلیت Chaperone به خوبی کار می¬کند. وقتی هدست یا دسته¬های حرکتی به محدوده¬هایی که شما تعریف کرده¬اید نزدیک شوند، دیوارهای مجازی به سرعت ظاهر شده و شما را باخبر می¬کنند و اگر شما دوربین آن را فعال کرده باشید، به محض این که به لبه محدوده¬های تعریف شده نزدیک شوید، این دوربین اشیای اطراف را به صورت طرح¬های تک رنگی نشان می¬دهد که درخشش خاصی دارند. با این حال، نمایش دوربینی یک حالت کمک کننده و مفید برای شما است- قابلیت Chaperone بر اساس مسیریابی سر شما کار می¬کند، یعنی از ایستگاه¬های مبنا و سنسورهایی که قابل دیدن نیستند و در جلوی هدست قرار دارند، استفاده می¬کند و مسیرها را پیدا می¬کند.
اگر ایستگاه¬های مبنا فاقد یک خط بینایی قابل اعتماد نسبت به همدیگر باشند (و به استفاده از کابل مخصوص هم به یکدیگر متصل نشده باشند)، آنگاه هدست Vive نمی¬تواند به خوبی دیوارهای مجازی را که شما برای آن تعریف کرده¬اید تشخیص دهد و در کشف آنها خطا خواهد داشت. همچنین اگر مکان ایستگاه مبنا در جای مناسبی نباشد، هدست Vive در شناسایی سقف و کف خانه دچار سردرگمی و اشتباه خواهد شد و باگ¬های بسیار آزاردهنده¬ای را به شما ارائه می¬¬¬کند.
کابل¬ها مزاحم¬ترین و دست¬پاگیرترین قسمت هر هدست Vive هستند. کابلی که به هدست شما متصل است طول زیادی دارد (درحدود ۱۰feet)، ولی هنوز هم در حین استفاده از هدست نمی¬دانید دقیقاً این کابل کجا قرار دارد و باید مواظب آن باشید. این هم یکی از معایب استفاده از یک اتاق کامل برای بازی با هدست است، و در این حالت باید گفت که در حالت ایستاده (Standing) و یا نشته، باخیال راحت¬تری با آن کار می¬کنید. هدست¬های بی¬سیم با این قابلیت¬ها هنوز به وجود نیامده¬اند و چندین سال ما با این فناوری فاصله داریم و باید منتظر بمانیم اما هدست Vive تنها هدستی است که می¬توانید با آن در یک اتاق یا فضای کامل بازی کنید. با این وجود تا زمانی که مواظب باشید استفاده از آن تجربه فوق¬العاده¬ای است. اما جای تاسف داستان اینجاست که زمانی که شما قسمتی از فکرتان بر روی پیچ نخوردن کابل به دست و پای شما تمرکز دارد دیگر نمی¬توانید به صورت کامل در عمق بازی با این هدست فرو رفته و آن لذت کامل را از آن ببرید.
هدست¬های Rift
هدست Oculus Rift ساده و قابل فهم است. این هدست دارای گیره¬های مستطیلی شکل سیاه و سفید و ساده¬ای با لبه¬های گرد و کمی استعداد بصری است. پنل مقابل این هدست کامل تخت است و فقط لوگوی Oculus بر روی آن قرار دارد. اطراف گیره آن شبیه به هم بوده و تخت هستند و به بازوهایی متصل هستند که محور آنها به آرامی بالا و پایین می¬شود و به سه کمربند مهار این هدست برای محکم قرار گرفتن آن بر روی سر شما، متصل شده¬اند.
از هر بازوی این هدست در اطراف کمربندهایی در اطراف سر شما بسته خواهند شد، و کمربند سوم از بالای سر شما به یک گیره مثلثی در عقب هدست بسته می¬شود. این کمربندها با استفاده از گیره¬های قلاب و حلقه در جای خود بسته می¬شوند و به راحتی قایل تنظیم کردن می¬باشند. بر روی بازوهای این هدست یک جفت هدفون قرار دارد، و هرکدام به صورت جداگانه قابل حرکت هستند و می¬توانید آنها را بالا و پایین کنید تا با گوش¬های شما جفت و جور شوند. در نوع خودش، هدست Rift وزن سبکی دارد و مناسب برای استفاده است. در استفاده از آن می¬توانید از عینک هم استفاده کنید، اما باعث می¬شود کمی تنگتر بسته شود، و برای بستن طولانی مدت این هدست بر روی سر شما ممکن است این تنگ بودن به شما آسیب بزند.
این هدست به صورت مستقیم و از طریق یک کابل بلند به کامپیوتر شما متصل می¬شود که این کابل در نزدیکی¬های انتهای خود تبدیل به دو کانکتور HDMI و USB 3.0 می¬شود و از این قسمت قابل جدا کردن است. این کابل قبل از این که از هدست خارج شود از زیر کمربند سمت چپی رد می¬شود. این ویژگی کمی نسبت به هدست Vive که کابلش از بالای سر رد می¬شد، مزاحم¬تر به نظر می¬رسد، و من در تمام مدت به دنبال پیدا کردن حالتی بودم که این کابل بر روی شانه¬ی من قرار نگیرد و در حین کار کردن با هدست حواس من را پرت نکند. اما از آنجایی که Vive برای راه رفتن و حرکت کردن درون یک محیط طراحی شده بود، این مزاحمت کابل برای آن جدی بود اما برای هدست ثابت Rift خیلی جدی هم به نظر نمی¬رسد.
هدست Rift دارای یک سنسور خارجی تک، یک استوانه مشکی که بر روی بدنه فلزی با ارتفاع ۹ اینچی این هدست قرار می¬گیرد، می¬باشد. این سنسور را می¬توان به طرف بالا و پایین خم کرد و باید آن را در جایی قرار داد که دید خوبی نسبت به هدست در حین استفاده از آن داشته باشیم.
زمانی که این هدست را تنظیم کرده و از آن استفاده می¬کنید خواهید دید که برای تولید تصاویری با رزولوشن ۱۰۸۰*۱۲۰۰ برای هریک از چشم¬ها به صورت جداگانه با استفاده از لنزهای موجود در هدست (مانند هدست Vive)، یک پنل ۲۱۶۰*۱۲۰۰ OLED در آن استفاده شده است. این لنزها با استفاده از یک اهرم کوچک در زیر قسمت گیره، قابل تنظیم هستند.
کمپانی Oculus در نظر دارد دسته¬های حرکتی لمسی را به صورت جداگانه در پایان امسال ارائه دهد، اما این هدست هنوز دارای برخی گزینه¬های کنترلی، از جمله Oculus Remote می¬باشد. این یک کنترل از راه دور کوچک و گرد، با یک پد چرخشی بزرگ مسیریابی، و دکمه¬های Back، Menu، و Up/Down می¬باشد. این کنترل از راه دور این قابلیت را دارد که در هنگام استفاده شما از هدست Rift، با یک تسمه محکم به مچ شما می¬چسبد. در جعبه این هدست، همچنین یک دسته بازی بی¬سیم Microsoft Xbox One، در کنار یک رسیور برای این دسته، دریافت خواهید کرد.
راه¬اندازی هدست Rift کار ساده¬ای است. شما باید نرم¬افزار راه¬اندازی (Setup) مخصوص Oculus را دانلود کنید، این نرم¬افزار شما را به انجام چند مرحله مورد نیاز برای راه¬اندازی این هدست هدایت می¬کند. ابتدا، سنسور و هدست خود را با استفاده از پورت¬ HDMI و دو پورت USB 3.0 به کامپیوتر وصل کنید. در مرحله دوم، با باز کردن درب باطری کنترل از راه دور و فشار دادن یک دکمه در آن، کنترل را فعال کنید. در نهایت، دسته بی¬سیم Xbox One را با دریافت کننده آن جفت کنید. زمانی که این کارها را انجام دادید، به راحتی می¬توانید هدست را بر روی سر خود قرار داده و وارد نرم¬افزار Oculus شوید.
در این مرحله از فرآیند راه¬اندازی این هدست، شما می¬توانید هر بازی را که در Oculus Store وجود دارد، بازی کنید، اما با تنظیم کردن هدست به گونه¬ای که از منابع ناشناس هم برنامه¬هایی را باز کند، ¬می¬توانید کاری کنید که این هدست همانند هدست HTC Vive با SteamVR کار کند. هدست Rift قابلیت کنترل حرکتی (motion control) را که در Vive وجود داشت، در خود ندارد، اما این فقدان، مشکلی را برای تعیین مکان کردن رابط SteamVR ایجاد نمی¬کند. این هدست به خوبی با دسته بازی Xbox One کار می¬کند. گفته می¬شود که آن دسته از SteamVR هایی که نیازمند قابلیت کنترل حرکتی هستند با هدست¬های Rift کار نمی¬کنند. شاید با قرار دادن کنترل¬گرهای حرکتی لمسی توسط شرکت Oculus بر روی هدست¬های جدید خود، این مشکل حل شود.
همچنین شما نمی¬توانید همانند هدست Vive از هدست Rift در فضای یک اتاق استفاده کنید و به سادگی از این قابلیت پشتیبانی نمی¬کند. در زمان¬هایی که ایستاده¬اید یا نشسته¬¬اید می¬توانید از این هدست استفاده کنید، اما با توجه به این که سنسور اکسترنال این هدست برای دنبال کردن حرکات سر شما طراحی شده است، پس قطعاً موقعیت و مکان شما را در فضا نمی¬تواند دنبال کند. این فقدان، در مقایسه با فقدان کنترل حرکتی، یک قربانی کوچک محسوب می¬گردد. دنبال کننده حرکات سر در Rift در حالت¬های ایستاده و نشسته بسیار عملکرد خوبی دارد. هدست Rift همانند هدست Vive در تست¬های مربوط به یکنواختی حرکتی و دقت، نمره خوبی را کسب کرد.
تجربه واقعیت مجازی
به دلیل اینکه هر دو هدست Rift و Vive دارای رزولوشن و نرخ refresh یکسانی هستند، پس تجربه استفاده از هردو کاملاً شبیه به هم است. هردوی این هدست¬ها تصاویری دقیق و با کیفیت بالا را تولید می¬کنند و دارای قابلیت دنبال¬کننده حرکات سر هستند، ولی قدرت کامپیوتر شما است که کیفیت همه¬چیز را تعیین می¬کند و به کامپیوتر شما نیز بستگی دارد. در هردو هدست، اشیای سه¬بعدی به گونه¬ای به نظر می¬رسند که انگار واقعاً روبه¬روی شما ایستاده¬اند. پس نرم¬افزار، یک عامل مهم در این قسمت است و می¬تواند تفاوت را بین این دو هدست ایجاد کند.
هدست Vive دارای سیستم عامل SteamVR متعلق به Vive است، که به شما اجازه می¬دهد بازی¬های واقعیت مجازی را جستجو و باز کنید حال آن که این کار را می¬توانید به صورت مستقیم از نرم¬افزار Steam بر روی کامپیوتر خود، یا ازطریق فضای مجازی که درون هدست نمایش داده شده است، انجام دهید. این فضای مجازی موجود در هدست دارای یک لیست است که برخی ناحیه ها را به صورت سفید و خالی نشان داده است و برخی را به صورت مناظر دیدنی، و لایه¬ای از صفحه که شما بازی را برای آن تعریف کرده¬اید بر روی کف منعکس می¬شود. زمانی که دکمه VR را با استفاده از یکی از کنترل¬گرهای حرکتی فشار دهید، می¬توانید یک رابط Steam Big Picture را به صورت مستقیم در جلوی خود ظاهر کنید. از این جا شما می¬توانید از کنترل حرکتی به عنوان یک نشانگر استفاده کنید، و به صورت یک لیزر آن را بر روی گزینه ها هدف بگیرید و آیتم مورد نظر خود را از منو انتخاب کنید. این یک سیستم کاملاً شهودی است، ولی ما را وسوسه می¬کند که از صفحه¬های لمسی کنترل کننده حرکتی استفاده کنیم، که در واقع در این مورد خاص هیچ کار بخصوصی را انجام نمی¬دهد.
همچنین HTC نرم¬افزار خود به نام Vive Home VR را در اختیار مشتریان قرار داده است، این نرم¬افزار یک فضای مجازی مشابه را به شما نشان می¬¬دهد. شما می¬توانید بین پس¬زمینه¬های مدرن یا ایستگاه¬های فضایی sci-fi به به عنوان پس زمینه خود انتخاب داشته باشید و در این حالت، سیستم منوی منعکس شده نیز بسیار ساده¬تر از حالت Big Picture که در رابط SteamVR استفاده شد، می¬باشد. Vive Home ویجت¬های را در شکل¬های مختلفی به شما پیشنهاد خواهد کرد، اما زمانی که من این هدست Vive را تست می¬کردم این گزینه¬ها در دسترس نبودند.
این هدست Vive نمی¬تواند به برنامه¬ها و بازی¬های موجود در Oculus Store دسترسی داشته باشد زیرا این بازی¬ها مخصوص هدست¬های Rift هستند. با این حال، کاربران Rift می¬توانند به SteamVR دسترسی داشته باشند، ولی با توجه به این که در Rift قابلیت کنترل حرکتی را نداریم، پس این کاربران کمی در انتخاب بازی¬ها محدود می¬شوند، و بسیاری از آنها بر روی Rift قابل استفاده نیستند.
برای مقایسه دو هدست، من بازی Adventure Time: Magic Man’s Head Game را بر روی SteamVR بازی کردم. این بازی به نوعی یک بازی شخص ثالث است که شما یک انسان را به نام Finn در عبور از محیط¬ها و جادوهای خطرناکی که توسط جادوگر شیطان صفتی به نام Magic Man به وجود آمده¬اند عبور می¬دهید. تله واقعیت مجازی این است که شما، یعنی بازیگر، نقش Tiny the Balloon را برعهده دارید. شما یک بازیگر فعال هستید و بازی را با استفاده از یک دوربین به صورت شخص ثالث می¬بینید، و کاملاً بر شخصیت¬های بازی تسلط دید دارید. بازی¬های شخص ثالث مانند این بازی برای بازی کردن با واقعیت مجازی ایده¬آل نیستند، اما بازی Adventure Time تلاش خود را به خوبی انجام داده است، و هردو هدست Vive و Rift به خوبی آن را اجرا کردند. در استفاده از صفحه نمایش¬های واقعیت مجازی احساس می¬کنید به طور کامل با اشیای اطراف خود محاصره شده¬اید و شما Finn یا Jake هستید که به وسیله Magic Man تعقیب می¬شوید و این حسی است که در صفحه نمایشی به جز واقعیت مجازی نمی¬¬توانید تجربه کنید. از طرف دیگر، دید شما هنوز هم ثابت می¬باشد و شما می¬توانید سرتان را بچرخانید و زاویه دید خود را تغییر دهید، اما دیگر مثل بازی¬های شخص ثالثی نمی¬¬توانید از دید اطراف بهره¬مند شوید و دوربین را بچرخانید.
سپس من از حالت Virtual Desktop استفاده کردم، این حالت صفحه نمایش کامپیوتر شما را بر روی فضای مجازی شما تصویر می¬کند. شما می-توانید صفحه کامپیوتر خود را بر روی یک صفحه نمایش بزرگ و گسترده و منحنی شکل در فضا تماشا کنید، و این حس به شما دست می¬دهد که یک صفحه تلویزیون را بر روی یک دیوار با استفاده از ویدئو پروژکتور منعکس کرده¬اید یا این که در یک تئاتر نشسته¬اید و در حال تماشای یک فیلم هستید. گزینه¬های زیادی برای نحوه تماشای صفحه نمایش سیستم خود در واقعیت مجازی وجود دارد. اگر بخواهید با استفاده از واقعیت مجازی صفحه نمایش سیستم خود را صورت قبل و معمولی نگاه کنید، کار متضاد و بیهوده¬ای به نظر می¬رسد، اما پتانسیل¬ها و گزینه¬های زیادی برای تماشای بهتر این صفحه در واقعیت مجازی وجود دارد. اگر یک صفحه نمایش بزرگ در منزل ندارید، می¬توانید فیلم¬ها را با استفاده از واقعیت مجازی نگاه کنید، و به نظر می¬رسد که در تئاتر نشسته¬اید. (و اگر قصد تماشا کردن ویدئویی دارید که در Oculus Rift یا SteamVR تعریف نشده است، می-توانید آن ویدئو را با استفاده از Virtual Desktop تماشا کنید). اگر میز کار شما فضای مناسب برای قرار دادن یک مانیتور بزرگ را ندارد می¬توانید با استفاده از یک صفحه مجازی صفحه¬ای را به اندازه خودتان داشته باشید و این صفحه نمایش به صورت سه¬بعدی شما را احاطه کند. ویژگی Virtual Desktop کامل نیست: این حالت از قابلیت کنترل¬گرهای حرکتی موجود در هدست Vive استفاده نمی¬کند، پس مجبورید ماوس خود را با دست دنبال کنید. باید به نرم¬افزار موردنظر بگویید که دقیقاً بازی شما در کجای هارد شما قرار دارد تا این نرم¬افزار بتواند بازی مورد نظر را به صورت دستی باز و اجرا کند. و در این حالت رزولوشن مربوط به صفحه مجازی از رزولوشن خود هدست کمتر است، پس اگر یک نقطه دید عالی را پیدا نکنید، متن¬ها کمی تیره و تار دیده خواهند شد.
من همچنین برای به نمایش گذاشتن توانایی¬های یک Vive و این که چه کارهایی می¬تواند انجام دهد یک بازی به نام The Lab را با استفاده از VR demo که از مینی¬گیم¬ها و سناریوهای دیگر استفاده می¬کند، باز کردم. در این حالت شما در یک فضای دارای جزئیات بالا و بزرگ سرگردان خواهید شد و این فضا پر از توپ¬هایی است که هرکدام فعالیت¬های VR را ارائه می¬کنند. ¬شما می¬توانید با برداشتن یکی از توپ¬ها به وسیله کنترل¬گرهای حرکتی و کشاندن این کنترلگرها به سمت صورت خودتان، یکی از این ویژگی¬ها را باز کنید. من به صورت مجازی گشتی در منظومه شمسی زدم، مدلی را برای سیستم منظومه شمسی کشف کردم، و زمانی که یک صفینه فضایی را مقابل خودم دیدم با این وجود که فقط یک اسباب بازی بود، شروع به تیر اندازی کردم، پس به سمت اهداف خود نشانه می¬گرفتم، به آنها شلیک می¬کردم و یکی یکی آنها را از سر راه خود برمی¬داشتم. بازی The Lab گزینه¬هایی را برای انجام سفرهای فضایی به شما می¬دهد-مانند این که شما می¬توانید با یک سگ روبات بازی¬هایی را نظیر Galaga انجام دهید و تجربه¬های جدیدی را برای اولین بار در زندگی خود به دست آورید. ناگفته نماند که میزان کیفیت بازی شما، به سخت¬افزار سیستم شما هم بستگی دارد.
نتیجه نهایی
چیزی در این هدست¬ها مرا اذیت می¬کرد این بود که علی¬رقم سردرد و سرگیجه¬ای که بعد از خارج کردن آنها از سر خود داشتم، بازهم دوست داشتم آنها را به سرم وصل کنم و به بازی کردن ادامه دهم. زیرا ارزش وقت انسان بالاست و ما نمی¬توانیم همه وقت طبیعی روزانه خود را به استفاده از Virtual Desktop اختصاص دهیم. من یک تئاتر مجازی شبکه شده را می¬خواستم داشته باشم که بتوانم در حضور دوستانم در سراسر کشور، هرکجا که هستند فیلم¬هایی را تماشا کنم، و این حس را داشته باشم که در صندلی کنار آنها نشسته¬ام و در حال تماشای فیلم و نظر دادن و صحبت کردن در مورد آن فیلم هستم. دوست دارم در فضای یک بازی بچرخم و همه اشیای آن را با دقت نگاه کنم و با استفاده از کنترل¬گرهای حرکتی تغییراتی را در محیط بازی ایجاد کنم. من انتظار بیشتری از یک VR دارم.
من می¬توانم برای تست کردن یک هدست بازی¬هایی را به شما معرفی کنم که به صورت دمو منتشر شده¬اند و می¬توانند میزان توانایی¬های یک هدست را به شما نشان دهند. در این هدست¬های معرفی شده، توانایی واقعی برای اجرای بازی¬هایی مانند Elder Scrolls یا Fallout وجود دارد. این حرف را با اطمینان بالایی زدم.
افرادی که به تازگی قصد خرید یک VR را دارند، انتخاب سختی را پیش روی دارند. اگر شما می¬خواهید همین الان قابلیت کنترل حرکتی را داشته باشید و مانند قابلیت راه رفتن و قدم زدن در یک دنیای مجازی، پس انتخاب شما باید هدست HTC Vive باشد- حتی اگر خیلی گران¬تر از دیگر گزینه¬های موجود در بازار باشد اما ارزش خرید را دارد. و اگر می¬خواهید واقعیت مجازی را به صورت کامل تجربه کنید و به راحتی با حرکت کردن به اطراف خود در فضای مجازی به صورت همزمان تاثیر بگذارید، هیچ انتخاب دیگری نخواهید داشت. اما اگر بدون وجود قابلیت کنترل حرکتی می¬توانید از یک VR استفاده کنید و مشکلی ندارید، و اگر دوست دارید به اگر نرم¬افزارهای واقعیت مجازی دسترسی داشته باشید، پس بهتر است هدست Oculus Rift را اولویت خود قرار دهید. البته باید گفت که این فناوری در حال توسعه است و سازندگان این عرصه بر روی توسعه و بهتر کردن آن تمرکز بسیار دارند و امکان دارد چند ماه بعد دست به انتشار یک محصول بهتر و پیشرفته¬تر از دستگاه¬های موجود در بازار بزنند.
اما دودلی¬هایی هم وجود دارد. این ویژگی که هردو هدست Vive و Rift باید از طریق کابل¬هایی به کامپیوتر وصل شوند، به دلیل دست و پاگیر بودن کابل و از بین رفتن تمرکز کاربر می¬توانند ویژگی¬های منفی برای این هدست¬ها باشند. و البته، باید نرم¬افزارهای بیشتری در این عرصه ارائه شوند تا ارزش و لذت استفاده از واقعیت مجازی بیشتر شده و تنوع بیشتری به خود بگیرد. اما با قابلیت¬هایی که از این دو هدست دیدیم، می¬توان گفت باید منتظر محصولات شگفت¬انگیزی در این عرصه باشیم.

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

It is main inner container footer text